تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
مشغول شد . « 6 » از سوى ديگر طبق دستور نادر شاه چوبهاى جنگلى گيلان و مازندران به جنوب حمل گرديد . ابتدا براى حمل چوب عرابه‌هاى مخصوصى ساختند ولى چون قسمتى از راهها ، كوهستانى بود كارگران ناچار بودند الوارها را با دشوارى بسيار به دوش كشند . در سال 1872 ميلادى مطابق 1251 شمسى ناصر الدين شاه اولين امتياز بهره‌بردارى از جنگلهاى ايران را به جوليوس رويتر تبعه دولت انگلستان واگذار كرد . به موجب ماده 14 قرارداد دولت ايران با جوليوس رويتر در مورد احداث راه‌آهن امتياز بهره‌بردارى از جنگلهاى ايران براى مدت 70 سال به رويتر داده مىشد . ماده 14 قرارداد بدين قرار بود : « فقره چهاردهم - دولت عليه ايران به حكم اين قرارنامه به اصحاب اين امتياز حق مخصوص و امتياز انحصارى قطعى مىدهد كه در مدت طول اين امتياز ( 70 سال ) در جنگلهاى تمام ايران كار بكند و اين جنگلها را به كار بياندازد و از آنها تمتع بردارد . اين كار كردن و تحصيل تمتع كمپانى در جنگلهاى ايران به هر تركيبى كه باشد در هر زمينى كه تا امضاى اين قرارنامه زراعت نشده باشد جائز و معمول خواهد بود . در هرجائى كه كمپانى درختهاى آنجا را بريده باشد هر اراضى كه دولت بخواهد بفروشد كمپانى قبل از همه كس حق خواهد داشت كه آن اراضى را از دولت به قيمت متداوله بخرد . دولت ايران از منافع خالص اين جنگلها سالى صد پانزده قسمت خواهد برد . » « 7 » به علت تغييراتى در جو سياسى كشور ، قرارداد رويتر لغو گرديد اما متأسفانه امتيازهائى به روسهاى تزارى داده شد كه هرسال مقادير قابل‌توجّهى از چوبهاى جنگلى گيلان و مازندران به غارت رفت . غارت جنگلهاى شمال ايران توسط روسها پس از انعقاد عهدنامه تركمانچاى آغاز شد بدين‌ترتيب كه گروهى از بازرگانان روس با پرداخت مبالغ مختصرى به حكام و مالكين شمال ، جنگلها را اجاره مىكردند و به‌طور نامحدود به قطع چوب و صدور آن به خارج مبادرت مىورزيدند . چون قانون و مقرراتى براى حفاظت جنگلها وجود نداشت صدمات زيادى به اين منبع طبيعى ثروت كشور وارد شد و به همين جهت قسمت زيادى از جنگلهاى شمال ايران از جمله جنگلهاى گيلان تخريب و نابود گرديد . يادداشتهاى عباس ميرزا ملك‌آرا برادر ناصر الدين شاه در اين زمينه تا حدودى چگونگى غارت جنگلهاى گيلان توسط روسها را نشان مىدهد . وى در كتاب شرح حال خود مىنويسد : « رشت تمامش جنگل است ؛ از هرخانه به خانه ديگر كه شخص برود بين راه بوته و درخت است ؛ بيرونها گل و باتلاق است ولى درختهاى بلند خوب هر چه بوده روسها بريده و برده‌اند . چه بسا كه در وسط جنگل درخت خوبى بوده و بريده‌اند و به جهت بيرون بردن آن درخت صد درخت ديگر را بريده‌اند كه راه گشوده شود و جنگل به اين معتبرى را در واقع به كلى تمام كرده‌اند . درختى كه زياده از سه زرع ارتفاع داشته باشد خيلى كم است . پول جزئى به شاه و امناى دولت و حكام داده جنگلى را كه مىتوان