هودر
Hudar
اين واژهء زيبا نام ديهى است در دهستان عقدا كه در سال 1345 بيش از 20 نفر جمعيت نداشته است . « 1 » آنچه در اينجا مىخواهيم توضيح دهيم و البته تفصيل آن را دربارهء هوك گفتيم معناى هودر است .
واژهشناسى :
تقطيع درست اين نامواژه چنين است « هو + او + در » . دو جزء اول و دوم بر اثر كثرت استعمال درهم ادغام شده و يك واژه به گوش مىرسد . جزء اول « هو » به معنى خوب و خوش است و جزء دوم « او » به معنى آب است و دو جزء روى هم رفته « هو » به گوش مىرسد . اما جزء آخر در اينجا به معنى باب عربى نيست ، بلكه به معنى درآمد است .
و سه جزء روى هم به معنى « آب خوب درآمد » . به اين معنى نامهاى بسيار همانند آن هست ، از آن جمله هودر ( طبس ، سلماس ) ، هودرج ( همدان ) و غيره . « 2 »
هوره
Hure ( h )
هوره ( اوره ) در دهستان لار از شهرستان شهركرد و در كنار رودخانهء زايندهرود و فاصلهء سه فرسنگ بر سوى باختر جادهء اصفهان به شهركرد ديه بزرگى به نام هوره وجود دارد . در اين ناحيت كه رودخانهء زايندهرود از پيچوخمهايى مىگذرد ، در هر پيچوخمى ديهى كوچك روى تپههاى پرشيب به وجود آوردهاند كه در پايين آن ديه ، وسعت و فسحت كوچكى است كه اغلب از 100 تا 150 جريب افزون نيست و مخصوص كشت و كار برنج و زراعت است . بيشتر اين دهات را در اين ناحيت « چم » مىگويند ، چون چمكاكا ، چمخليفه ، چمگاو و غيره . هوره هم در اين ناحيت زيبا بين همين پيچوخمهاى دلاويز واقع شده و در كمتر جايى از اصفهان چنين منظرههاى زيبا و محفوف به درختستانها و سرسبزى برنجزارها مىتوان يافت .
رودخانهء زايندهرود در اين ناحيت بسيار پرآب است . جوشان و خروشان در پيچوخم تپهها پيچ و تاب مىخورد ، مىغرد ، مىجوشد و مىگذرد . هوره تقريبا 1725 نفر جمعيت
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 131 .
( 2 ) - ن . ك . به : مدخل « هو » در فرهنگ آ . م . م .