وصيتنامه خويش اين مطلب را با صراحت به وارثين تختوتاج توصيه كرده است :
« بر شما لازم است كه بدون فوت وقت ممالك گرجستان و قفقاز را تسخير نموده و فرمانرواى ايران را خادم و نوكر مطيع خود سازيد و بعد از آن بايد قصد هندوستان كرد چونكه آن ممالك بسيار بزرگ و محل وسيعى براى تجارت است و هرگاه در آنجا تسلط پيدا كرديد هرقدر پول كه به وساطت انگلستان بدست مىآيد بيشتر آن را اصالتا از هندوستان مىتوان تحصيل كرد ، كليد هندوستان سمت تركستان است . هرقدر مىتوانيد از جانب صحارى قرقيز و حيوق و بخارا پيش برويد تا شاهد مقصود را در آغوش كشيد ولى تأمل و تأنى را از دست نبايد داد و از عجله و شتاب احتياط و اجتناب بايد نمود . . . » « 1 »
پطر كبير به منظور اجراى نقشههاى خود و براى آنكه مستقيما با هندوستان راه تجارت داشته باشد در سال 1129 هجرى قمرى با دولت ايران يك عهدنامه تجارتى منعقد نمود ولى به واسطه ظهور نادر شاه كارى از پيش نبرد و جانشينان او مخصوصا كاترين دوم با آنكه كوششهاى زيادى براى اجراى وصيتنامه پطر كبير و دستيابى به خليجفارس به عمل آوردند معهذا نتيجهاى نگرفتند .
بعد از كشته شدن پل اول امپراطور روسيه « 2 » در سال 1801 و انتخاب الكساندر اول به جانشينى وى دولت روس از ضعف و بىاطلاعى حكومت فتحعلى شاه استفاده كرده به منظور اجراى دستور پطر كبير مشغول اقدام شد .
سيسيانف سردار روس در سال 1218 قمرى به منظور تسخير قفقاز در نواحى گرجستان به تغرض پرداخت و دوره اول جنگهاى ايران و روس آغاز گرديد .
اين جنگ قريب ده سال به طول انجاميد و در تاريخ 29 شوال سال 1228 هجرى قمرى با انعقاد معاهده معروف گلستان پايان يافت .
در نتيجه اين جنگ و بر اساس معاهده گلستان دولت ايران گذشته از تلفات جانى و مالى بسيار ، ولايات داغستان ، قوبا ، شيروان ، شماخى ، باكو ، ساليان ، طوالش ( لنكران ) ، قرهباغ ، شوشه ، گنجه و گرجستان را از دست داد و از سرپرستى ايمرسى ، غورى ، مينگرلى ( در ساحل درياى سياه ) ، شوراگلى ، كاختى و غيره محروم گرديد .
صلح بين ايران و روس چندان به طول نيانجاميد و آتش جنگ به بهانه اختلاف مرزى مجددا در سال 1241 هجرى قمرى ( 1825 ) شعلهور گرديد و سرانجام بعد از بيست ماه جنگهاى سخت ، با وساطت و دخالت مأمورين سياسى انگلستان عهدنامه ننگين و اسارتآميز تركمانچاى در تاريخ پنجم ماه شعبان 1243 هجرى قمرى به ايران تحميل شد و به اين ترتيب دورهء دوم جنگهاى ايران و روس نيز خاتمه يافت . « 3 »
ايران علاوه بر از دست دادن سرزمينهائى مانند ايروان ، نخجوان و بقيه اراضى ماوراى رود ارس به موجب عهدنامه تركمانچاى مبلغ ده كرور تومان رايج يا بيست ميليون مناط نيز بابت خسارات جنگ به دولت روس پرداخت و از داشتن كشتى جنگى در بحر خزر ممنوع شد . همچنين بر طبق معاهده تجارتى ضميمه عهدنامه مزبور حقوق و مزاياى بىشمارى براى تجارت تبعه روس در نظر گرفته شد و مأمورين سياسى و كنسولى روس از حق كاپيتولاسيون برخوردار گرديدند .
