است ؛ گوشت و شير و چرم و پشم آن مورد استفاده انسان قرار مىگيرد .
چگونگى اهلى كردن بز و تاريخ آن روشن نيست . برخى از محققان معتقدند كه بز داراى نژاد آفريقائى است و برخى ديگر آن را از نژاد آسيائى مىدانند .
« احتمالا در ايام باستانى در ايران آن را اهلى كردند . بزهاى حقيقى از نوع كاپرا و از تيره بوويداى و اصلا از برّ قديم هستند . » « 10 »
در ميان دامهاى اهلى و حتى كليه نشخواركنندگان بز نسبت به شرايط سخت و نامساعد مقاومت بيشترى از خود نشان مىدهد . گفته شده است كه اين حيوان قبل از ساير دامها اهلى شده و تاريخ اهلى شدن آن را به 9 تا 11 هزار سال قبل نسبت مىدهند .
در روى اهرام مصر و ابنيه باستانى اين كشور نقشهاى زيادى از بز ديده شده است . در مصر باستان بزها را نيز مانند انسان موميائى كردهاند . موميائى بزهاى پيدا شده در مصر پيشانى برجسته و گوشهاى بلند دارند .
در كاوشهاى باستانشناسى مناطق كوهستانى سويس و نيز در اطراف رودخانه نيل در آفريقا آثارى از بز به دست آمده است ، اما بعضى از تحقيقات و بررسيها نشان مىدهد كه آريائيها ابتدا به اهلى كردن بز پرداختهاند و اين حيوان ابتدا در آسيا و در منطقه خاورميانه و بهويژه در سرزمينى كه امروزه قسمتى از آن به نام كردستان خوانده مىشود اهلى شده و پرورش يافته است .
آمار منتشر شده توسط سازمان خواروبار و كشاورزى جهانى ( فائو ) تعداد كل بزهاى دنيا را 375 ميليون رأس نشان مىدهد . از تعداد بزهاى ايران آمار دقيقى در دست نيست . آمار و ارقام سازمانهاى مختلف در اين زمينه نيز مانند اكثر موارد متفاوت است . بر اساس تخمينهائى كه توسط بعضى از محققان ايرانى و كارشناسان سازمان خواروبار جهانى زده شده تعداد بزهاى موجود در ايران به 5 / 12 ميليون رأس بالغ مىشود . طبق آمارگيرى كشاورزى روستايى در سال 1360 مركز آمار ايران تعداد مزبور به 17 تا 20 ميليون رأس مىرسد .
سالنامهء آمارى كشور در سال 1367 و 1368 تعداد بزهاى كشور را 21759000 نشان مىدهد .
در برخى از كشورهاى پيشرفته نظير فرانسه بز از نظر شير و چرم و پشم مورد توجه است و از گوشت آن استفاده نمىشود . شير بز بيشتر براى تهيهء پنير به كار مىرود و پشم آن در صنايع بافندگى و فرش مورد استفاده قرار مىگيرد .
در گيلان نيز مانند ساير نقاط ايران قبلا به پرورش بز توجه بيشترى مىشد . جمعيت اين حيوان در هشتپر تالش از ساير نقاط گيلان بيشتر است .
طبق آمار اداره كشاورزى استان گيلان هشتپر در سال 1368 داراى 84572 رأس بز و بزغاله بوده ؛ در مقابل ، آستانه اشرفيه و بندر انزلى حتى يك رأس بز و بزغاله نداشتهاند !
در مورد گيلان نيز آمار سازمانهاى مختلف از تعداد بز مانند ساير دامها متناقض است . طبق سالنامه آمارى كشور در سال 1367 تعداد بز و بزغاله در استان گيلان 169000 رأس بوده است . آمار مربوط به جهادسازندگى تعداد بز و بزغاله را در همين سال 265297 رأس نشان مىدهد . طبق آمار ادارهء كشاورزى استان تعداد بزها و بزغالههاى گيلان در سال 1368 برابر با 233102 رأس و بر طبق آمار جهادسازندگى تعداد مزبور در سال 1368 برابر با 281394 رأس است ! بر طبق آمار مربوط به سازمان اخير تعداد بز و بزغاله در سال 1370 به 394076 رأس مىرسد .
