براى تصفيهء روغن زيتون داير كرد كه بعدا به علت افزايش حقوق گمركى روغن زيتون از طرف حكومت روسيه تعطيل شد . « 56 »
گذشته از همهء اينها ، چوب درختان جنگلى در گيلان تا اوايل سدهء بيستم ميلادى عمدتا براى سوزاندن و ساختن خانهها و يا براى صدور به روسيه قطع مىشد . زغال حاصل از سوزاندن درختان به شهرهاى داخلى گيلان و نيز به باكو و ساير بنادر درياى خزر حمل مىشد . رابينو خبر مىدهد كه از سال 82 - 1281 هجرى قمرى كه صدور چوب به قفقاز متوقف شد ، بازرگانان مختلف به رشت مىآمدند تا چوب درختان قيمتى گيلان را خريدارى كرده و به بازارهاى اروپايى منتقل سازند . در سال 1303 هجرى قمرى انحصار صدور چوب به م .
م . كوسيس
( M . M . Ku ? sis )
و تئوفيلاكتوس
( T . Filaktus )
واگذار شد كه تا سال 1327 هجرى قمرى از اين امتياز بهرهمند بودند . در طول اين مدت ، استفاده از چوب شمشاد بدون هيچگونه كنترلى و به صورتى بىرويه انجام مىگرفت ، به نحوى كه در دورهاى كوتاه زمينهاى جلگهاى ديگر نتوانستند به بازسازى طبيعى خود پرداخته و شمشاد لازم را پرورش دهند . « 57 »
بهطور كلى ، به واسطهء نوع خاص معيشت غالب در منطقه كه بر اساس خودكفايى استوار بود و نيز فقدان نيازهاى متنوع و وجود توليدات زراعى تجارى گوناگون مانند توتون ، نيشكر و برنج و همچنين چاى و به صورتى محدودتر زيتون و نيز با توجه به فعاليتهاى اقتصادى ديگر از جمله پرورش كرم ابريشم ، اصولا تجارت درون منطقهاى اهميت نسبى كمترى داشت و عمدتا تجارت خارجى مورد توجه و داراى اهميت ويژه بود .
تعداد نسبتا زياد دكانها در بسيارى از نقاط - بهويژه نقاط شهرى - از گذشته نشاندهندهء اهميت اينگونه تأسيسات از يك سو در خريد و گردآورى اضافهتوليد نواحى روستايى و از سوى ديگر در تأمين ما يحتاج روستائيان پيرامونى و نيز انجام تجارت با ساير نقاط - چه داخلى و چه خارجى - بوده است . بسيارى از اين واحدهاى تجارى در روزهاى عادى بسته مىماندند و تنها در روزهاى معينى كه بازار دورهاى وجود داشت ، باز مىشدند و برخى از آنها تنها در برخى از فصول سال - عمدتا فصل برداشت محصول و فروش آن - فعّال بودند . در اين رابطه ، ابوت از بازار كوچصفهان خبر مىدهد كه داراى دكانهاى زيادى بوده و فقط بعضى از آنها در تمام روزهاى هفته باز بوده ، اما تنها در روزهاى چهارشنبه همهء مغازهها فعال مىشدند . « 58 »
بدينسان بازرگانى محلى در گيلان نيازهاى درونى منطقه را در زمينهء مبادلهء كالاهاى گوناگون ، چه كالاهاى وارداتى و چه توليدات محلى برآورده مىساخت . در اين ميان ، نقاط شهرى منطقه و بازارهاى آنها و نيز بازارهاى شهرهاى كوچكتر و روستاهاى بزرگ مركزى به عنوان محل ثابت تأمين بسيارى از نيازهاى ساكنان دور و نزديك منطقه و در كنار آنها ، بازارهاى دورهاى نقش تأمينكنندهء نيازها و نيز محل مبادلهء توليدات روستايى و بهويژه روستاهاى كوچك و پراكنده كوهستانى ، يعنى عمدتا شبانان كوهنشين و زارعان ساكن جلگه را در طول زمان امكانپذير ساختهاند . به اين ترتيب و بهطور كلى ، سوداگران كوچك محلى به دو گروه تقسيم مىشدند : عدهاى كه كالاهاى معينى را از نقطهاى به نقطه ديگر برده و در اختيار مردم ( خريداران ) قرار مىدادند و عدهء ديگر كه داراى جايگاه خاص و ثابت بودند . « 59 »
