تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
درختان پيچك مانند ازملك ( نوعى عشقه ) « 39 » و داردوست « 40 » ، كه به دليل خوشخوراكى مورد علاقه دامداران مىباشند به تدريج در قسمتهاى پائين‌تر نوار جنگلى فراوان مىشوند و در بعضى از نواحى مرطوب انواع دم‌اسبيها « 41 » و تيره جگنيان « 42 » يافت مىشوند . بسترهاى علفى مناطق جنگلى در ارتفاعات پائين به‌طور كلى فقيرند ( در نواحى پوشيده شده از گونه‌هاى شمشاد تقريبا علفى وجود ندارد ) ولى سرخسها به حد وفور در اين نقاط وجود دارند .

مراتع جلگه‌اى گيلان

استفاده از مراتع جلگه‌اى وسيله كشاورزان و نگهدارى و تعليف دامها در اين مراتع در موقع كاشت يا برداشت محصول برنج روشى است كه از گذشته در قسمتهاى جلگه‌اى متداول و معمول بوده و در حال حاضر نيز معمول مىباشد . به دليل بالا بودن ارزش زمين زراعتى برنج در گيلان ، همواره كشاورزان سعى داشته‌اند كه منابع ملى شده و اراضى جنگلى جلگه‌اى را به‌طور غيرقانونى به زمينهاى زراعتى تبديل كنند و در اين كار نيز تا حد زيادى موفق بوده‌اند . كاهش سطح جنگلهاى جلگه‌اى و افزايش سطح زمينهاى زراعتى ، اين واقعيت تلخ را تأييد مىكند . به موازات تبديل جنگلها و مراتع جلگه‌اى به زمين زراعى و باغ ، كه در اكثر نقاط گيلان متداول بوده است ، در بعضى از مناطق مانند حومه لشت‌نشا و گازگيشه و هنده‌خاله صومعه‌سرا ، كشاورزان و روستائيان هميشه كوشش داشته‌اند كه مراتع محدود روستاهاى خود را حفظ نمايند . به‌طورى كه تا قبل از انقلاب اسلامى سطح اين مراتع جلگه‌اى به حدود بيش از 1000 هكتار مىرسيد ولى بر اساس اطلاعات بدست آمده از اداره كل منابع طبيعى استان ، در حال حاضر سطح مراتع مزبور تا حدود 600 الى 700 هكتار كاهش يافته است . مراتع جلگه‌اى كه در منطقه صومعه‌سرا و حاشيه مرداب انزلى بيشتر به مرتع گازگيشه و هنده‌خاله و در منطقه لشت‌نشا به مرتع بوجاق معروف و مشهوراند ، عموما مسطح بوده ، در فصل بهار و تابستان از گياهان مرتعى پوشيده مىشوند . روستائيان در موقع اشتغال به كارهاى كشاورزى دامهاى محدود خود را در اين مراتع رها نموده و با خاطرى آسوده و راحت به كار خود مىپردازند . گاه نيز آنها را به چوپانها مىسپارند . مراتع جلگه‌اى گيلان به دليل چراى مفرط و بىرويه و نيز كوبيدگى بيش از حد خاك وسيله دامها از كيفيت و وضعيت خوبى برخوردار نبوده و قابل مقايسه با مراتع ييلاقى استان نمىباشند . لذا علوفه ناچيز آنها با توجه به تعداد دامهاى رها شده به هيچوجه كافى نيست ، به همين جهت دامها گرسنه و لاغر و شكم‌تهى به نظر مىرسند . گياهان تشكيل‌دهنده پوشش مرتعى گيلان بيشتر از گراسها و گونه‌هاى يك‌ساله و هجوم‌آورنده و نيز گراسهاى چندساله همراه با شبدرهاى يك ساله و چندساله و يا اسپرس چندساله مىباشند . از آنجائى كه سطح باقيمانده مراتع جلگه‌اى نيز در حال انقراض و نابودى است اراضى مزبور مىبايد در قالب طرحى مناسب زير پوشش عمليات كشت علوفه قرار گيرند تا هم از تخريب آنها جلوگيرى گردد و هم از علوفه آنها استفاده شود . شكى نيست كه وضع فعلى و چراى بىرويه قابل دوام نيست و نه تنها موجب نابودى مراتع مىشود بلكه براى كشاورزان و دامداران نيز در آينده‌اى نه‌چندان دور متضمن ضررها و زيانهاى بىشمار خواهد بود . هنوز هم در گوشه‌وكنار مناطق جلگه‌اى گيلان قسمتهاى پراكنده در مساحتهاى محدود به شكل اراضى مخروبه جنگلى و يا مراتع به چشم مىخورد كه دامهاى روستائيان مجاور به عنوان چراگاه از آنها استفاده مىكنند . اما در مراتع بزرگتر و وسيع‌تر مانند مراتع بوجاق و يا گازگيشه و هنده‌خاله و روددام به مرتع در فصل بهار و پس از آن‌كه علفها رشد كافى نمودند انجام مىگيرد . گاه روستائيان براى نظارت بر امر تعليف و حفاظت دامها و نيز جلوگيرى از ورود دامهاى غيرمجاز به مرتع يك يا چند نگهبان استخدام مىكنند تا براى مدتى محدود و يا تمام مدت تعليف به كار مشغول باشند . با از بين رفتن اين مراتع و يا محدود شدن مساحت آنها رسوم دامدارى نيز در حال از بين رفتن است و دامداران يا بهتر بگوئيم كشاورزان مناطق جلگه‌اى به ناچار از داشتن چند رأس گاو و اسب نيز محروم مىشوند زيرا بدون وجود چراگاه و چراى آزاد نگهدارى دام براى آنها مشكل و يا غيرممكن خواهد بود .

