تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦

ويژگيهاى موسيقى گيلان

تقسيم‌بندى ترانه‌هاى عاميانهء گيلان

ساختمان ترانه‌هاى عاميانهء گيلان را به 3 نوع تقسيم كرده‌اند : نوع اول آهنگهائى كه ساختمان آنها از چند جمله كوتاه ، هم‌قرينه و متوازن تشكيل شده و بيشتر ترانه‌هاى محلى گيلان را شامل مىشود . شكل و ساختمان اين نوع ترانه به صورت تمى طى جملات بعدى اندكى گسترش مىيابد و بعد به صورت برگردان از نو نمودار مىشود . نوع دوم ترانه‌هاى عاميانه از نظر ساختمان و جمله‌بندى و وزن وسيع‌تر از انواع ديگر است و بىشباهت به موسيقى كلاسيك و آوازى ايران نيست و از جمله روش توسعه و گسترش آهنگها و نيز وزن و ريتم آنها ، برخى از خصوصيات آوازها و دستگاهها را به خاطر مىآورد . نوع سوم آهنگهاى رقص است كه فاقد كلام مىباشد و معمولا طى مراسمى همراه با رقص اجرا مىشود .

ترانه‌هاى عاميانهء گيلان از نظر مايه و مقام

به‌طورى كه مىدانيم موسيقى ملى ايران بر پايهء مقاماتى استوار است كه اهميت و قدمت تاريخى بسيار دارند . آوازها و دستگاههاى موسيقى كلاسيك ايران و ترانه‌هاى عاميانه و محلى ، هردو بر اساس واحد اين مقامات بنياد يافته‌اند كه ميراث تمدن و فرهنگ ايران است . برخى اصل‌ونسب اين دو جزء موسيقى ملى ايران را از هم جدا مىدانند ، در حالىكه وجه تمايز و اختلاف موسيقى كلاسيك و عاميانهء ايران فقط مربوط به سبك و فرم و روح و حالت كلى آنهاست ، ولى خصوصيات اساسى آنها يعنى فواصل ، فرودها و درجات يكسان است . به اين ترتيب تقسيم‌بندى ترانه‌هاى عاميانه از نظر مايه و مقام ، شامل تقسيم‌بندى معمولى دستگاهها و مقامات موسيقى كلاسيك ايرانى مىگردد . بيشتر ترانه‌هاى عاميانه ايران از مقام شور مايه مىگيرند و يا از مقامات و گوشه‌هاى ديگرى كه از نظر « اشل » به شور ارتباط پيدا مىكند . با اين حال مقامات و دستگاههاى ديگر موسيقى ايرانى هم در آهنگهاى محلى و عاميانه خودنمائى مىكنند . مثلا در آهنگهاى محلى كردستان از مقام ماهور ، در دزفول و شوشتر از مقام همايون و در گيلان و طوالش از مقام دشتى استفاده مىشود .

ترانه‌هاى عاميانهء گيلان از نظر وزن و ضرب

موسيقى عاميانهء گيلان غالبا از آهنگهاى ضربى و ترانه‌هائى تشكيل مىيابد كه به‌طور كلى ساختمان و استخوان‌بندى وزنى مشخص و صريحى دارند و حتى ترانه‌هائى كه از لحاظ وزن و ضرب نسبتا آزادتر و نامحدودترند داراى وزنى به اصطلاح مخفى هستند . نوازندگان محلى معمولا اين اوزان مخفى را به خوبى حس مىكنند و آنها را به نحو مطلوب اجرا مىنمايند . معمولا اساس وزنى بيشتر ترانه‌هاى كوتاه چندجمله‌اى و معمولى ، ميزانهاى ساده ( يا تركيبى - ساده ) است . علاوه بر وزنها و ميزانهاى ساده و تركيبى ساده ، انواع مختلف وزنهاى ساده و تركيبى بىقرينه ، مختلط و به اصطلاح لنگ ، يافت مىشوند كه چنان‌كه مىدانيم از مختصات وزنى موسيقى شرقى است .