گفت خزانه دولت است از دست اينها برده‌اند و تعجب در اين است كه وقتى به طهران آمدم روزى مهمان كامران ميرزاى نايب السلطنه بودم ؛ در كامرانيه وضع جنگل را گفتم چون گيلان در اداره ايشان بود به‌طورى تحاشى كرد كه من از اظهار مطلب پشيمان شدم و به كلى انكار داشت كه يك درخت را روسها نمىتوانند ببرند حتى شاخه‌اى را قدرت ندارند . از حسن اتفاق محمود خان ناصر الملك قراگزلو حاضر بود كه دو سال حكومت رشت را كرده بود ، با كمال جرئت تصديق مرا كرد و كامران ميرزا هيچ خجالت نكشيد ! » « 8 » در سال 1299 هجرى قمرى مطابق با 1261 شمسى ناصر الدين شاه به موجب فرمانى اختيار قسمتهائى از جنگلهاى شمال را به نايب السلطنه واگذار كرد و به دولت دستور داد با ارسال نامه‌اى به سفارتخانه‌هاى روس و انگليس و فرانسه و عثمانى تذكر داده شود كه به بازرگانان تبعه خود اعلام كنند از آن پس براى تجارت و خريد و فروش چوب و محصولات جنگل به نايب السلطنه مراجعه نمايند . سفارتخانه‌هاى خارجى از جمله سفارتخانه‌هاى روس و انگليس به اين يادداشت اعتراض كرده آن را مخالف عهدنامه‌هاى مودت دانستند و مدعى شدند كه تصميم مزبور امر تجارت را مختل كرده موجبات ضرر و زيان تجار تبعه آنان را فراهم مىسازد . گرچه دولت ايران اعتراض سفارتخانه‌ها را وارد ندانسته آن را رد كرد ولى عملا در وضع جنگلها و غارت چوبهاى جنگلى تغييرى حاصل نگرديد . در سال 1886 ميلادى ( 1304 قمرى ، 1265 شمسى ) دولت ايران در برابر دريافت 000 ، 50 تومان ، امتياز استفاده از درختان جنگلهاى گيلان را براى مدت دو سال به روسها واگذار كرد . لرد كرزن نايب السلطنه سابق هندوستان و مؤلف كتاب ايران و قضيه ايران كه در سال 1889 ميلادى ( 1268 شمسى ) به ايران سفر كرد در همين زمينه مىنويسد : « علاوه بر حاصلخيزى اين دو ايالت ( گيلان و مازندران ) ، طبيعت نيز از حيث وفور منابع طبيعى گيلان و مازندران هيچ كوتاهى نكرده ولى از اين‌همه منابع طبيعى تا حال چيزى استفاده نشده . . . فعلا هيچ اساس علمى براى جنگلدارى و ترتيب آن اتخاذ نشده است و از درختهائى كه ممكن است سالانه مبالغى عايد دولت گردد غفلت مىشود و از بين مىرود . در اين اواخر يعنى در سال 1886 ( 1265 شمسى ) امتياز چوب‌برى گيلان را براى دو سال به روسها در مقابل 000 ، 50 تومان واگذار نموده‌اند و ميزان آن در سال 1890 به 000 ، 700 تومان رسيد . . . » پس از سفر سوّم ناصر الدين شاه به اروپا در سال 1890 ميلادى ( 1307 قمرى - 1269 شمسى ) قراردادى براى بهره‌بردارى از درختهاى زيتون گيلان با يك تجارتخانهء روسى به نام « كوسيس و تئوفيلاكتوس » امضا شد كه ذيل
هامش
( 6 ) . در فصل ديگرى از كتاب حاضر زير عنوان « تاريخ گيلان از پنج هزار سال پيش تا امروز » در اين‌باره به تفصيل سخن گفته شده است . ( 7 ) . عصر بىخبرى يا تاريخ امتيازات در ايران ، ابراهيم تيمورى ، كتابفروشى اقبال ، تهران 1332 ، صفحه 110 . ( 8 ) . همان كتاب صفحه 333 .