شكل 1 - طرحهائى بهشمارههاى 1 ، 2 ، 3 ، 4 ، 6 ، 7 ، 8 و 9 از آثار هنرمندان كهن شوش است . طرحهاى شمارهء 5 و 11 از آثار كهن فارس و طرح شمارهء 10 از آثار هنرمندان كهن كاشان ( سيلك ) است .
شكلها و تغييرات در آنها مىشوند .
اما در كل ، عوامل سائيدهء مضامين ذهنى هنرمند هم موجب سادهنگرى است و البته اين ذهنيات با طرح ساده و تكرارشونده را نبايد ناديده گرفت .
زيرا نقاشى از مجموعهء ذخاير ديدهها شكل مىگيرد و از اينرو است كه بايد گفت : « چگونه ديدن ، جز چگونه فكرى را نشان دادن است » .
هرچند كه هر ديدهاى بار فرهنگى - هنرى خاص خود را دارد ، اما ديدهء تازه را فداى از پيشدانستههاى خود كردن و درگير بايدها شدن ، بار وسيعى از اين ديدهها را كه الهامگر تازههاست از دست مىدهد .
تازهها براى هنرمند فلات ، از آغاز نگرش از راه سادهنگرى بهدست آمده است ( اگر نيرو يا حركت گيرائى را حس كرده ، آنچنانكه به اعجاب فرو رفته ) همان « تأثير » ساده را از راه تصوير ، به قوت ، القاء نموده است .
بسا تصوير از هنرمندان كهن داريم كه آنها را با هيئت اغراقآميز و قويا القاءگر بهوجود آوردهاند و در اين كار به جسارتهائى دست بردهاند و به خاطر سلطهء ذهنيت قوى ، عاديات عينى مسلم را ناديده گرفته به آن وابسته نشدهاند .
اين واقعيت را چند نمونه براى مثال ، كفايت مىكند كه مىتوانند زمينهء توجهات گسترده و خاص باشند .
طرحهاى ارائهشده در شكل 1 كه همهء آنها بر روى سفالينهها اجرا شدهاند ، مربوط به مكشوفههاى سه ناحيه از فلات ايران ( شوش ، كاشان و فارس ) است كه به زمانهاى تا هفت - هشت هزارهء پيش وابستهاند . در طرح شمارهء 1 و 2 كه طرح مرغان گردندراز داده شده ، از آثار هنرمندان شوشى است . در يكى از اين دو ، همهء اندام مرغ را اغراقآميز ساختهاند و در ديگرى فقط به ساختن گردندراز مرغان كفايت شده ، آنها را مانند « چپر » به رديف طرح زدهاند .
در طرح شمارهء 3 بزى را با شاخهاى عظيم گرد كرده مىبينيم . طرح پشت و شكم داراى دو قوس زيباى پشت بههم ، هيئت سادهشدهء عمدى بز را مىنماياند .
در طرح شمارهء 4 بزغالهاى با قوسهاى بسيار زيبا ديده مىشود كه نقش « گردونهء مهر » در ميان جاخالى دو قوس شاخ و پشت بزغاله جاسازى شده است . طرحهاى شمارهء 3 و 4 نيز از آثار هنرمندان شوشى مىباشند .
در طرح شمارهء 5 بزى با شاخهاى منكسر و قوس زير شكم ، به وسيلهء هنرمند ناحيهء باكون فارس نشان داده شده است .
در طرحهاى شمارهء 6 و 7 پرندگان پادراز و گردندرازى مىبينيم كه سه تاى آنها نوك دارند و سه تاى ديگر با سر بدون نوك طراحى شدهاند .
در طرح شمارهء 8 سه بز با اندام قوسى زير شكم به رديف و دو شاخ افقى و هيئت بدون سر ، ساخته شدهاند .
در طرح شمارهء 9 دو پرنده با بدن شطرنجى ( يادآور كرت زمين زراعتى ) ارائه شده است ( طرحهاى شمارهء 6 ، 7 ، 8 و 9 كار هنرمندان شوشى مىباشد ) .
در طرح شمارهء 10 بزى مانند قرقره ساخته شده كه دو شاخ كوتاه دارد .
خطوط عمودى بدن حيوان القاءگر موهاى بلند آويختهء تن آن مىباشد . اين كار از نظر فن نگارگرى به غايت سادگى درآمده و به اصطلاح مشهور در فن « استيليزاسيون » اجرائى در سطح بالا دارد . اين اثر ، به هنرمندان منطقهء باستانى كاشان ( سيلك ) تعلق دارد .
طرح شمارهء 11 كه بزى همانند بز شمارهء 5 ، ولى به شكل طبيعى نزديكتر طراحى شده ، از مكشوفههاى پيرامون ناحيهء « مرودشت » فارس است .
جز اين طرحهاى يازدهگانه كه براى آشنائى با نحوهء ديد هنرمندان چند هزارهء پيش به صورت نمونه ارائه شد ، بسا تصاوير ديگرى ( از گياهان ، چارپايان اهلى ، ددان و پرندگان ) در آثار سفالينه و فلزى مكشوفه نيز موجود است كه طراحانشان آنها را با آزادى عمل تمام ( ولى با حذف اعضاء و جوارحى كه غيرلازم به نظر رسيده ) تركيب نموده و خود را تابع و ملزم به شكلهاى بايستهء آنها نكردهاند . يعنى : هرطورى كه لازم آمده آنها را ساخته ، بيان مقصود كردهاند .
همزمان با اجراى تصاوير گياهان و چارپايان و ددان و پرندگان ، شكل انسانها نيز ارائه شده است . در بعضى از آنها حركات ظريف و القاءگر اندام نموده شده كه كمال دقت را در كار هنرمندان گذشتههاى دور مىرساند .
در شكل 2 كه همهء طرحها بر روى سفالينهها اجرا شدهاند ، طرح شمارهء 5 چهار زن را در حال رقص نشان مىدهد كه حركات نرم سر و گردن و اندام را با قدرت القاء مىكنند . شكل شمارهء 3 نيز در دو طرح رديف بالا ، افرادى در حال رقص مجسم شدهاند كه حركات نرم آنان در اجراى رقص آشكار است .
اين نمونههاى اندك كه در شكلهاى 1 ، 2 و 3 ارائه شدهاند ، چگونه ديدن هنرمندان دنياى قديم را براى ما روشن مىكنند و مىتوانند براى هنرمندان
كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 398
مساهمون: ابراهيم اصلاح عربانى
ص٣٩٨