تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
قطعهء مزبور به منظور فراخوانى و جمع‌آورى گوسفندان پراكنده‌شده در مراتع توسط شبانان منطقه مورد استفاده قرار مىگيرد ، ضرورتا در آغاز قطعهء مزبور استفاده از نتهاى كشش‌دار اجتناب‌ناپذير است . در ميان روايتهاى متعددى كه از اين قطعهء موسيقى جمع‌آورى شده است ، نمونه بدست‌آمده از منطقهء ديلمان اصالت بيشترى دارد . در اين نمونه با كششهاى مكرر بر روى پرده « ديلمان » در گام شور توجه گوسفندان پراكنده‌شده در مرتع جلب مىگردد پس از آن با اجراى نغماتى در مايهء دشتى و شور همراه ريتم هماهنگ با حركت گوسفندان ، گله پراكنده‌شده در دشت همانند « شيپور جمع » در واحدهاى ارتش كنار چوپان مجتمع مىگردد . قطعه نت‌شده توسط استاد صبا با روايت اصلى آن شباهت زيادى دارد . چوپانان در همين مايه دو قطعهء ديگر نيز توسط نى مىنوازند كه عبارتند از : گوسفند هگردان و گله‌رى . گوسفند هگردان : اين قطعه موسيقى هنگامى كه گوسفندان به آشاميدن آب مشغول مىشوند توسط چوپانان نواخته مىشود و در نتيجه گوسفندان همراه با نواى نى چوپان به آشاميدن آب ميل بيشترى نشان مىدهند . چنانچه واژهء « هگردان » تغيير يافته « واگردان » در لهجهء گيلكى به معنى « برگردان » باشد ، به نظر مىرسد هدف اصلى چوپان از اجراى اين موسيقى برگرداندن گوسفندان به چراگاه پس از آشاميدن آب مىباشد و به همين جهت با شنيدن اين قطعه گوسفندان با ولع بيشترى آب نوشيده آمادهء بازگشت به چراگاه مىشوند . در بررسى واژه‌نامه‌هاى گوناگون گيلكى معادل و ترجمهء لغت « برگردان » به معنى « هگردان » مشاهده نشده است . گله‌رى : اين قطعه پس از چرا ، استراحت و فراخوانى گله ، هنگام حركت دسته‌جمعى گوسفندان به سوى مقصد نواخته مىشود . گله‌رى داراى وزن آزاد بوده از نغمات مختلف « گوسفند دوخوان » بدون ريتم مشخص تركيب يافته است . 9 - ولگ‌سرى : اين قطعه پيام‌آور موسم بهار و آغاز جوانه زدن درختان مىباشد . آهنگ بانشاطى است كه مانند اغلب نغمات موسيقى بومى گيلان در مايهء دشتى اجرا مىگردد . 10 - ولگ‌ريزى : آهنگ محزونى است مخصوص پائيز و برگ‌ريزان كه با اجراى نتهاى كشيده و لرزان حال و هواى غم‌انگيز اين فصل را توصيف مىنمايد . 11 - جلونى : اجراى خاصى از موسيقى « عروس‌بران » هنگام بردن عروس به خانه داماد است . نوازندهء سرناى همراه حركات و پيچ‌وتاب موزونى كه به سرناى و بدن خويش مىدهد اين قطعهء پرنشاط را اجرا نموده حضار شركت‌كننده در مراسم عروسى را به وجد مىآورد . به نظر مىرسد مفهوم اين واژه « جولان دادن » نوازندهء سرناى است . 12 - آبكنارى : نوعى آواز درآمد دشتى است كه نهايت سوزوگداز در اجراى آن به وسيلهء سرناى و نى بيان مىگردد . اين قطعه موسيقى كه از ارتباط و توازن ملوديك قابل‌توجهى برخوردار است قابليت زيادى در جهت همراهى با شعر دارد و موسيقى كلامى نيز محسوب مىگردد . با توجه به حزن و اندوه فوق العاده‌اى كه در اين قطعه وجود دارد در موسيقى مذهبى به خصوص در مراسم تعزيهء حضرت عباس مورد استفاده قرار مىگيرد . مرحوم اسد اللّه خان صمصام اولين كسى بوده كه آواز آبكنارى را در تعزيهء حضرت عباس اجرا نمود . 