دامداران گيلان
دامداران گيلان در نقاط مختلف استان پراكنده هستند ، اما قسمت اعظم دامدارى گيلان در اختيار كوهنشينان تالش است .
كوهنشينان تالش را كه غالبا به كار گوسفنددارى مىپردازند بايد به سه گروه تقسيم كرد . اين سه گروه عبارتند از دامداران خودكفا ، دامداران كوچك يا خردهپا و دامداران چندگانهكار .
دامداران خودكفا :
حدود 5 درصد جمعيت كوهستان ( كواج ) را طبقهء دامدار خودكفا تشكيل مىدهد . تعداد ميانگين دامى كه افراد اين طبقه در اختيار دارند بهطور متوسط حدود 500 رأس گوسفند براى هر خانواده سنتى است .
( منظور از خانواده سنتى اين است كه اعضاء ذكور خانواده بهويژه در قشر خودكفا اغلب پس از ازدواج با زن و فرزند در خانه پدرى باقى مانده و با بقيه افراد ، واحد خانوادگى وسيعى به مديريت پدر يا فرزند ارشد خانواده تشكيل مىدهند . )
دامدار خودكفا كه مراتع مورد نياز خود را در تملك دارد اغلب جهت پيشبرد برخى امور مربوط به نگهدارى دامها از وجود كارگر نيز كه اصطلاحا ورزيار ناميده مىشود استفاده مىكند . وى كالاهاى مورد نياز خود را معمولا به روش نقدى در بازارهاى هفتگى يا از مغازه پيشهوران طرف معامله دائمى خود خريدارى مىكند و اگرچه در مواردى ناگزير به پيشفروش بخشى از محصولات آينده دامهاى خود و اخذ وامهائى از تجار محلى مىشود ، ولى به سبب داشتن توانائى در بازپرداخت آن چندان دربند استثمار سلفخران و رباخواران نمىماند . تقسيم كار در بين اعضاء خانواده دامدار خودكفا تفاوتهائى با تقسيم كار در خانوادههاى اقشار پايينتر دارد . بهطور كلى امورى كه توسط دامداران خودكفا و خانواده آنها انجام مىگيرد عبارت است از :
نگهدارى رمهء ميشها ، نگهدارى رمهء قوچها و يكسالهها ، نگهدارى برهها ، نگهدارى گاو و چهارپايان باربر ، دادوستد و كارهاى بيرونى خانواده ، شيردوشى و تهيه پنير ، كارهاى دستى از قبيل نخريسى و بافندگى .
نگهدارى رمهء ميشها ، كه نقلمكانهاى موسمى خانواده ، تابع ضرورتهاى آن مىباشد بر عهده پسران جوان است . افراد جوانتر ، حتى الامكان آنهائى كه هنوز متأهل نيستند ، مسئول نگهدارى رمهء قوچها و يكسالهها مىباشند . زيرا اين نوع رمه كه اغلب دور از رمه اصلى و خانواده و در شرائط جغرافيائى نسبتا دشوارترى نگهدارى مىشود ، به چوپانهاى ورزيده و فارغ از مسائل خانوادگى نياز دارد . نگهدارى برهها كه از اوائل بهار تا اواخر تابستان هرسال ادامه دارد بر عهده نوجوانان كمسنوسال مىباشد . اكثر رمهداران تعدادى نيز گاو و اسب جهت باركشى و ساير امور دارند . نگهدارى و شيردوشى گاوها عمدتا بر عهده زنان بهويژه دختران جوان خانواده است كه البته مسئوليت اصلى اين كار با پدر و ديگر مردان مسن خانواده مىباشد . دادوستد ، رفتو
هامش
( 10 ) . همان كتاب ، تهران 1345 ، جلد اول ، صفحهء 426 .