دارد . « 1 » در ديههاى اين نواحى بر خلاف ديههاى حاشيت كوير دايما به جمعيت افزوده مىشود . از شگفتيهاى اين ناحيه اين است كه مردم به تركى سخن مىگويند . اين تركان از كجا آمدهاند و چگونه زبان تركى در اين ناحيه شيوع يافته و چگونه شده است كه در يك ده ، مثل يك جزيره در ميان همهء فارسىزبانان به تركى صحبت مىشود . اين مسائل همان است كه اظهار عقيده دربارهء آن مشكل است و ما شايد در آينده گفتوگو كرديم . تمدن خاصى در اين ديه نيست ، نحوهء معيشت اكتفا به منابع محلى نيز رواج ندارد .
واژهشناسى :
نام اين واژه درست همان اوره است كه « هاى » اول هم به صورتى كموبيش شبيه « الف » در بين ساكنان تلفظ مىشود ، با توضيح اينكه اگر ما آن را با خط پهلوى بنويسيم نظر به اينكه « الف » در خط پهلوى « ه » هم تلفظ مىشود واژه هم اوره خوانده مىشود ، هم هوره و بىشبهه اگرچه زبان مردم تركى است ، اما نام آن بس كهن و باشكوه است .
هوش
Hu
هوش نام ديه كوچكى از دهستان پيشكوه يزد است كه در سال 1345 فقط 6 نفر جمعيت داشته است . « 2 » اين را هم فورا بگوييم كه بزرگى و كوچكى ديه در كار اشتقاق لغات و قواعد نامگذارى امكنه بىتأثير است و كماهميت . ممكن است ديهى كوچك باشد يعنى در صروف زمان ويران شده باشد ، ولى نام قديم خود را همچنان داشته باشد . بههرحال آن كلمه براى ما ، هم مهم است و هم آموزنده . مهم است از اين جهت كه كيفيت اشتقاق واژه را توضيح مىدهد و آموزنده است كه ما از آن به اصول و قواعد حاكم بر تطور زبان پى مىبريم .
واژهشناسى :
هوش به هنگام تقطيع به دو جزء « هو » و « ش » ( به كسر « شين » ) تقطيع مىشود . جزء اول همان واژهء اوستايى است كه ما در « هومنه » ، « هومته » و « هوخت » معادل پهلوى « هومنشن » ، « هوروشن » ، « هوگبشن » يعنى انديشهء خوب ، رفتار خوب و گفتار خوب داريم و « هو » به معنى نيك و خوب است و در نام بسيارى از ديهها و امكنه از جمله هويه
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 302 م . آ . ا . ص 29 . عجيب است كه بعد خانوار در اين ديه 7 نفر است ، چونكه تعداد خانوار آن را 244 برآورد كردهاند .
( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 112 .