تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
گرچه حملات قبائل و نبردهاى گوناگون و نيز شيوع بيماريهاى واگير بين انسان و دام ، آتش‌سوزى و حدوث و نزول بليه‌هاى طبيعى چون سيل و زلزله همواره تعادل مناسبى بين تعداد دام و نفوس برقرار مىساخت ولى با پيشرفت تكنيك و علم ، اين تعادل به هم خورده و هرگز هم برقرار نخواهد شد مگر آن‌كه توجه كافى و لازم به مصرف و توليد منابع خوراك دام معطوف گردد . اگر توجه داشته باشيم كه حدود 55 تا 60 درصد يعنى 90 ميليون هكتار از سطح كشور ما را مراتع طبيعى تشكيل مىدهند بيشتر به ارزش و اهميت مرتع پى مىبريم . سطحى كه ساير منابع ارضى در كشور اشغال مىكنند در مقايسه با سطح مراتع ناچيز به نظر مىرسد . نگاهى به ارقام زير مؤيد اين ادعاست : مراتع با سطحى بالغ بر 90 ميليون هكتار ، حدود 55 % مناطق كويرى و غيرقابل بهره‌بردارى با سطح 36 ميليون هكتار 21 % اراضى كشاورزى آبى و ديم با سطحى حدود 6 / 22 ميليون هكتار 14 % جنگلها با سطح 4 / 12 ميليون هكتار 4 / 7 % مناطق شهرى ، مسكونى و درياچه‌ها با سطح 4 ميليون هكتار 2 / 2 % « مرتع در سرزمين نيمه‌خشكى مانند كشور ما سپر بلاهاى بيشمارى است ؛ مرتع بلاى سيل را مهار مىكند ، بلاى خشكسالى را تعديل مىنمايد ؛ بر ناسازگارى اقليمى با توجه به تراكم و در نتيجه توان خود خط بطلان مىكشد ؛ دستها را در بهره‌گيرى هرچه بيشتر و بهتر از سدها ، كه پديده‌هاى نوين پيشرفتند باز مىگذارد ؛ خاك ارزشمند را حفظ نموده و بدين‌ترتيب اين پشتوانه كشاورزى مملكت را وفادارانه در آغوش خود مىپروراند . . . » « 1 » در گذشته سطح مراتع كشور بيش از شصت درصد بوده به‌طورى كه مراتع طبيعى و سرسبز قسمت اعظم سطح كشور را تشكيل مىداده‌اند . در چند دهه اخير عوامل و حوادث مختلفى موجبات انهدام پوشش گياهى و كاهش فوق العاده سطح مراتع كشور را فراهم آورده‌اند كه اهم آنها عبارتند از : افزايش جمعيت و نياز بيشتر به محصولات كشاورزى و فرآورده‌هاى دامى ، شخم بىرويه مراتع و تبديل آنها به زمينهاى كشاورزى كم‌حاصل ، چراى سنگين و مفرط دام ، چراى زودرس ، قطع بوته‌ها و درختچه‌هاى مرتعى براى سوخت و ساير مصارف روستايى ، بهره‌بردارى نادرست از محصولات فرعى مراتع و از همه مهم‌تر لغو مديريتهاى خصوصى . در گذشته ، مالكان و خوانين كه از نفوذ و قدرت خارق العاده‌اى برخوردار بودند توجه زيادى به حفظ و نگهدارى مراتع خود نشان مىدادند زيرا مراتع از مهمترين منابع درآمد براى آنان محسوب مىشد . آنها هرسال مبالغ هنگفتى به عنوان حق علف‌چر از دامداران وصول مىكردند . پس از ملى شدن مراتع دست مالكان از مراتع كوتاه شد اما متوليان دلسوزى جايگزين آنها نشدند . در چنين شرايطى ، مراتع بىسرپرست مورد غارت و چپاول و بهره‌برداريهاى بىرويه قرار گرفتند . از سوى ديگر يكى از دست‌آويزهايى كه مىتوانست قطعه زمينى را از شمول قانون ملى شدن مراتع مستثنى كرده مالكيت آن‌را براى مالك تثبيت نمايد وجود آثار و علائم شخم و زراعت در آن