مقررات قرق مراتع نيز به نحو مطلوب اعمال نشده است و دامداران ساكن در اين حوزه ، همچنان به بهرهبردارى بىرويه و مفرط از مراتع ادامه مىدهند .
تا قبل از انقلاب اسلامى سطح وسيعى از اين مراتع تحت عنوان مراتع جمالآباد ، كه مساحت آنها به بيش از چهار هزار هكتار بالغ مىشد ، در فصل زمستان تا اوائل بهار مورد تعليف دامهاى سنگسرى ( برادران اعظميان ) قرار مىگرفت . بعد از فصل چراى دام اين مراتع وسيله دامداران مذكور ، قرق مىشد و تحت نظارت مأموران قرق درمىآمد ، بهطورى كه هيچ دامى از دامهاى محلى نمىتوانست در آن مرتع چرا نمايد . بدينترتيب امكانات لازم براى رشد گياهان مرتعى و احياء مرتع بوجود آمده در آغاز فصل چرا زمين از گياهان مرتعى پوشيده مىشد و خوراك دامها در طول مدت تعليف به خوبى تأمين مىگرديد .
ناگفته نماند كه چراى مراتع جمالآباد وسيله دامهاى سنگسرى بر اساس عرف و سنت دامدارى بود و مأمورين اداره كل منابع طبيعى نيز بر اساس ضوابط و مقررات دامدارى سنتى در ايران ( ييلاق و قشلاق ) به دامداران پروانه چراى دام داده بودند . اما بعد از انقلاب اسلامى ، مردم و دامداران منطقه به دامداران سنگسرى اجازه تعليف و چرا ندادند و در بهرهبردارى از مراتع مزبور با يكديگر به رقابت برخاستند تا جائى كه در همان سالهاى اول انقلاب اين قسمت از مراتع حوزه لوشان و رودبار تخريب شد و از نظر پوشش نباتى فقير گرديد . ضمنا علاوه بر چراى مفرط دام در تمام مراتع لوشان و جمالآباد ، قسمتهاى زيادى از آنها به زمينهاى زراعى تبديل گرديد و قسمتهاى قابل توجهى نيز براى احداث شهر صنعتى رودبار در نظر گرفته شد . ( قسمت شمالى نيروگاه لوشان ) گياهان مراتع خشك حوزه رودبار و لوشان عبارتند از انواع گرامينهها شامل شال دم ، « 43 » نوعى وزه يا وساه ، « 44 » برشنگ ، « 45 » نوعى جوى وحشى ، « 46 » جوى صحرائى ، « 47 » نوعى علف پشمكى ، « 48 » فستوكا « 49 » و نى . « 50 »
از انواع فوربها
( Forbs )
مىتوان كنگر ، كما ، شكر تيكال ، گل گندم ، جارو قزوينى ، بومادران ، اسفند و شور و از گونههاى خشبى بايد كلاه ميرحسن ، چوبك ، جاروسفيد ، درمنهگون ، پرند ، قيچ و تلخبيان و از انواع درختچهها نيز سرو ، بنه ، گز ، بيه ، انجير و داغداغان را مىتوان نام برد . چون در اين ناحيه هوا خشك است و بر خلاف منطقه جنگلى فاقد رطوبت و بارندگى زياد مىباشد ، لذا كشاورزان در اراضى آبى و ديم مبادرت به كشت گندم و جو و يونجه و شبدر مىنمايند و از كاه ، گندم و جو و نيز محصول يونجه و شبدر براى تأمين كمبود علوفه دامهاى خود در فصل زمستان استفاده مىكنند .
شيوهء دامدارى در گيلان
چگونگى استفاده از مراتع جلگهاى و اطراف روستاها و نيز مراتع خشك منطقه لوشان و رودبار وسيله كشاورزان و روستائيان دامدار بهطور جداگانه مورد بحث و بررسى قرار گرفت . از آنجائى كه دامدارى در گيلان وابسته به مناطق جنگلى و مراتع ييلاقى مىباشد ، لذا در اين قسمت به تشريح دامدارى در منابع مزبور مىپردازيم . اما لازم است قبلا با اصطلاحاتى چند مربوط به ضوابط و شرائط بهرهبردارى از مراتع آشنا شويم .
