تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
- تزار روسيه - سعى نمود تمامى صادرات شمال را به سوى روسيه هدايت كند و كوشيد اين امر را از طريق تجّار ارمنى باكو به انجام رساند ، هرچند پس از چندى ، روسها خود اين مهم را بر عهده گرفتند . البته پطر در سال 1725 ميلادى تصميم گرفت قراردادى با يك شركت انگليسى منعقد سازد تا از اين طريق بتواند بهتر به هدف خود دست يابد ، امّا به علّت بيمارى و مرگ او ، اين امر تحقّق نيافت . در اين زمان ، تجارت اين منطقه به دست گروه معدودى از تجّار انگليسى به رهبرى جان التون و هانوى افتاد . « 17 » در واقع ، اولين كسى كه در اين زمينه كوشش جدّى داشت و توانست موافقت بازرگانى لندن را براى انجام چنين منظورى جلب كند ، جان التون - سروان نيروى دريايى انگليس - بود . او در اواخر ژوئن سال 1739 ميلادى ( 1152 هجرى قمرى ) از راه روسيه عازم ايران شد و در مشهد به حضور رضا قلى ميرزا فرزند نادر شاه رسيد و موفق شد از وى اجازه‌نامه‌اى براى گشايش روابط بازرگانى بين ايران و انگلستان به دست آورد . فرمان رضا قلى ميرزا به تاريخ 1152 هجرى قمرى ( 1739 ميلادى ) حاكى از آن بود كه كليهء حكام و واليان و بيگلربيگيهاى ايران بايد در انجام معاملات تجارى ميان دو كشور به سوداگران انگليسى همه‌گونه مساعدت نمايند و هرگونه مانعى را كه در اين راه موجود است ، از ميان بردارند . پس از دريافت اين اجازه‌نامه و جلب نظر موافق روسيه ، بازرگانان انگليسى 2 فروند كشتى براى تجارت در درياى خزر فراهم كردند كه فرماندهى اين كشتيها بر عهدهء جان التون بود . در خلال اين مدت ، نخستين كشتى مملو از قماش انگليسى براى حركت به سوى ايران آماده شده بود كه جوناس هانوى سرپرستى اين كشتى را بر عهده داشت . در اين زمان ، هنوز كشتيها نمىتوانستند وارد مرداب انزلى شوند و در فاصله‌اى دور تر از ساحل لنگر مىانداختند . هانوى در اصل در كنار مقاصد سياسى ، به دو منظور عمده ، يعنى فروش منسوجات انگليسى و خريد حرير ايران به اين سفر مبادرت ورزيد . « 18 » پس از آن ، تا مدتها هيچگونه كوششى در جهت دگرگون ساختن اين وضعيت - يعنى خروج بازرگانى از دست انگليسيان - به عمل نيامد ؛ هرچند تهاجمات روسها در آغاز سدهء نوزدهم ميلادى بر اين اصل استوار بود كه تجارت شمال ايران - به‌ويژه گيلان - بايستى از طريق عمّال ايشان صورت پذيرد . عهدنامهء تركمانچاى ( 1828 ميلادى ) انحصار دريانوردى در آبهاى خزر را براى روسها محفوظ مىداشت و بر همين اساس ، كشتيرانى و در نتيجه ، از آنجا كه تجارت خارجى عمدتا از راه دريا با اروپا صورت مىگرفت ، بازرگانى نيز به زير كنترل روسها درآمد و عبور كالاها - حتى كالاهاى انگليسى ، هلندى ، فرانسوى و غير آن - از خاك روسيه و با پرداخت حق عبور به انجام مىرسيد . جالب است كه در همين دوره در كنار روسيه ابريشم ايران به هندوستان نيز صادر مىشد و در مقابل ، به علت ضعف ساختار صنعتى كشور به‌طور كلى جدول شمارهء 1 - صادرات ابريشم خام گيلان در سالهاى 1839 و 1840 « * » مأخذ : سرزمين گيلان ، خودزكو ، صفحهء 102 . فقدان كارخانه‌ها و كارگاههاى مجهز توليدى ، انواع پارچه - از جمله پارچه‌هاى ابريشمى - از هندوستان وارد مىشده است . در همين زمينه ژوبر به سال 1806 ميلادى گزارش مىدهد كه « از بنگاله و سواحل كوروماندل واقع در ساحل شرقى هند ، انواع منسوجات آبى و سفيد ، پارچه‌هاى ابريشمى و پنبه‌اى ، ململ . . . از سورات پارچه‌هاى زربفت و سيم‌بفت ، ململ . . . و از تركستان و كشمير شال . . . وارد مىشده است و در مقابل ، ابريشم خام به هند و روسيه صادر مىشد . » « 19 » مطابق گزارش هولمز در حدود سال 1840 ميلادى ، محصول ابريشم مرغوب گيلان سالانه به حدود 000 ، 100 من شاهى ( معادل 000 ، 300 ، 1 پوند انگليسى ) بالغ مىشد . هولمز مقدار صادرات ابريشم ايران در همين سال را برابر 568 ، 47 من شاهى ضبط كرده و انگلستان را مهمترين بازار صادراتى كشور قلمداد نموده است ؛ حال آنكه ، در همين تاريخ ، ميزان صادرات ابريشم به روسيه تنها 9949 من شاهى و در درجهء سوم ، ميزان صادرات به بغداد حدود 7750 من شاهى بوده است . « 20 » با توجه به حجم معاملات ابريشم خام در سالهاى 1839 و 1840 ميلادى ، مىتوان نقش تجار خارجى و ايرانى در تجارت اين منطقه و همچنين راه دريايى به نسبت راههاى خشكى منطقه را مشخص نمود ( جدول شمارهء 1 ) . ابوت در سال 1850 ميلادى ، رشت را داراى بازارهاى وسيع ، و كالاهاى عمدهء دكانها و بازارها را ظروف سفالين و لعابى و بلورى ساخت روسيه و پاره‌اى از مصنوعات ساخت انگليس گزارش مىكند . « 21 » گذشته از معرفى و عرضهء توليدات خارجى در بازارهاى منطقه توسط تجّار فرنگى و خارج كردن مواد اوليه توسط آنها ، اين عده مسلما در امور سياسى - فرهنگى نقش و
هامش
( 17 ) . همان كتاب ، جلد اول ، صفحهء 367 - 366 . ( 18 ) . جغرافياى تاريخى گيلان ، مازندران ، آذربايجان از نظر جهانگردان ، صفحهء 20 - 14 . ( 19 ) . مسافرت به ارمنستان و ايران ، پ . ام . ژوبر ، ترجمهء محمود مصاحب ، كتابفروشى چهر ، تبريز 1347 ، صفحهء 328 - 325 . ( 20 ) . جغرافياى تاريخى گيلان ، مازندران ، آذربايجان از نظر جهانگردان ، صفحهء 30 . ( 21 ) . همان كتاب ، صفحهء 42 . ( * ) . يك من شاه حدود 6 كيلو آرم و 2 / 1 من تبريز است .