و بلوچستان است كه در سال 1364 فقط 51 كندو داشته است . بوشهر و هرمزگان نيز به ترتيب مقامهاى ماقبل آخر را دارند .
در گيلان ساكنان نواحى هشتپر و طوالش بيش از ساير نقاط به كار زنبوردارى علاقه نشان مىدهند . پس از هشتپر و طوالش در عمارلو و اطراف رودبار و ديلمان زنبوردارى رواج بيشترى دارد .
زندگى و فعاليت زنبور عسل
زندگى اجتماعى زنبور عسل يكى از عجايب زندگى جانداران مىباشد .
پروانهها ، سنجاقكها ، پشهها و حشرات ديگر نر و ماده به هنگام جفتگيرى مدت خيلى كوتاهى با هم بوده و بلافاصله پس از جفتگيرى براى هميشه از يكديگر جدا مىشوند . حشرهء ماده پس از مدتى تخمهايش را در محلى كه غذاى كافى براى لاروها وجود داشته باشد مىگذارد و پس از گذاشتن تخم ، ديگر كارى به كار تخمها ندارد و حتى اغلب پيش از آنكه لاروها از تخم خارج شوند خودش مىميرد . زندگى و فعاليت و توليدمثل در زنبور عسل با تمام حشرات تفاوت دارد اين موجود ظريف به تنهائى قادر به زندگى نبوده و فقط در داخل جمعيت و همراه با آن مىتواند زنده بماند .
در داخل يك كندوى متوسط تعدادى حدود 40 تا 70 هزار زنبور عسل وجود دارد . در ديد اول همهء زنبورهاى بالغ مثل يكديگرند . بدن هر زنبور از سه قسمت تشكيل مىگردد ، سر ، سينه و شكم . با دقت بيشتر فرقهائى بين زنبورهاى يك كندو به چشم مىخورد . تنها يكى از زنبورها داراى شكمى طويلتر از سايرين است و آن ملكهء زنبورهاست . بقاء و دوام هر كندو بستگى به وجود ملكه دارد ، زيرا ملكه تنها زنبور مادهء كامل كندوست كه تمام اعضاء بدنش بهطور كامل رشد نموده است . او به تنهائى مادر تمام زنبورهاى خانوادهء عظيمى است كه در داخل كندو زندگى مىكنند . طول بدن ملكه معمولا بين 16 تا 18 ميليمتر و فاصلهء دو پر باز آن 24 ميليمتر و وزنش در حدود 21 / 0 گرم مىباشد .
در هر كندو بهطور طبيعى يك ملكه وجود دارد و همين يك ملكه پس از بارور شدن شروع به تخمگذارى كرده و جمعيت كندو را تشكيل مىدهد . اگر در يك كندو بيش از يك ملكه باشد معمولا قوىتر ديگرى را از بين مىبرد و خود تنها در كندو مىماند . گاهى ممكن است كارگران دور ملكه تازه را بگيرند و به وسيلهء فشار يا نيش آن را از بين ببرند . اگر به عللى نظم كندو به هم بخورد و يا اينكه ملكه را مدتى در دست نگهداريم و بعد آن را داخل كندو رها كنيم به علت عوض شدن بوى ملكه كارگران او را غريب تشخيص داده از بين مىبرند . در موقعى كه ملكهء كندو پير شده و دوران تخمگذاريش به پايان برسد و تولد ملكهء جوان در داخل كندو نزديك باشد ، كارگران نسبت به از بين بردن ملكه اقدام مىنمايند . اگر به عللى ملكهء كندو از بين برود مىگويند كندو يتيم شده است ، در اين موقع اگر زنبوران كندوهاى مجاور از فقدان ملكه خبر شوند كندوى يتيم را غارت مىكنند . در غير اين صورت معمولا كارگران موجبات به وجود آمدن ملكه را فراهم مىنمايند .
بهطور كلى قوام و نظام هر كندو بستگى به وجود ملكه دارد و تا زمانى كه جمعيت كندو وجود ملكه را احساس كنند كليهء كارهاى كندو با نظم و ترتيب خاصى انجام مىگيرد و هيچ وقفهاى در عمليات داخل كندو ايجاد نمىشود .
