شكل 2 - طرحهائى بهشمارههاى 1 - ارابهران 2 - آدم نشسته از روبرو 3 - سه نفر در كنار « كپر » 4 - نگاهبان چهارپايان 5 - چند زن در حال پايكوبى ( از آثار هنرمندان كهن كاشان - سيلك ) 6 - مردى در ميان دو تيرك پايه سنگين در حال اجراى مراسم 7 - مردى در قدرت و شخصيت سه مرد برتر غيرزمينى ( از آثار هنرمندان كهن خوزى - شوش ) 8 - مردى قوى در حالت اجراى كارى ( اثر يك هنرمند كهن ناحيهء تل باكون - فارس ) .
معاصر ، راهگشاى چگونه ديدن و چگونه هنرمندى كردن ( به دور از تقليد ) باشند .
سفالگرى از پيشههاى واجب مردم دوران كهن بود ، زيرا ظروف مورد نياز آنان از اين راه تهيه مىشده است ، سفالگران نيز در آنها سليقه بهكار برده و نقشاندازى مىكردهاند .
هنرنمائى معمولا با نياز و كار شكل مىگيرد . اين سليقهنمائى علاوه بر سفالينهها بر روى ساير وسائل از قبيل چوب ، فلز ، پارچه ، فرش و غيره نيز ديده مىشود .
در هنر قديم ، هنوز چهرهسازى به مفهوم شبيهسازى مورد نظر نبود ، اما اندامسازى كه هيئتى كلى بود مورد عمل قرار داشت . ( طبيعت ، تنها آن نيست كه به چشم ظاهربين مىرسد . ديد هر مصورى نسبت به واقعيتهاى طبيعت فرق مىكند ، و بسيار نقاشان كه به همان دانستهها و شكلهاى آشنا و يافتههاى ساده و عادى طبيعت بسنده مىكنند و اين ، با مراحل والاى هنرمندى فرق بسيار دارد ) .
نقش و نگار در گيلان
از روال كار هنرمندان ماقبل تاريخ فلات در مقدمهء اين بحث گفتگو شد و نمونههايى زبده از هنرنمايى اين گمنامان ارائه گرديد .
شكل 3 - طرحهائى بر روى پارهسفالهاى مكشوفه از تپهء ماقبل تاريخى « سيلك » كاشان كه آدمهائى را بر روى 6 قطعهء سفال ، در حال ارّابهرانى ، پايكوبى و هدايت چهارپا نشان مىدهند .
غير از هنرمندان كهن تاريخى فلات ( آنان كه تابع خود بودند و از عظمت ساختههاى آنان به كفايت آگاهى داريم ) و نيز تعدادى ديگر كه در سدههاى ميانه و بعد ، از حمايت رجالى باذوق برخوردار بوده معاشى و مقامى داشتند ، بقيه از راه پيشهورى تام ، هنرنمايى مىكردند و در اين راه ، همچون « راب « 1 » » كه آسايشگاه خود را بر دوش مىكشد ، براى آنكه بىدغدغه از دشوارى معاش باشند ، پيشه را هميشه با هنر همراه مىداشتند و متناسب با درك خود از هنر و ميزان مهارت و ممارست در كار ، هنرنمايى مىنمودند .
پيشه براى پيشهوران هنردوست ، همچون بوم براى نقاشان كه سليقه و انديشههايشان را بر آن پياده مىكنند ، بوده است و اين ، وثيقهاى بود كه پيشهور مشتاق را با دستآورد معاشى هرچند اندك ، وامىداشت تا ذوق و سليقه و انديشهاش را بر روى وسائل پيشهاش پرداخت دهد .
نتيجهء كار مصوران ، قلمزنان ، سراجان ، حجاران ، خطاطان ، كتيبهسازان ، نقاشان و ديگر پيشهوران اين بود كه ضمن رفع نياز مردم ، سليقهها ، خواستها و انديشههاى خود را طى دورههاى مختلف به صورت انباشتههاى مداوم ، به عنوان « سنت » به ارث مىگذاشتند .
هامش
( 1 ) . « راب » در گيلكى نام « حلزون » مىباشد .