دخالت داشتهاند ؛ به عنوان نمونه ، اورسل خبر مىدهد كه نمايندهء شركت وورث و زيگلر منچستر در شهر رشت نه به نام واقعى خود ، بلكه به عنوان فردى جمهوريخواه شهرت داشته است . « 22 » در همين زمان ، فريزر ابريشم را مهمترين كالاى مورد معامله در بازار پررونق لاهيجان برمىشمارد كه از آنجا به رشت و انزلى و اصفهان فرستاده مىشده است . « 23 » و بازشيل مهمترين قلم كالا از كالاهاى تجارى ايران را ابريشم مىداند و مىنويسد اين محصول « از نظر تجارت خارجى باعث مىشود تا ايران بتواند پول موردنياز براى واردات خود را تأمين نمايد . » « 24 »
مكنزى در 1858 ميلادى با تأييد نظر فريزر مبنى بر رونق تجارت ابريشم ، گزارش مىدهد كه « در بازار لاهيجان ديگر مانند سابق علف نروييده است » و اضافه مىكند كه در اين زمان محصول ابريشم تنها در لاهيجان به 000 ، 20 من شاهى مىرسيده كه اين محصول از نظر كيفى از محصول ساير نقاط گيلان بهتر بوده و در مجموع 4 / 1 محصول ابريشم كل ايالت را تأمين مىكرده است . « 25 » هولمز پيش از آن ، از حدود سال 1845 ميلادى گزارش مىدهد كه 130 فروند كشتى به ظرفيت 40 تا 100 تن در كرانهء درياى خزر براى تجارت با ايران لنگر مىانداختند و واردات ايران از روسيه كه مشمول 50 درصد ماليات بود ، سالانه به حدود 000 ، 100 تومان بالغ مىشد . . . صادرات عمدهء اين نواحى در اين زمان هنوز حرير بود كه معمولا از رشت مىآمد و درآمد دولت از انزلى همه ساله تقريبا به 6580 تومان مىرسيد . « 26 » بهطور كلى ، غير از روسها و انگليسيان ، يونانيها از نظر معاملات مربوط به تخم نوغان و فرانسويها از لحاظ معاملات ابريشم ، سهمى را به خود اختصاص داده بودند . « 27 »
بنابر گزارش كرزن ، صنعت ابريشم كه ايران را با اروپاى آن روزگار آشنا ساخت ، هرچند در آغاز بسيار شكوفا بود ، امّا پس از بيمارى سال 1864 ميلادى رو به انحطاط نهاد ، تا جايى كه قيمت محصول در سال 1869 به 5 / 1 قيمت سال پيش از آن رسيد « 28 » و مقدار توليد آن در سال 1877 ميلادى 000 ، 100 كيلوگرم كاهش يافت ؛ « 29 » بدينسان ، ابريشم گيلان ديگر نتوانست جايگاه سابق خود را از نو بهدست آورد . تخمهاى وارده از خراسان و تركيه به آزمايش گذارده شدند ، ليكن موفقيتى بهدست نيامد ، همينطور تخمهايى كه از ژاپن آورده شد نيز كمك چندانى نكرد . « 30 »
اورسل از سال 1882 ميلادى خبر مىدهد كه در آن زمان ميزان توليد ابريشم گيلان به نسبت حيرتآورى كاهش يافته بود . وى مىنويسد كه در سال 1840 ميلادى مقدار توليد اين محصول معادل 000 ، 100 من مىشد كه در سال 1874 ميلادى فقط به 000 ، 60 من رسيد و در سال 1876 ميلادى به 2000 من كاهش يافت و در سال 1882 ميلادى به خصوص وضع از گذشته بدتر شد .
اورسل اضافه مىكند : « فروش ابريشم خام كه در سابق حدود 000 ، 700 ليرهء استرلينگ ارز وارد كشور مىكرد ، اينك تنها بين 000 ، 100 تا 000 ، 150 ليره عايد كشور مىسازد . « 31 » مسعود كيهان علت اصلى كاهش توليد در كشور را - جدول شمارهء 2 - توليد ابريشم در گيلان در سالهاى مختلف « * » .
« * * »
هامش
( 22 ) . سفرنامهء اورسل ، ترجمهء على اصغر سعيدى ، انتشارات زوار ، تهران 1353 ، صفحهء 16 .
( 23 ) . از آستارا تا استارباد ، منوچهر ستوده ، انجمن آثار ملى ، تهران 1351 ، جلد 2 . صفحهء 73 .
( 24 ) .Persia and The Persian Question , Vol . I , Page 368 .( 25 ) . سفرنامهء شمال ، چارلز فرانسيس مكنزى ، ترجمهء منصوره اتحاديه ، نشر گستره ، تهران 1359 ، صفحهء 25 - 24 .
( 26 ) . جغرافياى تاريخى گيلان ، مازندران ، آذربايجان از نظر جهانگردان ، صفحهء 29 .
( 27 ) . گيلان در گذرگاه زمان ، ابراهيم فخرائى ، انتشارات جاويدان ، تهران 1354 ، صفحهء 160 .
( 28 ) .Persia and The Persian Question , Vol . I , Page 366 - 368 .( 29 ) . جغرافياى مفصل ايران ، جلد 3 ، صفحهء 213 .
( 30 ) .Persia and The Persian Question , Vol . I , Page 368 .( 31 ) . سفرنامهء اورسل ، صفحهء 24 .
( * ) .Persia and The Persian Question , Vol . I , Page 367 .( * * ) .lbsمخففlibrasو همان پوند است . هر پوند معادل 59 / 453 گرم است .