تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
زنبيله‌بار * يار مىبرد رايمونه آمه صد و سى سوار * يار مىبرد رايمونه آمه گل سنبل به دامانر بچينم * يار مىبرد رايمونه آمه دويراوير بكه از ته بوينم * يار مىبرد رايمونه آمه هى يار هى يار * يار مىبرد رايمونه آمه صد و سى سوار * يار مىبرد رايمونه آمه زنبيله‌بار * يار مىبرد رايمونه آمه صد و سى سوار * يار مىبرد رايمونه آمه
ششم - ترانه‌هاى كودكانه و لالائى : « لالائى » مادران در پاى گهواره‌ها براى خوابانيدن كودكان ، شايد نخستين ترانه‌هاى جوشيده از دل مردم باشد . زيرا خواندن لالائى ، چه همراه با كلمات ساده و چه با كلمات ساده و چه با آهنگ تنها ، از ديرباز در ايران معمول بوده است و هر مادرى به ذوق و سليقهء خود كلماتى را در آهنگ لالائى ريخته و از آن استفاده كرده است ؛ به همين جهت موسيقى لالائيها بسيار دلنشين و اشعار آنها ساده و سرشار از عواطف است :
لالا ، لالا ، گل پونه * گدا اومد در خونه نونش داديم خوشش اومد * خودش رفت و سگش اومد چخش كرديم ، بدش اومد * لالا ، لالا ، گل خشخاش بابات رفته خدا همراش * لالا ، لالا ، گل فندق ننت رفته ، سر صندوق * لالا ، لالا ، گل گردو بابات رفته توى اردو * لالا ، لالا ، گل پسته بابات رفته ، كمر بسته * لالا ، لالا ، گل سوسن بابات اومد ، چشت روشن * لالا ، لالا ، گل زيره چرا خوابت نمىگيره * كه مادر قربونت مىره برو لولوى صحرائى * تو از بچم چه مىخواهى كه اين بچه پدر داره * و قرآن زير سر داره دو شمشير بر كمر داره
هفتم - ترانه‌هاى مذهبى و نوروزخوانى : در گيلان رسم است كه 20 روز قبل از عيد ، نوروزخوانى مىكنند . به اين ترتيب كه افراد آشنا با اين كار دوره‌گردى كرده ، اشعارى را كه در وصف نوروز ساخته شده و يا خود ساخته‌اند مىخوانند و از صاحب‌خانه‌ها انعام مىگيرند . كاظم سادات اشكورى در مورد « نوروزخوانى در گيلان » اينطور مىنويسد : « در نخستين روزهاى اسفندماه نوروزخوانها به گيلان مىآيند ، خسته از راه‌پيمائى ، اما با چهره گشاده . اينان از رودبار محمد زمانخانى مىآيند و لهجهء خاص خود را دارند كه صدايشان وقتى در كوچه‌ها شنيده مىشود ، مژدهء بهارى است كه از راه مىرسد و خاكى كه نفس مىكشد و ساقه‌هائى كه بيدار مىشوند و زمزمهء آرام جويبارانى كه از دره‌هاى خرد مىلغزند . نوروزخوانها سراسر گيلان را زيرپا مىنهند و به نيمى از شهركها و روستاهاى مازندران نيز مىروند . اغلب اينان نخست « دوازده امام » مىخوانند و به ترجيع‌بند كه مىرسند ، ترجيع را دو نفرى تكرار مىكنند و بعد « نوروز و نوسال » مىخوانند . . . دوازده امام كه در زير آورده مىشود ، گذشته از اين‌كه آهنگ خواندنش با « نوروز و نوسال » فرق مىكند ، شعرش نيز به زبان فارسى سروده شده است :
همىخوانم امام اولين را * شه كشور امير المؤمنين را وصى و جانشين يعنى على را * به ياسين و الف لام و به فيروز دهيد مژده كه آمد عيد نوروز * امام دومين هم دستهء گل شفاعت مىكند او بر سر پل * حسن بابش سوار است او به دلُدل به ياسين و الف لام و به فيروز * دهيد مژده كه آمد عيد نوروز امام سومين شاه جهان‌ست * بود نامش حسين شاه يگانه‌ست محمد را به محراب مىرساند * به ياسين و الف لام و به فيروز دهيد مژده كه آمد عيد نوروز * امام چارمين زين العباد است گل باغ حسين اما مراد است * به ياسين و الف لام و به فيروز دهيد مژده كه آمد عيد نوروز * امام پنجمين پنجاه بلا را بگردان دور از اين دولتسرا را * خصوصا هم از اين دولتسرا را به ياسين و الف لام و به فيروز * دهيد مژده كه آمد عيد نوروز امام ششمين شاه مدينه * الهى نوجوانت بد نبينه الهى نوجوانت خير بينه * گل عشرت به كام دل بچينه به ياسين و الف لام و به فيروز * دهيد مژده كه آمد عيد نوروز امام هفتمين موساى كاظم * ز نور او منور گشته عالم چو بلبل در قفس تا كى بنالم * به ياسين و الف لام و به فيروز دهيد مژده كه آمد عيد نوروز * امام هشتمين شاه خراسان بكن تلخى جان كندن تو آسان * بهار آمد همه‌جا شد گلستان به ياسين و الف لام و به فيروز * دهيد مژده كه آمد عيد نوروز