يكى از مسائل اساسى در دورهء « شكوفايى تجارت گيلان » اين بود كه طىّ دورهء مزبور بازرگانى گيلان عمدتا در دست بيگانگان بود . بىجهت نيست كه كرزن مىنويسد : « بازار رشت مملو از تجار گوناگون بود ؛ تجار ارمنى ، يهودى ، اروپايى ، هندى و حتى افغانى . » « 60 » به اين ترتيب ، در ازاى توليدات گيلان ، مصنوعات خارجى در بازارهاى منطقه عرضه مىشد و همين امر خود يكى از موانع اساسى پايگيرى صنايع و توسعهء فعاليتهاى توليدى و تجارت خودى در اين سرزمين بوده است . دومرگان در همين ارتباط گزارش مىدهد كه غالب مصنوعات كارخانهاى فروشى كه در بازارهاى منطقه عرضه مىشدند ، با مواد اوليهء محصول گيلان ( و مازندران ) ساخته شده بودند . « 61 »
در ارتباط با اين گونه بازارها ، بازار رشت نمونهء جالبى بوده است . اين بازار كه سرپوشيده نبود ، مغازههاى متعددى داشت كه هرنوع محصول ايرانى و برخى اجناس اروپايى در آنها يافت مىشد . اورسل بازار رشت را كه در آن گذشته از تجّار محلى ، تجار ارمنى ، يونانى ، روسى و ديگران نيز به فعاليت مشغول بودند ، انبار كالاهايى مىداند كه از اروپا به ايران يا بالعكس فرستاده مىشده است . « 62 » اين بازار در سال 1277 هجرى قمرى داراى 18 كاروانسراى آباد و 1021 باب دكان بوده است . « 63 »
بازار انزلى واقع در سمت شمالى مرداب ، داراى مغازههايى بود كه اكثرا اجناس روسى عرضه مىداشتند . « 64 » در همين زمان ، از بازار كرگانرود هر ساله تجار روسى 7 - 8 كشتى برنج ، گندم ، جو ، عسل و موم ، روغن ، پنير ، گردو و چوب گردو به بادكوبه مىبردند و اجناس خارجى توسط فروشندگان اردبيلى و خلخالى در آنجا به فروش مىرسيد . « 65 » به همين نحو ، بازار آستارا هرساله پذيراى 50 تا 60 فروند كشتى تجارى بود . « 66 » پس از آنكه بازار كرگانرود توسط فرج الله خان - حاكم ولايت - تعطيل شد ، مردم ولايت كرگانرود براى رفع نيازهاى خود به آستارا يا انزلى مىرفتند . « 67 »
براى برآوردن نيازهاى كالايى بازار لنگرود ، در حولوحوش سال 1274 هجرى قمرى ( 1858 ميلادى ) سالانه 2 يا 3 كشتى روسى نفت و ميوه مىآوردند ؛ نمك را از تركستان و برنج را از مازندران توسط كرجيها حمل مىكردند و همچنين فلزات و ظروف سفالين و پارچه و ساير لوازم از روسيه وارد مىشد . « 68 »
هامش
( 56 ) . سفرنامهء بهلر ، صفحهء 6 ؛ ولايات دار المرز ايران ، گيلان ، صفحهء 47 .
( 57 ) . ولايات دار المرز ايران ، گيلان ، صفحهء 45 .
( 58 ) . از آستارا تا استارباد ، جلد 2 ، صفحهء 74 .
( 59 ) . سرزمين و مردم گيل و ديلم ، سيد محمد تقى مير ابو القاسمى ، كتابفروشى طاعتى ، رشت 1356 ، صفحهء 176 - 175 .
( 60 ) .Persia and The Persian Question , Vol . I , Page 384 .( 61 ) . هيئت علمى فرانسه در ايران ، جلد اول ، صفحهء 269 .
( 62 ) . سفرنامهء اورسل ، صفحهء 25 - 23 .
( 63 ) . سفرنامهء استرآباد و مازندران و گيلان و . . . ، ميرزا ابراهيم ، به كوشش مسعود گلزارى ، انتشارات بنياد فرهنگ ايران ، تهران 1355 ، صفحهء 168 .
( 64 ) . سفرنامهء بهلر ، صفحهء 22 .
( 65 ) . سفرنامهء استرآباد ، و مازندران و گيلان و . . . ، صفحهء 214 .
( 66 ) . همان كتاب ، صفحهء 218 .
( 67 ) . همان كتاب ، صفحهء 214 .
( 68 ) . سفرنامهء شمال مكنزى ، صفحهء 32 .