تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
گرم و مرطوب به عمل مىآيد ؛ در ايران زراعت اين محصول مخصوص نواحى ساحلى جنوب درياى مازندران يعنى گيلان و مازندران يا جنوب كشور ، در خوزستان و بلوچستان است كه سابقا تا اندازه‌اى نيز گسترش داشته است ، اما رو به كاهش نهاده و با توجه به اينكه محصول نيشكر آب زياد لازم دارد ، بهتر است كه در اراضى برنجكارى كشت شود و از همان آبى كه به برنج داده مىشود استفاده نمايند ، زيرا كشت اين محصول از برنج باصرفه‌تر بوده و از پشه مالاريا هم جلوگيرى مىنمايد . » « 43 » در اين زمان ، كشت نيشكر كه از حدود سال 1287 هجرى آغاز شده بود ، محدود مىشد به ناحيهء فومن . گذشته از اين ، كشت چاى از سال 1322 هجرى ( 1904 ميلادى ) در نواحى ساحلى درياى خزر به‌ويژه در لاهيجان ، لنگرود ، تنكابن ، رودسر و فومن آغاز شد . كشت چاى به واسطهء كمبود وسايل و امكانات و نيز عدم بضاعت زارعان ، در آغاز گسترش چندانى نداشت و كل زمينهايى كه در اين منطقه و نيز مازندران به زير كشت اين محصول رفته بود ، از حدود 5 / 1 ميليون مترمربع تجاوز نمىكرد . « 44 » در همين زمان مطابق آمارهاى موجود هنوز مقاديرى قابل‌توجه چاى به كشور وارد مىشد . آمار سال 1305 - 1306 هجرى شمسى نشان مىدهد كه واردات چاى حدود 6 ميليون تومان بوده است . « 45 » ادموندز در ارتباط با چاى گيلان مىنويسد : « چاى لاهيجان طعم مطبوعى دارد كه حد فاصل بين چاى چين و چاى هندوستان است . اين چاى را در بازار قزوين به دو برابر قيمت چاى وارداتى مىفروشند . » « 46 » همچنين مطابق گزارش رابينو ، كنف در نواحى لشت‌نشا ، لاهيجان ، لنگرود ، رودسر و عمدتا براى ساختن طناب يا صدور به روسيه كشت مىشد . « 47 » توتون نيز از سال 1292 هجرى ( 1875 ميلادى ) در گيلان كشت شد و محصول آن در اوايل سدهء بيستم ميلادى برابر 000 ، 820 كيلوگرم در سال بود . « 48 » جدول شمارهء 4 محصولات زراعى گيلان در اين زمان را نشان مىدهد . در همين ارتباط بايد افزود كه يكى ديگر از اقلام صادراتى گيلان از اوايل سدهء نوزدهم ميلادى ، ماهى سفيد و خاويار بود كه در اين زمان به صورت يكى از مهمترين اقلام تجارى گيلان درآمد و بخش عمده‌اى از نيروى كار محلى را به خود اختصاص داد . ماهيگيرى در سواحل جنوبى درياى خزر و رودهاى آن - به‌ويژه ماهى آزاد و خاويار چه به صورت دودى و چه به صورت خاويار - در دست شخصى روسى بود كه هرساله مبالغى به عنوان حق انحصار آن مىپرداخت و از اين راه سود سرشارى عايد خود مىساخت . « 49 » پولاك توليد سالانهء خاويار در اين زمان را حدود 6874 تن و در حد 1000 ماهى براى هرتن محاسبه كرده است . « 50 » هولمز در همين زمينه گزارش مىدهد كه عدهء اتباع روسى كه به‌طور مستمر در محلى پائين‌تر از لنگرود ، در كنار سفيدرود زندگى جدول شمارهء 4 - نوع و مقدار محصولات منطقهء گيلان در سال 1309 مأخذ : جغرافياى مفصل ايران ، جلد 3 ، صفحهء 180 . مىكردند ، معدود بود ، اما در طول فصل صيد ماهى خاويار حدود 300 نفر روس از هشتر خان به كمك ماهيگيران مىآمدند . هم او خبر مىدهد كه در آغاز ماه فوريه تعداد ماهيهايى كه روزانه صيد مىشد در حدود 1000 عدد بود ، اما اين رقم در اواخر اين ماه به 600 تا 800 عدد مىرسيد و در ماه مارس به 2000 عدد بالغ مىشد و بالاخره در طول ماه آوريل روزانه از 3500 تا 3800 عدد ماهى صيد مىشد . به‌طور كلى حدود 15 روز پيش از طغيان آب سفيدرود ، قسمت اعظم صيد به انجام مىرسيد و سپس ماهيهاى صيدشده را از محل دور مىكردند . « 51 » زيتون از ديگر محصولات اين منطقه بود كه تا حدى در تجارت و صادرات گيلان جايگاه خاصى داشته است . بهلر - معلّم دار الفنون - در حدود سال 1269 هجرى قمرى ، غالب محصول منجيل و رودبار را زيتون گزارش مىكند ، امّا اضافه مىنمايد كه « اهالى آنجا نمىتوانند روغن آن را به‌طورى بگيرند كه به مصرف خوردن برسد ، بلكه روغن بسيار كثيفى . . . كه به‌جز سوزاندن فايدهء ديگر بر آن مترتب نيست و به قيمت نازلى به فروش مىرسد . » « 52 » اورسل در مقابل خبر مىدهد كه روستائيان رودبار از زيتون براى تهيهء صابون و روغن استفاده مىكردند و آنها را به روسها مىفروختند . « 53 » در همين ارتباط اگرچه دومرگان فرانسوى به خطا معتقد است درختان زيتون حدود 60 سال پيش از ديدار وى از منطقه در سال 1890 ميلادى در منطقهء رودبار كشت شده بودند « 54 » ، اما تجار ونيزى از صدور محصول زيتون در سدهء پانزدهم خبر مىدهند . « 55 » در اواخر سدهء نوزدهم ميلادى ، يك شركت روسى در هرزويل . . . كارخانه‌اى
هامش
( 43 ) . جغرافياى مفصل ايران ، جلد 3 ، همان صفحه . ( 44 ) . همان كتاب ، جلد 3 ، صفحهء 142 . ( 45 ) . همان كتاب ، جلد 3 ، صفحهء 144 - 143 . ( 46 ) . جغرافياى تاريخى گيلان ، مازندران ، آذربايجان از نظر جهانگردان ، صفحهء 71 . ( 47 ) . ولايات دار المرز ايران ، گيلان ، صفحهء 47 . ( 48 ) . همان كتاب ، صفحهء 46 . ( 49 ) .Persia and The Persian Question , Vol . II , Page 509 .( 50 ) . همان كتاب ، همان صفحه . ( 51 ) . جغرافياى تاريخى گيلان ، مازندران ، آذربايجان ، صفحهء 33 - 32 . ( 52 ) . سفرنامهء بهلر ( جغرافياى رشت و مازندران ) ، به كوشش على اكبر خداپرست ، انتشارات توس ، تهران 1356 ، صفحهء 6 . ( 53 ) . سفرنامهء اورسل ، صفحهء 41 . ( 54 ) . هيئت علمى فرانسه در ايران ، ژاك دومرگان ، ترجمهء دكتر كاظم وديعى ، انتشارات چهر ، تبريز 1338 ، جلد اول ، صفحهء 266 . ( 55 ) . سفرنامهء ونيزيان در ايران ، 1349 ، صفحهء 385 .