با انعقاد عهدنامهء تركمانچاى استقلال ايران توسط روسيه مورد تهديد و تجاوز قرار گرفت كه تا انقلاب اكتبر 1917 يعنى مدت 90 سال ادامه داشت . « 4 »
بعد از فتحعلى شاه در دوره سلطنت محمد شاه روسها براى ازدياد نفوذ خود در سواحل بحر خزر مسائل تازهاى را به ميان كشيده و در اين زمينه براى بدست آوردن پايگاههاى نظامى به دولت ايران فشار آوردند ، از جمله از دولت ايران خواستند كه به كشتيهاى جنگى روس اجازه داده شود كه در مرداب انزلى لنگر اندازند و همچنين شيلات و صيد ماهى در بحر خزر به اتباع روس اجاره داده شود . « 5 »
صيد و خريد و فروش ماهيان رودخانههاى شمالى ايران و سواحل جنوبى بحر خزر توسط روسها سابقه ممتدى دارد و توسعه آن مربوط به شكست ايران و انعقاد معاهده تركمانچاى مىباشد . مخصوصا با انعقاد عهدنامه تجارتى مورخ 5 شعبان 1243 هجرى قمرى ( 22 فوريه 1828 ميلادى ) ، ضميمه معاهدهء مزبور براى تجارت اتباع روس در ايران حقوق و امتيازات خاصى قائل شد .
از اين تاريخ تا سال 1293 هجرى قمرى كه ناصر الدين شاه تمام شيلات را به ميرزا حسين خان سپهسالار اجاره داد و او نيز تمام آن را به روسها واگذار كرد حق صيد و فروش ماهى هر رودخانه و ناحيه در اجاره اشخاص مختلفى اعم از روس و ايرانى بود .
اين اجارهدارى براى اتباع روس كه داراى وسايل بهتر و امكانات بيشتر براى صيد و حملونقل و فروش بودند فوايد زيادترى داشت و به همين جهت چون اغلب مواقع اتباع روس اجارهبهاى بيشترى به حكام نواحى شمال ايران مىدادند اتباع ايران نمىتوانستند با آنها رقابت نمايند .
اين موضوع بعدها موجب بروز اختلافاتى بين موجر و مستأجر و اتباع ايران و روس و حتى بين خود مستأجرين گرديد ، مخصوصا آنكه دولت تزارى روس به منظور انجام مقاصد سياسى و توسعه نفوذ خود با استفاده از حق كاپيتولاسيون از اين امر سوء استفادههائى مىكرد و مشكلات زيادى براى دولت ايران بوجود مىآورد . اولين صدراعظمى كه با اجاره دادن شيلات بحر خزر به روسها موافقت نداشت شايد حاجى ميرزا آقاسى بود . بعد از او اميركبير و ميرزا آقا خان نورى « 6 » نيز اقداماتى در اين باب به عمل آوردند ولى هيچكدام نتوانستند دست روسها را از شيلات ايران كوتاه سازند . « 7 »
نياز دولت حاجى ميرزا آقاسى صدراعظم نالايق محمد شاه قاجار ، به پول از سوئى و فشار دولت روسيه تزارى ، كه به ارزش ذخائر گرانبهاى سواحل جنوبى اين دريا پى برده بود ، براى كسب امتياز بهرهبردارى از ديگر سو باعث شد كه محمد شاه قاجار و حاجى ميرزا آقاسى تسليم خواستهاى سفارت
هامش
( 1 ) . عصر بىخبرى يا تاريخ امتيازات ايران ، ابراهيم تيمورى ، انتشارات اقبال ، تهران 1332 ، صفحه 238 .
( 2 ) . پل اول كه با ناپلئون متحد شده و از فرانسويها طرفدارى مىكرد به تحريك انگليسيها به قتل رسيد .
( 3 ) . عصر بىخبرى يا تاريخ امتيازات ايران ، ابراهيم تيمورى ، صفحه 239 .
( 4 ) . همان كتاب ، صفحه 239 .
( 5 ) . همان كتاب ، صفحه 274 .
( 6 ) . به نظر مىرسد مخالفت آقا خان نورى در مورد واگذارى شيلات بحر خزر به روسها به دليل علاقه او به انگليسيها بوده است .
( 7 ) . عصر بىخبرى يا تاريخ امتيازات ايران ، ابراهيم تيمورى ، صفحه 275 .