تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
مازندران و ييلاق رامسر ) . از غرب به آبخيز رودخانه آستاراچاى در آستارا و مراتع حوزه شهرستان اردبيل . جواهرده روستائى است بزرگ و آباد كه جزو مناطق ييلاقى شهرستان رامسر و چابكسر محسوب مىگردد ، اما در ييلاقهاى كلاچاى ، اوشيان و قاسم‌آباد ، منطقهء ييلاقى ديگرى به نام جواهردشت وجود دارد كه ييلاقى است فقط تابستان‌نشين . زيرا سطح قابل‌توجهى از مراتع اين منطقه به‌طور غيرقانونى توسط دامداران و كشاورزان و شهرنشينان تبديل به خانه و محوطه و زمين زراعتى گرديده است . چنانچه جاده ارتباطى جواهردشت به قاسم‌آباد و اوشيان ترميم و مرمت گردد و رفت‌وآمد افراد را آسانتر نمايد بيم آن مىرود كه در آينده نزديك محدوده وسيعترى از مراتع ييلاقى جواهردشت در اثر دست‌اندازيهاى افراد سودجو تخريب و تصرف گردد و دامدارى در اين ناحيه با مشكلات بيشترى براى دامداران روبرو شود . بر اساس بررسيهاى انجام شده و با استفاده از نقشه‌هاى توپوگرافى و عكسهاى هوائى ، سطح كل مراتع ييلاقى گيلان حدود 220000 هكتار برآورد گرديده كه از نظر وضعيت پوشش نباتى و ميزان توليد علوفه ، مىتوان اين مراتع را به طبقات عالى ، خوب ، متوسط ، فقير و خيلى فقير تقسيم كرد . قسمت اعظم مراتع مزبور را به دليل بالا بودن ميزان بارندگى و رطوبت در مراتع ييلاقى و مناسب بودن خاك ، منطقه خوب و متوسط تشكيل مىدهند ، در حالى كه طبقات عالى و فقير و خيلى فقير ( مناطق سنگى و فرسايش‌يافته ) درصد كمى از كل مراتع را شامل مىگردند . به دليل اهميت تعيين وضعيت مرتع يا طبقه‌بندى آنها و براى آشنائى با اصطلاحات ذكر شده از مراتع كه نشان‌دهنده درصد پوشش مرتعى ، كيفيت پوشش نباتى و ميزان توليد علوفه آن است به تشريح مختصرى در طبقه‌بندى و وضع مرتع مىپردازيم .

طبقه‌بندى وضع مرتع

وضع مرتع : « وضع مرتع » « 5 » در دامدارى و مرتعدارى معنى و مفهوم خاصى دارد و آن مقايسه وضع فعلى با وضع مطلوب و مورد نظر است يعنى وضع مطلوبى كه مرتع در حد نهائى مىتواند به آن دست يابد . در مورد وضع فعلى نيز نبايد وضعيت را در موقعى كه مرتع به حداكثر توليد مىرسد در نظر گرفت . گياهان مراتع در مناطقى كه مقدار باران زياد است از رشد قابل‌توجهى برخوردارند ولى پوشش گياهى به تنهائى نمىتواند اساس قضاوت در مورد وضع مرتع باشد بلكه ساير مسائل نيز بايد مورد توجه قرار گيرد ، مثلا بايد ديد كه در آب‌وهواى خاص منطقه ، گياهان سازگار ، گونهء غالب را تشكيل داده‌اند يا نه ؟ همچنين قدرت توليدى مرتع مىبايد مورد بررسى قرار گيرد . تجزيه و تحليل وضع مراتع و به كار بستن قواعد مرتعدارى در گذشته چندان متداول نبوده ولى امروزه اساس كار مرتعدارى ، ايجاد تعادل بين تعداد دام و ظرفيت مراتع است . مهمترين عوامل محيطى كه بر روى پوشش گياهى اثرات عمده‌اى دارند عبارتند از : آب‌وهوا ، خاك ، چراى دام و آتش‌سوزى . ممكن است در اثر اين عوامل بعضى از نقاط در مراتع هرگز به كليماكس ( وضع مطلوب يا بهترين وضعيت ) نرسيده باشند و پاره‌اى نقاط به كليماكس رسيده و سپس در اثر عوامل نامساعد سير قهقرائى را طى كرده باشند . براى تشخيص وضع مطلوب يا كليماكس در مراتع هر منطقه بايستى مراتع قرق شده و حفاظت شده و يا مراتعى كه چراى سبك در آن صورت گرفته و يا قطعاتى كه از چراى دام در امان مانده‌اند مورد بررسى قرار گيرند . در گيلان تاكنون طبقه‌بندى وضعيت مراتع انجام نشده ، لذا نمىتوان به‌طور دقيق و صحيح اعلام نمود كه چند درصد از مراتع ، عالى ، خوب ، متوسط ، فقير و يا خيلى فقير مىباشند . گروههاى مميزى مراتع براى تعيين وضعيت و ظرفيت مرتع از جداولى كه بر اساس ميزان بارندگى و نوع خاك و غيره تنظيم شده استفاده مىنمايند . اين ضابطه به هيچ‌وجه نمىتواند بيان‌كننده واقعيتها باشد بلكه برآوردى است تخمينى بر اساس حدس و گمان . گروههاى تهيه طرحهاى مرتعدارى نيز به دليل نداشتن وسائل و امكانات فنى لازم نمىتوانند وضعيت و ظرفيت مراتع را به خوبى و به‌طور دقيق تعيين نمايند . لذا تعيين وضعيت در حوزه طرحهاى مرتعدارى كه براى بهره‌بردارى صحيح و اصولى و حفاظت و احياء مراتع انجام مىشود بيشتر بر اساس درصد پوشش نباتى و وضع ظاهرى آنها در فصل رويش و مقايسه با ديگر مراتع مجاور مىباشد . اولين‌بار در سال 1913 ميلادى سازمان حفاظت خاك ايالات متحده آمريكا در مراتع شمال‌غربى آن كشور مبادرت به طبقه‌بندى مراتع نمود . در اين طبقه‌بندى وضع فعلى با وضع مطلوب يا كليماكس مرتع مقايسه شد و مراتع به پنج طبقه تقسيم گرديد : در طبقه 1 كل پوشش گياهى ، كليماكس بوده و در آن چراى بىرويه كه موجب جانشينى گياهى شود انجام نگرفته است . در طبقات 2 و 3 به تدريج گياهان كليماكس كم شده و جاى آنها را گياهان غير خوشخوراك ، و يك‌ساله و يا كمتر خوشخوراك مىگيرند . اما در طبقات 4 و 5 گياهان مرحله كليماكس وجود نداشته اكثر گياهان ، جانشينى و غير خوشخوراك هستند و در طبقه 5 مرتع به كلى فاقد پوشش نباتى بوده و اگر هم پوششى داشته ، غير خوشخوراك و غيرقابل استفاده براى چراى دام است . روش ديگر طبقه‌بندى وضع مرتع بر اساس تركيب گياهى است . اين روش مستلزم تجزيه‌وتحليل وضع مطلوب و جايگزينى و گرايش جامعه نسبت به موضع مزبور مىباشد . اين كار بايستى در هر شرائط آب‌وهوائى و يا در هر خاك به‌طور جداگانه انجام شود . در اين روش گياهان مرتعى به سه دسته تقسيم مىشوند : 1 - گياهان زيادشونده ، « 6 » كه خوشخوراكى آنها كم بوده و در اثر چراى كم زياد مىشوند . 2 - گياهان كم‌شونده « 7 » كه خوشخوراك بوده و در اثر چراى بىرويه كم مىشوند . 3 - گياهان مهاجم « 8 » كه در اثر چراى بىرويه و تخريب مكانيكى مراتع و
هامش
( 5 ) .Range Condition .( 6 ) .Increasers .( 7 ) .Decreasers .( 8 ) .Invadors .