از آماربردارى ، وجود اين تعداد گاوميش در گيلان مورد ترديد است .
گاوميش يا گوميش به زبان گيلكى در درجهء اول براى گيلانيها حيوان كار است و توان و نيرويى بيش از گاو دارد . مىگويند نيروى دو گاوميش با نيروى سه گاو نر برابرى مىكند . شير گاوميش اندك است ، اما از نظر چربى واجد اهميت مىباشد . يك ماده گاوميش اگر كار نكند سالى 1300 كيلو و اگر كار كند 600 تا 700 كيلو شير مىدهد كه چربى آن 7 - 9 درصد است . مدت شيردهى در بعضى گاوميشها فقط 2 تا 4 ماه است ، ولى در بعضى ديگر به 10 ماه نيز مىرسد . اين حيوان با تيمارگر خود ملايم است ولى غريبه را به خود راه نمىدهد . از آنجا كه گاوميش بايد لحظهبهلحظه در آب فرورود ناچار مىبايد در مجاورت آب و نقاط باتلاقى زيست نمايد .
هنگامى كه گاوميش در جنگلهاى تالش با حيوانات وحشى مانند ببر و خرس و پلنگ روبرو مىگردد از جدال با آنها باكى ندارد ؛ چه بسا كه با آنها مبارزه نموده و پيروز هم مىشود .
پوست گاوميش فوق العاده ضخيم است و براى تهيه كيف و كفش مورد استفاده قرار مىگيرد . اين حيوان در برابر امراض گوناگون مقاومت مىنمايد چنانكه تب برفكى مىگيرد ليكن از پا درنمىآيد ؛ به سل هم كمتر دچار مىشود .
فرآوردههاى لبنى گاوميش در نواحى مختلف گيلان شهرت خاصى دارد و علاوه بر پنير ، ماست و كره از شير گاوميش محصولاتى چون حلوى ( مثل ماست اما سفتتر و شيرينتر از آن ) ، لور ( آب پنير جوشيده كه مزهاى بين پنير و ماست دارد ) و پتو ( كه از دوغ جوشيده به دست مىآيد ) توليد مىگردد . طبق آخرين آمار رسمى مربوط به سال 1370 تعداد گاوميش و بچهگاوميش در استان گيلان 29651 رأس مىباشد .
گوسفند
از پستانداران نشخواركننده ، نوع اوويس و از تيره بوويداى است . « به نظر مىرسد گوسفند ابتدا در هندوستان اهلى شده باشد . استخوانهايى از گوسفند ( احتمالا اهلى ) در ايستگاههاى ماقبل تاريخ سوئيس مربوط به دوران نئوليتيك پيدا شده است . » « 8 »
نقش گوسفند در روى اهرام مصر وجود ندارد بدينجهت برخى از محققان اظهارنظر كردهاند كه چهار هزار سال قبل از ميلاد مسيح زمانى كه مردم مصر به پرورش بز اشتغال داشتند از گوسفند نگاهدارى نمىكردند در حالى كه نقوش برجسته گوسفند حدود سه هزار سال قبل از ميلاد در مصر ديده شده است .
« گوسفندان وحشى كه در نواحى كوهستانى آسيا ، آمريكاى شمالى و نواحى مديترانهاى يافت مىشوند بسيار چابك و داراى شاخهاى پيچيده هستند اين گوسفندان پشم ندارند . گوسفند در 7000 سال پيش از اين اهلى شد و اولينبار 4000 سال قبل از ميلاد پشم آن مورد استفاده قرار گرفت . . .
گوسفند را در مذاهب يهود و اسلام براى قربانى بسيار به كار مىبرند و در مذهب مسيح نشانه بىگناهى و تسليم است چنانكه عيسى را بره خدا مىنامند . » « 9 »
در برخى از كشورها گوسفندان از نظر تعداد سير قهقرائى پيمودهاند . به عنوان مثال فرانسه در سال 1850 ميلادى داراى 33 ميليون رأس گوسفند بوده است ، ولى در 1945 تعداد گوسفندان اين كشور به 7 ميليون رأس رسيده كه با برنامهريزيها و تلاشهاى مسئولان دامدارى اين تعداد در سال 1960 به 12 ميليون افزايش يافته است . در جلگهء گيلان تعداد گوسفندان قابلتوجه نيست ولى در ناحيه كوهستانى گوسفندهايى از نوع مخصوص با دنبههاى بزرگ پرورش مىيابند .
طبق آخرين آمارى كه از 1368 به دست ما رسيده است تعداد گوسفندان گيلان بالغ بر 1044295 رأس است . حدود نيمى از اين تعداد مربوط به هشتپر تالش است . پس از تالش شهرستانهاى فومن ، رودبار و رودسر به ترتيب از نظر دارا بودن گوسفند و بره بر ساير شهرستانهاى گيلان برترى دارند . پرورش و نگهدارى گوسفند در ميان روستائيان و دامداران مناطق ييلاقى گيلان نيز از ديرزمان مرسوم بوده و دامدارانى كه مرتع و چراگاهى در اختيار نداشتند دامهاى خود را به مناطق كوهپايه و ييلاقى مىفرستادند .
در منطقهء تالش ، ساكنان نواحى كوهستانى ( كواج ) كه از زمانهاى بسيار دور به دامپرورى اشتغال داشتهاند ، از نگهدارى و پرورش گوسفند نيز غافل نيستند ، اما شرايط محيط و فقدان امكانات ، فعاليت آنان را محدود مىسازد و روزبهروز كيفيت و كميت دامدارى را در اين منطقه كاهش مىدهد .
روش دامدارى ، بهويژه پرورش و نگهدارى گوسفند ، در تالش بسيار ابتدائى و همراه با محدوديتهاى گوناگون است . از جمله محدوديتهاى مزبور يكى نگهدارى دامها در فضاى آزاد طى فصول مختلف سال است .
دامداران مجبور هستند به اقتضاى شرائط هرفصل دامهاى خود را به منظور تعليف چندين نوبت از جائى به جاى ديگر كوچ دهند . در فصل زمستان كه برف همه نقاط را پوشانده و نشانى از علف و سبزى بر روى زمين به چشم نمىخورد چوپانان كه از پيش خوراكى براى دامها فراهم نساختهاند پارو به دست گرفته پيشاپيش گله روان مىشوند و با تلاشى جانفرسا به پارو كردن برف مرتع مىپردازند و علفهاى موجود در زير برف را براى دامها قابل استفاده مىسازند . در صورتى كه شدت سرما و يخبندان برفروبى را غيرممكن سازد شبانان بايد با تحمل دشواريهاى طاقتفرسا و تن دادن به انواع خطرها ، فاصلههاى دورودرازى را در ژرفاى جنگل بپيمايند تا از شاخ و برگ برخى درختچهها و رازكهاى هميشه سبز ، خوراكى براى دامها فراهم نمايند . بديهى است اين شيوه دامدارى به نيروى انسانى فوق العادهاى نياز دارد ؛ تهيه اين نيرو و تأمين هزينههاى آنكه گاه از درآمد دامها پيشى مىگيرد مقرونبهصرفه نيست .
بز
بز حيوانى است نشخواركننده از پستانداران اهلى كه شبيه گوسفند است اما داراى شاخهاى مجوف و ريش و فاقد دنبه مىباشد . بسيار چالاك و فعال
هامش
( 8 ) .Grand Larousse , tome quatorzieme , Paris 1970 .( 9 ) . دائرة المعارف فارسى ، شركت سهامى كتابهاى جيبى ، جلد دوم ، تهران 1356 ، صفحهء 2334 .