نموده و مىخورند و در بعضى از داروهاى تقويتى نيز آن را مورد استفاده قرار مىدهند .
ژلهء سلطنتى ( رويال )
در ناحيهء سر زنبور عسل جوان غدههائى موجود است كه جسمى خميرى با رنگ سفيد و طعمى تلخ به نام ژلهء رويال توليد مىنمايد . غدههاى مزبور از روز ششم شروع به فعاليت مىنمايند . لازم به يادآورى است كه نوزاد ملكه در تمام طول مدت نمو جنينى خود از ژلهء رويال تغذيه مىنمايد ، ولى نوزاد كارگران و زنبورهاى نر فقط در سه روز اول عمر خود از اين ژله بهرهمند مىگردند .
فعاليت اين غدهها تابع مصرف گردهء گل مىباشد و اگر گرده گل قطع شود غدهء مذكور نيز تحليل خواهد رفت . لازم به ذكر است كه اوج فعاليت اين غدهها تا 10 روز پس از تولد است و از روز دهم به بعد تدريجا رو به تحليل مىرود و در عوض ، غدههاى توليدكننده موم شروع به فعاليت مىنمايند .
سم يا زهر زنبور عسل
سم يا زهر زنبور عسل مادهاى است كه در داخل بدن زنبور به وسيلهء غدهء مخصوصى از دومين روز تولد شروع به ترشح مىنمايد . گفته مىشود كه سم مزبور براى درمان برخى از بيماريها از جمله انواع روماتيسم بسيار مؤثر است .
زنبور عسل با توليد فرآوردههائى كه ذكر گرديد در بسيارى از صنايع از جمله صنايع آرايشى ، داروسازى ، شمعسازى ، قالبسازى ، ريختهگرى ، نساجى ، واكسسازى ، كاغذسازى و غيره منشأ خدمات ارزندهاى مىباشد . البته موفقيت در امر پرورش و نگهدارى زنبور عسل بستگى به دانش و اطلاعات لازم در مورد رفتار و فعاليتهاى اين حشره دارد و درك صحيح رفتارها و اعمال پيچيدهء زنبور عسل مستلزم داشتن اطلاعات كافى در مورد آن است .
سير زنبوردارى در گيلان
همانطور كه در ابتداى اين بحث گفته شد استانهاى شمالى ايران به علت سرسبزى و فراوانى گل همواره استعداد بيشترى براى زندگى زنبور عسل داشتهاند . طبق بررسيها و تحقيقاتى كه به عمل آمده زنبور عسل از قديم الايام در گيلان فعاليت داشته و جنگلهاى گيلان منابع قابلتوجهى از عسل را در تنهء درختان خود ذخيره داشتند .
شيوههاى جديد پرورش زنبور عسل را گيلانيها از روسها اقتباس كردند .
زنبوردارى در روسيه سوابق بسيار طولانى دارد و به قرن دهم ميلادى مىرسد .
گرايش مردم گيلان به پرورش و نگهدارى زنبور عسل و انتقال زنبورها از لانههاى طبيعى به نقطهاى نزديك محل سكونت خود از 200 سال قبل ، يعنى از اوائل قرن نوزدهم ميلادى زمانى كه كندوهاى كادردار متحرك در شوروى به وجود آمد ، آغاز گرديد . در آن زمان در گيلان از كندوهاى طبيعى استفاده مىشد . به اين صورت كه تنهء درختان را بر روى زمين قرار داده داخل آن را خالى مىكردند و زنبورها را به داخل تنه هدايت مىنمودند . تا مدتهاى طولانى
نمائى از كندوهاى لانگستروت
اهالى حاشيهء جنگلها و مناطق ييلاقى شهرهاى تالش ، آستارا ، فومن و صومعه سرا به همين ترتيب عمل مىكردند و هيچگونه اطلاعات فنى نداشتند . آنها سالى يكبار در كندو را باز مىكردند و مقدارى عسل بهدست مىآوردند .
اندكاندك بر تعداد كندوهاى طبيعى يعنى تنهء خالى درختان افزوده شد و آگاهى بيشترى با زنبور عسل و ارزش غذائى عسل حاصل گرديد . زنبوردارى كه بيشتر جنبهء تفريحى و سرگرمى داشت براى كسب درآمد نيز مورد توجه قرار گرفت و از شمال و غرب گيلان به جنوب و شرق و از حاشيهء جنگلها به مناطق ييلاقى و قسمتهاى جلگهاى راه يافت . در اين موقع كسانى كه به پرورش زنبور عسل اشتغال داشتند با روشهاى جديد زنبوردارى در ساير كشورها خصوصا روسيه آشنا شدند و كندوهاى طبيعى يعنى تنهء خالى درختان را به كندوهاى جعبهاى كادردار تبديل كردند . نخستين بار در سال 1330 كندوهاى جعبهاى در روستاهاى دگرمانكشى و حيران آستارا توسط فريدون اورادى و رحمت پركارى بهكار گرفته شد . پس از آن به سال 1343 در روستاى خطبهسراى تالش و به سال 1351 در روستاى دارستان رودبار و به سال 1358 در روستاى ماكلوان فومن و زاكلهبر لاهيجان و نيز روستاى پرشكوه لنگرود و به سال 1359 در روستاى آزاركى رودسر و شهرستان رشت و به سال 1360 در ماسال و صومعهسرا كندوهاى جعبهاى را جانشين تنهء درختان كردند .
اطلاعات مردم گيلان در مورد زنبوردارى ناقص بود و تهيه كندو و توليد عسل يك كار تفننى و تفريحى بهشمار مىآمد تنها شهرستانهاى تالش و آستارا كه امروز هم با داشتن 82289 دستگاه كلنى زنبور عسل مدرن به عنوان قطب زنبوردارى در استان گيلان محسوب مىشوند تا حدودى به فن زنبوردارى آشنائى داشته و از آن به عنوان شغل اصلى بهرهبردارى مىكردند .
در آن ايام زنبوردارانى كه پس از سالها فعاليت در امر پرورش زنبور عسل پى به تغذيهء تحريكى برده بودند و احتياج به شكر داشتند از طريق ادارات كشاورزى محل به ادارهء قند و شكر معرفى مىشدند و غالبا زنبورداران بدون مراجعه به ادارهء قند و شكر سهميه موردنياز را از بازار خريدارى مىكردند .