نمىتوانند در صورت نياز ، به امور ديگرى از جمله كشاورزى بپردازند . اما چندگانهكار چون فارغ از مشغله گوسفنددارى است مىتواند براى تأمين معاش خود به كارهاى مختلفى تن دهد . البته در صورتى كه دام ( بز و گاو ) يا اين دو را به تعداد كافى داشته باشد ، طورىكه محصول او چرخ يك زندگى متوسط را بگرداند به كارهاى ديگر تن درنمىدهد ، زيرا كشتگرى در كوهستان بدون اتكاء به منابع درآمد ديگر پاسخگوى نيازهاى يك زندگى فقيرانه نيز نمىتواند باشد ، ولى نگهدارى دام نسبتا بهصرفه است .
اگر اشتغال اصلى فرد ، كارهاى كشاورزى باشد امكانات او براى دامدارى به حداقل مىرسد و گاه به كلى مختل مىشود . اما اگر اشتغال اصلى فرد دامدارى ( نگهدارى بز و گاو ) باشد اولا در اكثر موارد نيازى به كارهاى ديگر احساس نمىشود و ثانيا در صورت نياز ، نگهدارى بز و گاو مانع چندانى در جهت پرداختن به امور فرعى ديگر ايجاد نمىكند ، زيرا اين كار مستلزم كار مداوم و تلاش زيادى كه لازمهء گوسفنددارى است نمىباشد .
دامدارى اگر محدود به نگهدارى و پرورش بز و گاو باشد به نيروى انسانى زياد و علوفه تازه و مراتع بزرگ نياز ندارد و كوچكردنهاى موسمى نيز ضرورت پيدا نمىكند ، اما در كار گوسفنددارى تمامى آنها موردنياز مىباشد .
كوهنشينى كه بز يا گاو نگهدارى مىكند فراخدستى زيادى دارد و مىتواند از نيروى مازاد اعضاء خانواده در جهت فعاليتهاى توليدى ديگرى نيز استفاده نمايد .
سكونت و استقرار دامداران
از نظر دارا بودن امكانات گوناگون و وسعت و اهميت حوزهء دامدارى و نيز چگونگى و حدود اشتغال به حرفه مزبور ، در صفحات قبل طبقهبندى دامداران را به گروههاى خودكفا ، كوچك يا خردهپا و چندگانهكار ملاحظه كرديم ، اما از جهات ديگر بهويژه از نظر سكونت و محل استقرار مىبايد تقسيمبندى ديگرى مورد توجه قرار گيرد . در اين زمينه دامداران گيلان به سه گروه اصلى دامداران ساكن ، دامداران متحرك و دامداران عشايرى تقسيم مىشوند .
دامداران ساكن :
ساكنان تعداد قابلتوجهى از بخشها و روستاهاى گيلان كه به كار دامدارى و دامپرورى اشتغال دارند هميشه و در تمام فصول سال در روستاهاى خود ساكن بوده و از مراتع اطراف و حريم روستاها براى تعليف دام استفاده مىكنند . بارزترين نمونهء اين نوع دامدارى مربوط به منطقه كليشم و روستاهاى اطراف آن در بخش برهسر عمارلو و ديلمان و اسپيلى و روستاهاى اطراف آن در حوزهء لاهيجان و بخشى از روستاهاى اشكورات و نيز حوزهء آقاولر تالش مىباشد .
همانطور كه اشاره شد چراگاه دام اين گروه از دامداران مراتع اطراف و حريم روستاهاست ، با اين توضيح كه در فصلهاى بهار و تابستان از مراتع دور تر و مرتفعتر استفاده مىكنند و در فصلهاى پائيز و زمستان ( مخصوصا زمستان كه هوا به شدت سرد و منطقه پوشيده از برف است ) دامها را به مراتع نزديكتر روستاها و زمينهاى زراعى مىبرند و يا غالبا آنها را در آغل نگهدارى مىكنند و به وسيله كاه و جو و يونجه و علوفه خشك تغذيه و تعليف مىنمايند ، دامهاى متعلق به اين گروه از دامداران از نظر جثه وضع بهترى نسبت به دامهاى ديگر دارند و به همان نسبت نيز سود بيشترى را عايد صاحبان خود مىسازند .
