جدول شمارهء 5 - صادرات و واردات گيلان با تاكيد بر بازرگانى درونمرزى ( اوايل سدهء بيستم ميلادى ) .
مأخذ : ولايات دار المرز ايران ، گيلان ، صفحهء 69 - 68 .
ظاهرا برخى از اين كالاها از لنگرود به بازارهاى ساير شهرها منتقل مىگرديد تا جايى كه اين شهر در گذشته « بندر لاهيجان و رانكوه » بهشمار مىآمد . « 69 » ميرزا ابراهيم سياههء مفصلى از كالاهاى وارداتى لنگرود بهدست مىدهد :
توسط كرجيهاى بزرگ از مازندران شكر ، برنج ، روغن ، عسل ، كنجد ، باقلا ، قليان كدو ، كرباس ، پنبه و غيره و از بندر انزلى ماهى شور ، ماهى خشك ، حصير و نفت و اجناس روسى از بادكوبه وارد مىشد . « 70 »
بازار كوچصفهان مركب از دو رديف دكان با يك دروازه در انتهاى غربى آن بود ، امّا از طرف شرقى دروازهاى نداشت . « 71 » مكنزى بازار كوچصفهان را داراى 120 دكان مناسب مىداند كه در آنها اجناس گوناگونى عرضه مىشده است . « 72 » در اين ميان ، بازار لاهيجان ، بازار بسيار بزرگ و پاكيزهاى بوده كه تجارت ابريشم در آنجا رونق داشته است . « 73 » اين بازار داراى 5 كاروانسرا و 300 دكان بوده است . « 74 » به همين ترتيب ، بازار رودسر مانند كاروانسراى بزرگى بوده كه 4 دروازه داشته است . « 75 » بهلر اين بازار را « بسيار خوب و مركب از كسبهء معتبر » معرفى مىكند . « 76 » اين بازار داراى 110 مغازه بود و روزهاى يكشنبه مملو از جمعيت خريداران و فروشندگان مىشد ؛ « 77 » در اينجا ، ماهى شور از انزلى ، شكر و پنبه از مازندران و نفت از بادكوبه وارد مىشد « 78 » ( ضمنا نگاه كنيد به جدول شمارهء 5 ) .
هريك از اين بازارها ، با توجه به بزرگى و كوچكى آنها و نيز محل استقرارشان ، حيطهء نفوذ خاص خود را داشتند كه تا شعاعى معين به برآوردن نيازهاى كالايى و خدماتى اهالى مىپرداختند . علاوه بر اين ، حفظ نظم و امنيت اين بازارها نيز - بهويژه در مراكز بزرگتر - بر عهدهء افراد معينى بوده است ؛ مثلا امنيت بازار شهر رشت بر عهدهء 12 تالشى قرار داشت . « 79 » اهميت اينگونه بازارها تا بدانجا بوده است كه علت وجودى بسيارى از سكونتگاهها همين بازارها بوده و بسيارى از نقاط اين منطقه همراه با واژهء بازار يا گوراب نامگذارى شده است . « 80 » گاهى محل اينگونه بازارها به دلايل مختلف جابهجا مىشد ، ليكن شكل روابط و دامنهء پوششى اين نوع بازارها از لحاظ حيطهء عمل مانع از جابهجايى آنها بدون اينگونه ملاحظات مىگرديد ؛ به عنوان نمونه ، شيخ جامى حاكم طارم اين كار را در مورد بازار تميجان به انجام رساند ، ليكن پس از مدتى مجددا بازار به تقاضاى كسبه و اهالى به محل اوليهء خود باز مىگردد . ظهير الدين مرعشى در اين مورد گزارش مىدهد :
هامش
( 69 ) . سفرنامهء استرآباد و مازندران و گيلان . . . ، صفحهء 158 .
( 70 ) . همان كتاب ، صفحهء 159 .
( 71 ) . سفرنامهء مازندران و استرآباد ، ه . ل . رابينو ، ترجمهء وحيد مازندرانى ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، تهران 1336 ، صفحهء 36 .
( 72 ) . سفرنامهء شمال مكنزى ، صفحهء 17 - 16 .
( 73 ) . سفرنامهء بهلر ، صفحهء 28 .
( 74 ) . سفرنامهء استرآباد و مازندران و گيلان و . . . ، صفحهء 164 .
( 75 ) . سفرنامهء مازندران و استرآباد ، صفحهء 38 .
( 76 ) . سفرنامهء بهلر ، صفحهء 31 .
( 77 ) . سفرنامهء استرآباد و مازندران و گيلان . . . ، صفحهء 157 .
( 78 ) . سفرنامهء شمال مكنزى ، صفحهء 36 .
( 79 ) . سفرنامهء اورسل ، صفحهء 23 .
( 80 ) . نگاه كنيد به : مقالهء « گوراب » عبد الرحمن عمادى ، در فرهنگ ايرانزمين ، تهران 1354 ، جلد 21 ، صفحهء 162 - 154 .