ملكه در طول عمر خود از 4 تا 5 سال ( عمر مفيد ملكه 1 تا 2 سال ) فقط يك بار جفتگيرى مىنمايد . جفتگيرى ملكه در هوا و در ارتفاعات 15 الى 20 مترى صورت مىگيرد . تخمريزى ملكه 24 تا 48 ساعت بعد از جفتگيرى شروع مىشود و روزانه 3000 تا 3500 دانه تخم مىگذارد .
ملكهء جوان يك يا دوساله كه مقدارى زياد تخم دارد داراى شكمى متورم مىباشد ، بالهايش كامل و سر و بدنش پوشيده از كرك مىباشد ، حركاتش سريع و چابك است . ملكهء پير كه بيش از دو سال عمر داشته باشد ، بدون كرك و داراى بالهاى چينخورده است ، به علت كمى تخم در تخمدان شكمى لاغر دارد و حركاتش آهسته و كند است .
كار ملكه فقط تخمريزى است و در ساير كارهاى كندو مطلقا دخالتى ندارد ، زيرا ملكه فاقد عضو مومزا و دستگاه جمعآورى شهد و گرده گل مىباشد . يك عده از كارگران به عنوان محافظ از ملكه پرستارى مىنمايند و غذاى مخصوصش را كه ژلهء سلطنتى ناميده مىشود در اختيارش مىگذارند .
خصوصا در ايام تخمگذارى مراقبت و تغذيهء ملكه با توجه بيشترى انجام مىشود . تغذيهء ملكه بدينصورت است كه ملكه زبانش را مستقيما داخل دهان كارگر نموده و غذا مىگيرد .
يك ملكهء خوب بهطور مداوم و يكنواخت و خارج از فصل حتى در آخر پائيز هم تخمگذارى مىكند و هرچه جمعيت كندو بيشتر باشد دليل بر خوبى ملكه است . اگر ملكه بتواند چند هفته قبل از دورهء عسل حجرات را از تخم پر كند در دورهء عسل جمعيت كندو بيشتر بوده و عسل بيشترى فراهم مىشود .
جالب آن است كه ملكه قادر است بنا به خواست خود تخمى بگذارد كه از آن زنبور ماده بهوجود آيد يا سلول تخمى توليد كند كه از آن زنبور نر متولد گردد .
زنبورهاى نر چاقتر از بقيه بوده و داراى چشمهائى بزرگتر از زنبورهاى ماده مىباشند . زنبور نر نسبت به زنبور كارگر درشتتر است و به آسانى از زنبور كارگر تميز داده مىشود . در پاهاى آن سبد مخصوص جمعآورى گرده گل ديده نمىشود و بهعلاوه فاقد نيش است و در موقع پرواز صداى مخصوص و وزوز دارد . زنبور نر هميشه در كندو وجود ندارد و معمولا در بهار كه اولين غنچههاى بهاره به گل مىنشيند در كندو ديده مىشود .
اگر در فصل زمستان در كندوئى زنبور نر ديده شود دليل بر بىنظمى كندو و يتيم بودن آن است . كار زنبور نر فقط بارور كردن ملكه است و نقش ديگرى در كندو ندارد به همين جهت به محض اتمام دورهء گلدهى و كم شدن شهد در منطقه ، كارگران زنبورهاى نر را از كندو خارج كرده و به آنها اجازهء استفاده از مواد غذائى داخل كندو را نمىدهند . زندگى اين زنبورها ، خارج از كندو پايان مىيابد . كارگران در مواقعى كه به زنبور نر نيازى ندارند حتى تخم و لاروهاى آنها را از بين مىبرند .
بقيهء زنبورها كه تفاوت زيادى با ملكه و زنبور نر دارند و بيشترين جمعيت يك كندو را تشكيل مىدهند زنبورهاى ماده يا كارگر هستند كه از ملكه و زنبور نر كوچكترند . طول بدن آنها 12 تا 13 ميليمتر و فاصلهء دو بال آنها در حالت باز 23 ميليمتر مىباشد . وزن هر زنبور كارگر حدود 11 / 0 گرم مىباشد . كارگران با وجود ماده بودن تخم نمىگذارند و توانائى تخمگذارى هم ندارند . قدرت