13 - زردمليجه ( گنجشك زرد ) : يكى از آشناترين آواهاى بومى گيلان است كه به همت استاد صبا به گنجينهء موسيقى ملى ايران افزوده شده است . اين قطعه كه در عاليترين نوع تركيب ملودى با ريتم ، در مايهء دشتى تنظيم شده است از شاهكارهاى موسيقى محلى ايران محسوب مىگردد . بدون ترديد هنرمندان گمنام محلى در ساختن اين اثر از طبيعت الهام گرفته و صداى دل‌انگيز زردمليجه را به صورت آهنگى دلپذير درآورده‌اند . اين قطعه در شمار بهترين قطعات موسيقى ضربى ايران محسوب مىگردد . 14 - شرفشاهى : دوبيتيها يا چهاردانه‌هاى سيد شرف الدين بن عبد الله ملقب به شرفشاه از عرفا و شعراى معروف قرن هفتم گيلان كه در منطقهء گيل دولاب طوالش مىزيسته توسط بوميان منطقه در قالب آهنگى محزون ريخته شده است . اين آهنگ محلى كه شرفشاهى ناميده مىشود از آوازهاى دستگاه شور است و با آن‌كه نزديكى خاصى با گوشهء « حاجيانى » اين دستگاه در رديف موسيقى ملى دارد ، ليكن از نظر حالت و ويژگيهاى ملوديك از آن متمايز مىشود . برخى از روايات حاكى از آن است كه آهنگ شرفشاهى توسط خود شرفشاه ساخته شده است . اگر اين انتساب درست باشد مىتوان پير شرفشاه را از بزرگان موسيقى به‌شمار آورد . نويسندهء مقدمهء ديوان كوچك سيد شرفشاه در همين زمينه مىنويسد : « اين دوبيتيها در زمان خود شرفشاه و بعد از وى نشر يافته و از حنجرهء موسيقىدانان و خوانندگان و روستائيان و كشاورزان گيلانى در شاليزارها و مزارع و باغهاى چاى برمىخيزد . اين ترانه‌ها با آهنگ مخصوصى همراه است كه به آن آهنگ شرفشاهى مىگويند و امروزه نيز روستائيان گيلانى با همين آهنگ به ترنم دوبيتيها مىپردازند . آهنگ شرفشاهى يكى از آهنگهاى دستگاه شور و يكى از گوشه‌هاى پهلوى اين دستگاه محسوب مىشود آن‌چه كه جالب مىنمايد اين است كه آهنگ مزبور را خود شرفشاه ساخته ، بدين‌ترتيب مىتوان وى را از بزرگان و مبتكرين در موسيقى اصيل ايرانى نيز بشمار آورد كه اين بيشتر به بزرگى اين عارف بزرگ و صوفى عاليقدر مىافزايد . ساختن آهنگهاى مزبور بدين دليل بوده كه معارف عاليه‌اى را كه در ضمن دوبيتى گنجانده به كمك موسيقى به مردم القاء نمايد » . داستان شورانگيز عشق « خورىسو » و فرجام اين عشق نافرجام از عوامل اصلى ايجاد انگيزه براى بوميان منطقه محسوب مىگردد كه در حفظ و روايت اين رويداد غم‌انگيز حساسيت ويژه‌اى نشان داده‌اند ، به‌طورى كه « خورىسو » كه قبل از وصال با پير « شرفشاه » چشم از جهان فرومىبندد ، در سلسلهء اولاد پيغمبر درآمده و مزارش به نام « سيد خروسه » در كنار رودخانه « زاويلا » در جنگل هفت‌دغنان همانند مرقد پير شرفشاه مورد احترام ساكنين منطقه قرار مىگيرد . آواز شرفشاهى كه هم‌اكنون در سرتاسر مناطق گيلان با تفاوت اندكى توسط خوانندگان و نوازندگان روايت مىگردد در مراسم مذهبى و مرثيه‌خوانى رواج فراوانى دارد به‌طورى كه تقريبا همهء مداحان و نوحه‌خوانان منطقه ، در