مرتعدار :
شخص حقيقى و يا حقوقى است كه عرفا سابقه مرتعدارى و يا بهرهبردارى در مرتع مشخصى را داشته است .
مرتعدار عشايرى :
دامدارى است كه جزو نظام خاص اجتماعى عشايرى بوده و براى تعليف دامهاى خود كوچ مىكند .
مرتعدار متحرك ( دامدار متحرك ) :
دامدارى است كه براى تعليف دامهايش كوچ مىكند ولى جزو نظام عشايرى نمىباشد .
مرتعدار ساكن ( دامدار ساكن ) :
دامدارى است كه در شهر يا روستا ساكن بوده و براى چراى دام خود از مراتع محدوده روستا و يا از مراتع يك منطقه در فصل چرا استفاده مىنمايد .
روستائى دامدار :
دامدارى است كه در روستا ساكن بوده و دامدارى فعاليت جنبى اوست . دامدار روستائى جهت چراى دامهايش از مراتع حريم و يا مزارع روستاى خود استفاده مىنمايد .
بر اساس تعاريف ذكر شده ، دامداران گيلانى كه از مراتع ييلاقى و جنگلى استفاده مىكنند به دو گروه عمده دامداران متحرك و دامداران ساكن تقسيم مىشوند . گروه ديگرى نيز به نام دامداران عشايرى وجود دارند كه تعداد آنها چندان قابلتوجه نيست .
دامداران متحرك در فصلهاى پائيز و زمستان در مناطق جنگلى سكنا دارند و در فصلهاى بهار و تابستان به مراتع ييلاقى كوچ مىكنند . « 51 » مراتع ييلاقى هر دامدار يا هر گروه از دامداران ، كه دامهاى خود را مشتركا ، در يك منطقه تعليف مىكنند به مراتع ييلاقى پائينبند ، ميانبند و كاملا ييلاقى يا ارتفاعات بالا تقسيم مىشود . مسير حركت دامداران متحرك در اين مراتع از ارتفاعات پائينتر يعنى از پائينبند به ارتفاعات بالاتر است . به عبارت ديگر همچنانكه به تدريج هوا گرمتر مىشود دامداران به طرف مراتع مرتفعتر و ييلاقىتر پيش مىروند .
قبل از احداث راههاى ارتباطى ماشينرو در مناطق جنگلى و مرتعى استان ، كوچ كردن ييلاق و قشلاق مراتع فقط در بين دامداران رايج بود كه آن هم با سختى و دشوارى زياد وسيله اسب و قاطر انجام مىگرفت ؛ ولى با احداث و توسعه راههاى مختلف در مناطق جنگلى و مرتعى طى چند دهه اخير مخصوصا پس از انقلاب اسلامى كشاورزان و روستائيان مناطق جلگهاى و حتى تعدادى از شهرنشينان نيز با حرص و طمع فراوان در فصل تابستان به همراهى خانوادهء خود راهى مراتع ييلاقى مىشوند تا ضمن استفاده از آب و هواى لطيف به تصرف غيرقانونى بخشى از مراتع و منابع ملى شده نيز
هامش
( 43 ) .Stipa barbata .( 44 ) .Pennisetum ciliar .( 45 ) .Pennisetum dichotomum .( 46 ) .Hordeum fragile Boiss .( 47 ) .Hordeum murinum .( 48 ) .Bromus Persicus .( 49 ) .Festuca .( 50 ) .Phragmites communis .( 51 ) . در مورد دامداران متحرك و ساكن در فصلى از همين كتاب تحت عنوان « دامدارى در گيلان » به تفصيل سخن گفته شده است .