چوب توت و يا چوب گردو ساخته مىشود ، ليكن در استان گيلان نوازندگان دورهگرد دمبوك را از ورق آهن و حلب تهيه مىكنند .
7 - دمبل : دمبلك را در گيلان « دمبل » مىنامند كه از دو طبل بيضى متصل بههم تشكيل شده كه يكى كوچكتر از ديگرى است . دمبل نيز سرناى را همراهى مىكند ، ولى خيلى كوچكتر از نقاره است .
8 - بيلىبوم ( دهل ) : طبل بزرگى است كه قطر دايرهء آن حدود 1 متر و ارتفاع آن 30 سانتيمتر است . بر دو سطح دايرهء جانبى آن پوست حيوانات كشيده شده است . بر دو نقطه از بدنهء دهل تسمهاى وصل شده كه نوازنده هنگام نواختن آن را به گردن مىآويزد و به اين ترتيب « دهل » در جلوى سينه و شكم او طورى قرار مىگيرد كه سطوح پوستدار در سمت راست و چپ واقع شوند .
نوازنده در دست راست خود چوبى به شكل عصا و در دست چپ تركهاى باريك مىگيرد ( تركه و كجك ) و با آنها بر روى پوست مىكوبد ؛ يا تركه را به پوست چپ مىچسباند و با عصا ( كجك ) به پوست راست مىكوبد . دهلسازى كاملا محلى است كه به تنهائى مورد استفاده نيست و سرنا را همراهى مىكند .
9 - دياره ( دايره ) : اين ساز از يك حلقهء چوبى و پوست و گاه تعدادى حلقههاى فلزى تشكيل شده است . عرض حلقهء چوبى يا « كلاف دايره » 5 تا 7 سانتيمتر و قطر دايره 25 الى 40 سانتيمتر است . در جدار داخلى حلقهء چوبى 40 حلقهء كوچك فلزى ( يا سكههاى آلياژ ) به فواصل مساوى آويزان شده است .
در يكى از نقاط جدار چوبى بريدگى كوچكى وجود دارد كه نوازنده انگشت شست خود را در داخل آن قرار مىدهد و با بقيهء انگشتان هردو دست بر پوست دايره مىكوبد . گهگاه نيز حركت عمودى يا افقى دايره در اثر برخورد حلقههاى فلزى به جدار چوبى دايره صداهاى جالبى ايجاد مىكند . اين ساز غالبا در شهرها مورد استفاده قرار مىگيرد . برخى از ديارهها فاقد حلقههاى فلزى هستند .
10 - ديارهزنگى : اين ساز مانند دياره يا دايره است ، ولى كوچكتر از آن مىباشد . در ديوارهء چوبى ( كلاف دايره ) به فواصل معين شكافهائى در عرض ديواره ايجاد شده و در داخل شكافها پولكهاى فلزى كوچكى جفتجفت با استفاده از ميلههاى محورى متصل گرديده است . اين ساز غالبا در مراسم عروسى به خصوص در ايام عيد نوروز توسط پيك شادى نوروزخانى و حاجىفيروز مورد استفاده قرار مىگيرد .
11 - سنج : از دو ورقهء دايرهشكل فلزى ( غالبا برنجى ) به قطر 30 - 40 سانتيمتر تشكيل شده و هريك از ورقهها در ناحيهء مركزى پشت خود داراى حلقهاى چرمى است كه نوازنده به وسيلهء آن سنجها را در دست مىگيرد . اين ساز بيشتر در مراسم تعزيه و دستهگردانى ايام عزادارى محرم و صفر مورد استفاده قرار مىگيرد . همچنين در موزيك ارتش مخصوصا مراسم رژه از سنج استفاده مىشود .
12 - سانتور : در گيلان به غلط سازهائى نظير سازدهنى ، آكوردئون و گارمون را كه در گذشته توسط نوازندگان دورهگرد در مراسم عروسى و جشنها نواخته مىشد سانتور و نوازندگان سازهاى مزبور را « سانتورچى » مىناميدند . اما در حقيقت سنتور نام يكى از قديمىترين و كاملترين سازهاى
نوازندهء دهل
ايرانى است . اين ساز به شكل يك جعبه ذوزنقتين مىباشد كه چند رديف سيم بر روى آن كشيده شده و به وسيلهء 2 مضراب چوبى نواخته مىشود .
13 - گاوگورانه : سازك بادى است كه از پوست درختان كهل و توسكا درست مىشود و صداى آن شبيه صداى گاوى است كه ناله سر داده و كمك مىخواهد . اين سازك را كه شباهت زيادى به « سرناى » دارد به همين جهت « گاوگورانه » گويند .
14 - شت : نويسندهء « فرهنگ گيل و ديلم » در تعريف اين آلت موسيقى نوشته است : پوست بعضى از درختان نظير توت را مىكنند و آن را به شكل نى مىپيچند و در آن مىدمند . ( مانند گاوگورانه ) .
مردم باور دارند كه صداى « گاوگورانه » مرغ خانگى را از تخم كردن مىاندازد و صداى آن را خوش ندارند با همهء اينها در بعضى آباديها ، گاوگورانه را مىنوازند .
15 - دوتار تالشى : ساختهشده از يك قطعه چوب كه محل كاسه را گود كرده و قسمت دستهء ساز را در امتداد كاسه تراش مىدهند . اين ساز به صورت ابتدائى و به تعداد غير قابلتوجهى در منطقهء تالش يافت مىشود . اين ساز 2 يا 3 سيم و 12 تا 13 پرده دارد . در ساختن آن ظرافتى بهكار نرفته است .
16 - گيلهتار : تار مخصوص گيلان است كه تا حدودى شبيه تار معمولى است با اين تفاوت كه براى مقابله با رطوبت به جاى پوست كه در برابر رطوبت بسيار حساس است از يك لايهء چوبى نازك و نيز سيمهاى كلفتساز استفاده شده و كاسهء آن از كاسهء ساز معمولى كوچكتر است . گيلهتار علاوه بر قابليت تكنوازى در تركيب سازهاى سنتى به جاى « تارباس » يا « بمتار » با حفظ كوك ثابت مورد استفاده قرار مىگيرد .
بايد دانست كه علاوه بر سازهاى محلى در موسيقى گيلان سازهاى ملى و همچنين سازهاى خارجى در كنسرتها و برنامههاى مختلف راديو و تلويزيون و غيره مورد استفاده قرار مىگيرند بهويژه طى سالهاى اخير با رواج سازهاى ملى نوازندگان چيرهدستى در رشتههاى مختلف سازهاى موسيقى ملى شامل
كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 386
مساهمون: ابراهيم اصلاح عربانى
ص٣٨٦