زمين بود . بالنتيجه شخم و زراعت تصنعى و نمايشى در سطح مراتع به منظور تصاحب آنها رواج يافت و سطوح وسيعى از مراتع حتى تا شيبهاى بسيار تند به سرعت دچار تخريب و انهدام پوشش گياهى گرديد . نشريه سازمان جنگلها و مراتع كشور در سال 1364 چنين مىنويسد : « در حال حاضر سطح مراتع كشور در حدود 90 ميليون هكتار تخمين زده مىشود كه از اين مقدار نيز تنها در حدود 14 ميليون هكتار آن جزو مراتع نسبتا خوب تا متوسط به حساب مىآيد و حدود 6 / 40 درصد از كل علوفه توليدى از سطح مراتع كشور در اين قسمت از مراتع كه 5 / 15 درصد از مراتع كشور مىباشد ، به دست مىآيد . بيش از 60 ميليون هكتار از مراتع نيز در رديف مراتع متوسط تا ضعيف قرار مىگيرند كه در حال حاضر سير قهقرايى را طى مىنمايند . اين قسمت از مراتع با وجود اين‌كه بيش از 6 / 66 درصد از سطح كل مراتع را تشكيل مىدهند به ميزان 2 / 55 درصد در توليد علوفه مراتع شركت دارند . بالاخره 16 ميليون هكتار مراتع باقىمانده را نيز مراتع كويرى و بيابانى دربر مىگيرد كه فقط 2 / 4 درصد از كل علوفه توليدى را به خود اختصاص داده است . » « 2 » آمار مربوط به 22 سال قبل ( 1970 ميلادى ) با آمار بالا تفاوت فاحش دارد . بر طبق آمار 1970 ميلادى مجموع مراتع كشور 100 ميليون هكتار بوده و به شرح ذيل طبقه‌بندى شده است : 1 - مراتع خوب تا متوسط 19 ميليون هكتار 2 - مراتع متوسط تا فقير 25 ميليون هكتار 3 - مراتع فقير تا بىنهايت فقير 56 ميليون هكتار

مراتع گيلان در گذشته و حال

جنگلها و مراتع ايران داراى پوششهاى گياهى كاملا متفاوتى مىباشند به طورى كه برخى قسمتها پوشيده از گياهان مقاوم در برابر خشكى با سرشت و سازگارى مناطق خشك و بىآب و بعضى ديگر مملو از فلور غنى بحر خزر است . گيلان در مجموع به علت شرايط خاص آب‌وهوا داراى مراتع سرسبز و پربارى مىباشد . همانطور كه مىدانيم مناطق ساحلى بحر خزر از جمله گيلان و مازندران و تا حدودى گرگان از نظر آب‌وهوا با ساير استانهاى ايران تفاوت و اختلاف زيادى دارند . ميزان باران سالانه در برخى نقاط گيلان و مازندران به 1000 تا 2000 ميليمتر مىرسد در صورتى كه در 13 درصد از سطح كل كشور باران سالانه از 100 ميليمتر كمتر است . در سواحل جنوبى بحر خزر منطقه‌اى به عرض 10 و طول 100 كيلومتر وجود دارد كه به علت بهره‌گيرى از خاك غنى و رطوبت فراوان ، يك ناحيه استثنايى بشمار مىرود و از نظر كشاورزى در ايران مقام اول را حائز مىباشد . انواع محصولات كشاورزى در اين ناحيه به عمل مىآيد اما از لحاظ دامدارى سنتى نقش قابل‌توجهى را در اقتصاد منطقه ايفا نمىكند . گوسفندان منطقه مزبور از نژاد زل و بدون دنبه هستند و ارزش زيادى ندارند . در سال 1342 براى اولين‌بار شبدر برسيم « 3 » در اين منطقه كشت شد كه در
هامش
( 1 ) . مجله جنگل و مرتع ، انتشارات سازمان جنگلها و مراتع كشور ، شمارهء 9 ، تابستان 1370 ، صفحه 23 . ( 2 ) . همان مجله ، شمارهء 1 ، زمستان 1364 ، صفحه 20 . ( 3 ) .Trifolium Alexanderinum .