تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
شكل 5 - نقاشى سقف تالار خواب‌خانهء قديمى متعلق به سردار معتمد در شهر رشت كه اينك از ميان رفته است . ريخته و يا به كلى از ميان رفته بودند . از نقاشيهاى تك‌صورتى پسران و دخترانى هم كه با نقش‌ونگارها و زيورهاى معمول دورهء قاجار و با شيوهء سنتى دورهء فتحعلىشاهى نقاشى شده بود اينك اثرى ديده نمىشد . همچنين ، در خانه‌هايى از اين دست ، نقاشيهاى در حال ريزش را سترده به سليقهء روز گچكارى كرده بودند « 6 » ! به هرحال ، نقاشيهاى اين بناهاى قديم ، به آثار دوران صفويهء قزوين مشابهت داشته ، نيز از طريق اين سرزمين به گيلان راه يافته است . زيرا انتقال پايتخت صفويان از تبريز به قزوين موجب حضور هنرمندانى از اكناف ايران به اين شهر شد و هنرمندانى از هرصنف ( اديبان ، شاعران ، خوشنويسان ، طلاكاران ، نقاشان ، تزئين‌كاران ، صحافان و . . . ) پيرامون درباريان صاحب‌ذوق و هنردوست جمع آمدند تا به اتكاء هنرنمايى خود كه مورد نياز آنان بود حمايت اين اربابان مال و مقام را جلب كرده به افتخاراتى نائل آيند . در اين هنگام ، نقاشى زمينه سنگين تبريز ، با رنگ‌آميزى شاد شيراز ( با همهء تركيبات فنى وابسته‌شان ) در قزوين رواج گرفت و مجموع اين سليقهء تركيبى با تكرار عوامل سنتى خود بعدا در اصفهان نيز تا دورهء قاجار به حيات هنرى خويش ادامه داد . شكل 6 - نقاشى سقف تالار خواب خانهء قديمى متعلق به ميرزا عيسى خان منجم‌باشى در شهر لنگرود . خواجه زين العابدين على عبدى بيگ نويدى شيرازى كه در سال 988 هجرى قمرى در شهر اردبيل وفات يافته ، در كتاب « دوحة الازهار » « * » خود علاوه بر توصيف وضع دربار قزوين و مناظر و آثار زيباى اين شهر از قبيل باغها ، خيابانها ، درختكاريها ، گلكاريها ، ايوانها و رواقها از مجالس نقاشى نيز با عناوين صفت شيرين و فرهاد و كوه بيستون ( بهيستون - بهستان ) ، تصوير شيرين و خسرو و چشمهء آب ، تصوير مجلس بزم‌ورزم ، تصوير شكارگاه و چوگان‌بازى ، باغ و سير جوانان در آن ، تصوير مجلس يوسف و زليخا و دست بريدن زنان مصر و . . . مشروحا سخن گفته است . همهء اين آثار ، نشانگر علاقهء شخصيتهاى دربارى قزوين به اين هنر بوده است . از اينرو ، مىتوان چنين استنتاج كرد كه وجود نقاشيهاى مربوط به عصر صفويهء قزوين در بعضى از خانه‌هاى قديمى گيلان به سبب قرابت و روابط اين دو سرزمين با هم ، از طريق رجال گيلانى وابسته به دربار قزوين ، به گيلان راه
هامش
( 6 ) . خوشبختانه به مقدار معتنابهى از اين آثار در كتاب « از آستارا تا استارباد » دكتر منوچهر ستوده ، مجلدات يكم و دوم ، اشاره شده و بعضا عكسهائى سياه - سفيد از آنها به چاپ رسيده است . ( * ) . نگاه كنيد به تعليقات همين بخش .