هوك در سال 1345 ( سال آمارى ما ) فقط 94 نفر جمعيت داشته است . « 1 » كوچك بودن و يا بزرگ بودن ديه از نظر تحقيق لغوى در نام آن اهميتى ندارد ، ممكن است ديهى كوچك باشد و نام آن پايه و مايهء قدمتش را برساند و براى ما كه هدفمان جستوجوى قواعد نامگذارى در لغات فارسى و كيفيت تطور آن لغات است . اصلا بزرگ و كوچكى در اين امر دخالتى ندارد ، چونكه ممكن است ديهى با قدمت بسيار بعدها خراب شده و يا كوچك شده باشد و يا برعكس . بههرحال در اين محل بناى قديمى وجود ندارد و اثرى قابل ذكر از روزگاران كهن ولو با خشت و گل بر جاى نيست و چون بارندگى در اين ناحيه فراوان است خشت و بناى خشتى در معرض تخريب و ويرانى است . ببينيم هوك يعنى چه .
واژهشناسى :
هوك از دو جزء تركيب يافته است « هو + ك » جزء اول همان واژهء اوستايى است كه به معناى خوب است و در واژههاى گفتار نيك ، كردار نيك ، پندار نيك و به صورت پهلوى هوگوشن ، هومنشن ، هوروشن ديده مىشود و از اين واژهها كه بگذريم واژهء « هو » بر سر بسيارى از امكنه آمده است . هويه ( اصفهان ) ، هوكوئيه ( كرمان ) ، هوكى ( خرمآباد ) ، هوكند ( فردوس ) ، هومان ( نجفآباد ) ، هوده ( اردكان ) ، هوجرد ( جيرفت ) و بسيارى ديگر از اين اسامى كه در آنها « هو » با معنى خوب آمده است . هويه اصفهان را اگر معنى كنيم مىشود « هو + او + يه » يعنى « خوشآبه » و هوديه اردكان مىشود خوبديه و هوكوئيه هم به معنى خوشآبه است . اين جمله روشن است و حاجت به توضيح بيشتر ندارد و اما « ك » ( ظاهرا به كسر ) همان « كى » و « كه » است به معنى كهريز و قنات و نظاير آن را در طى سطور گذشته بسيار داشتهايم و روى هم هوك به معنى « خوبكى » معادل « خوبكه » يا « كهريز خوب » است .
ناگفته نگذاريم كه اكثر ديههاى اين ناحيه ( سميرم سفلى ) قناتآب است ، ضمنا با اين نام ديهى ديگر در ناحيهء قمشه داريم و در ساير نقاط كشور هم محلهايى به اين نام هست . چون هوك ( طبس ، مراغه و غيره ) و نام گذاردن بر روى قناتى كه خوش حفر شده باشد و يا آب كافى داشته باشد به صورت « خوشآبه » طبيعى و دلكش به نظر مىرسد .
هومان
Hum n
هومان ديهى است در دهستان فرحافزاى تيران از شهرستان نجفآباد ( برحسب تقسيمات
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 131 .