زنبيلهبار * يار مىبرد رايمونه آمه
صد و سى سوار * يار مىبرد رايمونه آمه
گل سنبل به دامانر بچينم * يار مىبرد رايمونه آمه
دويراوير بكه از ته بوينم * يار مىبرد رايمونه آمه
هى يار هى يار * يار مىبرد رايمونه آمه
صد و سى سوار * يار مىبرد رايمونه آمه
زنبيلهبار * يار مىبرد رايمونه آمه
صد و سى سوار * يار مىبرد رايمونه آمه
ششم - ترانههاى كودكانه و لالائى : « لالائى » مادران در پاى گهوارهها براى خوابانيدن كودكان ، شايد نخستين ترانههاى جوشيده از دل مردم باشد . زيرا خواندن لالائى ، چه همراه با كلمات ساده و چه با كلمات ساده و چه با آهنگ تنها ، از ديرباز در ايران معمول بوده است و هر مادرى به ذوق و سليقهء خود كلماتى را در آهنگ لالائى ريخته و از آن استفاده كرده است ؛ به همين جهت موسيقى لالائيها بسيار دلنشين و اشعار آنها ساده و سرشار از عواطف است :
لالا ، لالا ، گل پونه * گدا اومد در خونه
نونش داديم خوشش اومد * خودش رفت و سگش اومد
چخش كرديم ، بدش اومد * لالا ، لالا ، گل خشخاش
بابات رفته خدا همراش * لالا ، لالا ، گل فندق
ننت رفته ، سر صندوق * لالا ، لالا ، گل گردو
بابات رفته توى اردو * لالا ، لالا ، گل پسته
بابات رفته ، كمر بسته * لالا ، لالا ، گل سوسن
بابات اومد ، چشت روشن * لالا ، لالا ، گل زيره
چرا خوابت نمىگيره * كه مادر قربونت مىره
برو لولوى صحرائى * تو از بچم چه مىخواهى
كه اين بچه پدر داره * و قرآن زير سر داره
دو شمشير بر كمر داره
هفتم - ترانههاى مذهبى و نوروزخوانى : در گيلان رسم است كه 20 روز قبل از عيد ، نوروزخوانى مىكنند . به اين ترتيب كه افراد آشنا با اين كار دورهگردى كرده ، اشعارى را كه در وصف نوروز ساخته شده و يا خود ساختهاند مىخوانند و از صاحبخانهها انعام مىگيرند .
كاظم سادات اشكورى در مورد « نوروزخوانى در گيلان » اينطور مىنويسد :
« در نخستين روزهاى اسفندماه نوروزخوانها به گيلان مىآيند ، خسته از راهپيمائى ، اما با چهره گشاده . اينان از رودبار محمد زمانخانى مىآيند و لهجهء خاص خود را دارند كه صدايشان وقتى در كوچهها شنيده مىشود ، مژدهء بهارى است كه از راه مىرسد و خاكى كه نفس مىكشد و ساقههائى كه بيدار مىشوند و زمزمهء آرام جويبارانى كه از درههاى خرد مىلغزند . نوروزخوانها سراسر گيلان را زيرپا مىنهند و به نيمى از شهركها و روستاهاى مازندران نيز مىروند .
اغلب اينان نخست « دوازده امام » مىخوانند و به ترجيعبند كه مىرسند ، ترجيع را دو نفرى تكرار مىكنند و بعد « نوروز و نوسال » مىخوانند . . . دوازده امام كه در زير آورده مىشود ، گذشته از اينكه آهنگ خواندنش با « نوروز و نوسال » فرق مىكند ، شعرش نيز به زبان فارسى سروده شده است :
همىخوانم امام اولين را * شه كشور امير المؤمنين را
وصى و جانشين يعنى على را * به ياسين و الف لام و به فيروز
دهيد مژده كه آمد عيد نوروز * امام دومين هم دستهء گل
شفاعت مىكند او بر سر پل * حسن بابش سوار است او به دلُدل
به ياسين و الف لام و به فيروز * دهيد مژده كه آمد عيد نوروز
امام سومين شاه جهانست * بود نامش حسين شاه يگانهست
محمد را به محراب مىرساند * به ياسين و الف لام و به فيروز
دهيد مژده كه آمد عيد نوروز * امام چارمين زين العباد است
گل باغ حسين اما مراد است * به ياسين و الف لام و به فيروز
دهيد مژده كه آمد عيد نوروز * امام پنجمين پنجاه بلا را
بگردان دور از اين دولتسرا را * خصوصا هم از اين دولتسرا را
به ياسين و الف لام و به فيروز * دهيد مژده كه آمد عيد نوروز
امام ششمين شاه مدينه * الهى نوجوانت بد نبينه
الهى نوجوانت خير بينه * گل عشرت به كام دل بچينه
به ياسين و الف لام و به فيروز * دهيد مژده كه آمد عيد نوروز
امام هفتمين موساى كاظم * ز نور او منور گشته عالم
چو بلبل در قفس تا كى بنالم * به ياسين و الف لام و به فيروز
دهيد مژده كه آمد عيد نوروز * امام هشتمين شاه خراسان
بكن تلخى جان كندن تو آسان * بهار آمد همهجا شد گلستان
به ياسين و الف لام و به فيروز * دهيد مژده كه آمد عيد نوروز