در كنار بيمارى كرم ابريشم - صادرات روزافزون پيله از ايران و واردات منسوجات ابريشمى از خارج مىداند . « 32 » جدول شمارهء 2 نشاندهندهء دورههاى اوج و فرود توليد ابريشم در گيلان است .
بنابر گزارش كرزن ، ارقام توليد ابريشم مربوط به سال 1889 ميلادى كه البته در مقايسه با گذشته تفاوت آشكارى داشته ، به شرح زير است :
گيلان 000 ، 30 من تبريز
مازندران 000 ، 15 من تبريز
خراسان ، سبزوار و تربت 000 ، 20 من تبريز
كه جمعا بالغ بر 000 ، 65 من تبريز مىشده است . از آن ميان حدود 000 ، 10 من يا به بغداد صادر مىشد و يا به كاشان و اصفهان ارسال مىگرديد و مابقى را به اروپا صادر مىكردند و بيشتر از آن از طريق روسيه به مارسى و مقدار كمى نيز به بمبئى صادر مىگرديد . « 33 »
در سال 1903 ميلادى ، تعداد 000 ، 300 جعبه تخم نوغان در گيلان و 000 ، 40 جعبه در ساير نقاط كشور به مصرف رسيد و توليد ابريشم گيلان يك بار ديگر چنان اهميت يافت كه تجار داخلى و خارجى بيش از 70 تلنبار و لوازم خفه كردن و خشك كردن پيله در گيلان راهاندازى كردند . مطابق دادههاى دفاتر گمرك در اين زمان حدود 5 / 2 ميليون پيلهء خشك به خارج صادر گرديد . اين دوره نيز به واسطهء وقوع جنگ جهانى و بروز حوادثى در نوار ساحلى خزر دوام چندانى نيافت ؛ بدينترتيب ، مؤسسات نوغاندارى تعطيل و تجارت ابريشم برچيده شد .
البته پس از دورهء جنگ ، يك بار ديگر توتكارى و پرورش نوغان از سر گرفته شد : در سال 1302 هجرى شمسى نزديك به 000 ، 40 جعبه تخم نوغان در كشور مصرف شد و در سال 1306 هجرى شمسى حدود 000 ، 150 جعبه تخم پرورش يافت و با وجود استفاده بيش از حد از ظرفيت تلنبارها ، ميزان توليد پيلهء تازه در اين زمان به حدود 5 / 2 ميليون كيلوگرم رسيد . « 34 » بهطور كلى ، در اين دوره حدود 4 / 3 از محصول ابريشم كشور به خارج صادر مىشد . « 35 » جدول شمارهء 3 نشانگر مقدار صادرات ابريشم به كشورهاى مختلف در اين دوره است . قابلتوجه است كه در اين دوره ، گيلان در ميان ساير ولايات در تجارت ابريشم از جايگاه نخست برخوردار بود و به تنهايى با توليد حدود 000 ، 200 من ابريشم 11 / 9 صادرات ابريشم كل كشور را به خود اختصاص مىداد . « 36 »
بهطور كلى صادرات رو به افزايش پيله در اين دوره و واردات منسوجات ابريشمى از خارج ، در كنار ساير عوامل ، از علل اساسى ضعف صنعت و تجارت صحيح ابريشم بود . مسعود كيهان از سال 1309 خبر مىدهد : با وجودى كه بافتن پارچههاى ابريشمى از ديرزمانى در كشور متداول بوده ، امروزه به علت بيمارى كرم ابريشم و همچنين صادر نمودن روزافزون پيلهء خام و واردات منسوجات ابريشمى خارجى ، اين فعاليت توليدى رو به كاهش نهاده است . « 37 »
جدول شمارهء 3 - مقدار صادرات پيله و ابريشم خام و لاس « * » در سال 1309
هامش
( * ) . جغرافياى مفصل ايران ، مسعود كيهان ، جلد 3 ، صفحهء 216 .
جمالزاده در ارتباط با اين وضعيت در اين دوره مىنويسد : « رويهمرفته مال التجارهاى كه در واردات ايران اول اهميت را داراست ، پارچه است اعم از اينكه پنبهاى باشد يا پشمى يا ابريشمى . » « 38 »
اصولا از اواخر سدهء نوزدهم ميلادى ، همراه با فصول نامساعد پىدرپى ، روستائيان گيلانى به كشت محصولات ديگرى در عوض پرورش ابريشم روى آوردند : كشت تنباكو به عنوان يك تجربه در سال 1875 ميلادى آغاز شد .
كشت زيتون رودبار ترغيب شد و در قسمتهاى وسيعى از مناطق پيشين پرورش ابريشم ، كشت برنج مورد توجه بيشتر قرار گرفت ، « 39 » تا جايى كه از آغاز سدهء بيستم ميلادى توليد برنج از نظر اهميت از ابريشم پيشى گرفت . « 40 » بدينسان ، نه تنها برنج يكى از اقلام عمده صادراتى به روسيه بود ، بلكه نيازهاى داخلى را نيز تأمين مىكرد . اين مقدار در آغاز سدهء بيستم ميلادى برابر 180 ميليون كيلوگرم در سال بود . « 41 » بر اين مبنى ، مهمترين كالاهاى بازرگانى گيلان در اين زمان عبارت بودند از : ابريشم ، توتون ، ماهى ( دودى ) ، خاويار ، روغن ، برنج و ذرت كه بيشتر به نقاط داخلى كشور و يا خارج صادر مىشد . در عوض صدور محصولات توليدى گيلان به خارج ( بهويژه به روسيه ) ، كالاهاى گوناگون از جمله نفت ، آهن ، چدن ، قند و شكر و بلور وارد مىشد . « 42 »
مسعود كيهان در سال 1309 از مساعدت آبوهواى گيلان براى كشت نيشكر خبر مىدهد و مىنويسد : « بهطور كلى نيشكر محصولى است كه در نواحى
( 32 ) . جغرافياى مفصل ايران ، جلد 3 ، صفحهء 284 .
( 33 ) .Persia and The Persian Question , Vol . II , Page 497 .( 34 ) . جغرافياى مفصل ايران ، جلد 3 ، صفحهء 214 .
( 35 ) . همان كتاب ، جلد 3 ، صفحهء 216 .
( 36 ) . همان كتاب ، جلد 3 ، صفحهء 214 .
( 37 ) . همان كتاب ، جلد 3 ، صفحهء 284 .
( 38 ) . گنج شايگان ، محمد على جمالزاده ، انتشارات كاوه ، برلين 1335 قمرى ، صفحهء 13 .
( 39 ) .Persia and The Persian Question , Vol . I , Page 368 .( 40 ) . ولايات دار المرز ايران ، گيلان ، ه . ل . رابينو ، ترجمهء جعفر خمامىزاده ، بنياد فرهنگ ايران ، تهران 1350 ، صفحهء 46 .
( 41 ) . همان كتاب ، صفحهء 45 .
( 42 ) . همان كتاب ، صفحهء 46 ؛ جغرافياى مفصل ايران ، جلد 3 ، صفحهء 147 .