دامهاى مناطق فوق الذكر هيچ فصلى از سال در مناطق و مراتع جنگلى تعليف نمىشوند جز در پارهاى از نقاط كه نزديك جنگل مىباشند . ساكنين اين مناطق يعنى همسايگان نزديك جنگل كه در فصل زمستان دامهاى خود را براى چرا به جنگل مىبرند بيشتر در بخشها و روستاهاى ديلمان ، اسپيلى ، كوهپس ، نياول ، تالشكول و امام در بخش سياهكل و املش ، آسيابر ، گلنكش ، شاه شهيدان ، داماش ، چراكوه و بخشهائى از برهسر عمارلو در حوزهء رودبار و نياسن ، لسبو ، مؤمنزمين و چند روستاى ديگر در بخش اشكورات سكنا دارند .
مراتعى كه براى تعليف دامها مورد استفادهء اين گروه از دامداران قرار مىگيرند وسيلهء هيئتهاى مميزى مراتع بازديد مىشوند و به افرادى كه استحقاق بهرهبردارى از مراتع را داشته باشند با رعايت ضوابط و شرايط لازم پروانهء چراى دام داده مىشود و آنان مىبايد با توجه به فصل چرا ، ظرفيت مرتع و تعداد دامهاى مجاز براى چرا به تعليف دامها بپردازند . از آنجا كه دامداران در تمام طول سال ساكن ييلاق مىباشند و مراتع نيز در مجاورت روستا قرار دارند ، لذا دامهاى هر روستا به صورت گلههائى متشكل از 400 تا 500 رأس دام ( غالبا گوسفند ) توسط چوپانان از صبح زود به چرا برده مىشوند و در پايان روز به روستا بازمىگردند . گاه در فصل تابستان چوپانان شبها نيز گله را در مراتع نزديك نگاهداشته و از بازگشت به روستا خوددارى مىكنند ؛ چنانچه نياز به شيردوشى باشد زنان به محل اطراق گله رفته و پس از دوشيدن شير به روستا بازمىگردند .
گرچه شرائط زندگى و دامدارى در روستاهاى ييلاقى براى دامداران مشكلات زيادى را بهبار مىآورد ، ولى بر اساس بررسيهاى انجام شده وضعيت بهداشتى و درآمد نسبى حاصل از دامدارى در اين مناطق بهتر از دامداريهاى غيرساكن يا متحرك در استان گيلان مىباشد .
دامداران ساكن كه در تمام مدت سال در روستاهاى ييلاقى سكونت دارند از مراتع محدودى براى چراى دامها استفاده مىكنند و چون فصل سرما و يخبندان و ريزش برف و باران در اين مناطق طولانى است ، لذا مىبايد دامها را مدت زيادى در آغل نگهدارى كرده با علوفه و يونجهء خشك و كاه و جو تعليف و تغذيه نمايند . با توجه به اين امر ، تهيه و تأمين علوفهء كافى براى فصل سرما از وظايف اصلى و اساسى اين گروه از دامداران بشمار مىرود .
براى تهيه علوفه معمولا دامداران در فصل بهار قسمتى از مرتع محدوده دامهاى خود را قرق كرده از ورود دام به آن قسمت جلوگيرى مىنمايند . ( قطعهء قرق شده در اصطلاح دامدارى چاك ناميده مىشود ) پس از چندى علفها رشد مىكنند به حدى كه گاه ارتفاع ساقهها به 70 تا 80 سانتيمتر مىرسد . وقتى رشدونمو علفها كامل شد دامداران آنها را درو كرده دستهبندى مىنمايند .
دستههاى علف مدتى در مرتع باقى مىمانند تا آب خود را از دست داده خشك شوند سپس توسط چهارپايان به روستا حمل مىگردند و معمولا در پشتبام خانهها چيده و نگهدارى مىشوند .