ترانه‌هاى عاميانهء گيلان از نظر ضربهاى رقص

همان‌طور كه ذكر شد بسيارى از ترانه‌هاى عاميانه كه اوزان صريح و مشخصى دارند غالبا در نواحى مختلف ايران براى همراهى رقصهاى محلى و عاميانه نيز به‌كار مىروند ، علاوه بر آن ترانه‌هائى هست كه فاقد كلام است و به رقصهاى عاميانه اختصاص دارد . در ميان اين نوع اخير نمونه‌هاى قديمى و جالبى از موسيقى گيلان مىتوان يافت . وزن و ضرب در ترانه‌هاى رقص اهميت زيادى دارد . اوزان و ضربهاى اين ترانه‌ها با حركات پا و بدن رقاصان مطابقت مىكند و از اين‌رو از خلال آنها ضربهائى مىتوان شنيد كه در ترانه‌هاى معمولى نظاير فراوان ندارند . آلات ضربى كه در حقيقت اجراكنندگان اوزان رقصند ، عبارتند از : دهل ، نقاره ، دايره و تمبك كه البته ارزش و اهميت ساز نقاره بيشتر است .

ترانه‌هاى عاميانهء گيلان از نظر رابطهء موسيقى با كلام

مطالعهء كلى در ساختمان ترانه‌هاى عاميانه و محلى گيلان از نظر رابطه و تلفيق موسيقى با كلام ، نشان مىدهد كه موسيقى قسمتى از اين ترانه‌ها بر روى اشعار و كلامى ساخته شده كه قبلا وجود داشته است . قسمت ديگرى از ترانه‌هاى محلى گيلان پيش از آن‌كه به صورت « ترانه » درآيند ، احتمالا آهنگهاى سازى بوده‌اند كه بعدا اشعارى را با آنها منطبق ساخته‌اند . دستهء ديگرى از اين ترانه‌ها از موسيقى و كلامى تشكيل يافته‌اند كه هركدام قبلا جداگانه وجود داشته و بعدا به شكل مشترك و واحدى در آمده‌اند . قسمت ديگر ترانه‌هائى است كه موسيقى آنها و اشعارشان همزمان ساخته شده است . در سه مورد اول يكى از عناصر دوگانهء ترانه‌ها ( موسيقى و كلام ) يا هردو قبلا به صورتى مجزا وجود داشته و بعد عنصر دومى براى آنها پرداخته شده ، يا عنصر دوگانهء موجود به‌هم پيوسته‌اند . در مورد چهارم عوامل تشكيل‌دهندهء ترانه‌هاى عاميانه مشتركا و در يك زمان پا به عرصهء وجود نهاده‌اند . اين مورد چهارم از نظر فولكلور موسيقى جالبتر و اصيلتر از ديگران است . در مورد اول ، اشعار غالبا به وزن دوبيتيهاى معمولى است كه قسمتى از آنها متعلق به فولكلور ادبى است . در اين مورد فرم موسيقى از واحدهاى عروضى و سيلابهاى اشعار مايه مىگيرد و واحدهاى وزنى آن از روى اوزان شعرى ساخته مىشود . در مورد دوم ، آهنگ موسيقى ترانه‌ها غالبا بسيار قديمى و از آهنگهاى رقص و سازى محلى و عاميانه مىباشد و اشعارى كه براى آنها ساخته مىشود معمولا با ضربهاى آهنگ منطبق است . در مورد سوم از آنجا كه شعر و آهنگ هردو قبلا وجود دارند ، تلفيق و وحدت آنها بدون اشكال صورت نمىگيرد ، گاهى جمله‌هاى شعرى از جمله‌هاى موسيقى بلندتر است و زمانى اوزان آن دو با يكديگر ناسازگارند ،