مراتع نيمه‌استپى معتدل گيلان

در استان گيلان كه به سرسبزى مشهور است ، منطقه‌اى وجود دارد كه ميزان بارندگى آن در سال بين 200 الى 230 ميليمتر مىباشد . گرچه آمار دقيقى از سطح اين منطقه وجود ندارد ، اما بر اساس بررسيهاى انجام شده وسيله گروههاى مميزى سطح مراتع ، اين منطقه به حدود 10 تا 15 هزار هكتار مىرسد كه شامل حوزه لوشان ، جمال‌آباد ، داغداغان و جيرندشت تا حد سرتاسرى آبريز كوه و جنگل سردگاه در شرق سد سفيدرود و مناطق كوهستانى علىآباد و فيلده در غرب سد سفيدرود كشيده شده است . قسمتهاى وسيعى از اين مراتع كه در دامنه جنوبى كوههاى مشرف بر آنها قرار گرفته ، سنگى و فاقد پوشش نباتى بوده ، از نظر تعليف دام قابل استفاده نمىباشند . همچنين به دليل كم بودن پوشش مرتعى سطح زيادى از مراتع در اثر فرسايشهاى آبى و بادى به شدت تخريب گرديده و از حيز انتفاع افتاده‌اند . به همين علت در سالهاى اخير اقدامات وسيعى از طرف مركز آبخيزدارى سد سفيدرود وابسته به سازمان جنگلها و مراتع كشور به عمل آمده تا از طريق اعمال روشهاى مختلف آبخيزدارى و حفاظت خاك و اعمال قرق مراتع جلوى چراى بىرويه و در نتيجه فرسايش خاك گرفته شود تا قسمتهاى فقير و فاقد پوشش نباتى احياء گردد . ولى متأسفانه به دليل وسعت منطقه و محدود بودن فعاليتهاى آبخيزدارى و حفاظت خاك ، اقدامات انجام شده چندان مؤثر واقع نشده است . از طرف ديگر به دليل ضعف قوانين و نبودن ضمانت اجرا ،
هامش
( 39 ) .Smilax excelsa .( 40 ) .Hedera helix Linn .( 41 ) .Equisetum SP .( 42 ) .Cyperaceae juss .