تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 901

مساهمون:

ص٩٠١
« خن » به معناى خانه است « 1 » و اما جزء آخر « له » صورت ديگرى از « لا » است كه گفتيم به معناى فاصلهء ميان دو دره و همچنين رسوباتى است كه از آب بر زمين مىنشيند و اين موضوع را به تفصيل در واژه‌هاى لاجشك و لاسيب و غيره توضيح داديم . اينجا اين نكته را هم اضافه كنيم كه اساسا « لا » و « ل » به حكم وحدت علامت « ا » و « ه » در زبان پهلوى هر دو در قرائت مشترك‌اند و « لا » و « ل » نيز همين خصوصيت را دارند به معناى واحد و صورت واحد در زبان پهلوى . در عرف روستايى اصفهانى « له » و « لاى » يك معنا دارند .
هنو
Hanow
هنو ديهى است در دهستان عقدا از شهرستان يزد . در سال 1345 اين ديه فقط 25 نفر جمعيت داشته است . مثل ساير مزارع و ديه‌هاى عقدا قنات‌آب است و به ناچار محصول آن هم از انار و انجير و غلات تجاوز نمىكند . در سنوات اخير به علت كم‌آبى از جمعيت و شكوفايى اقتصادى اين نواحى كاسته شده است . يزد از مراكز تمدن قديم ايران است و كثرت واژه‌هاى كهن در نام ديه‌ها اين معنا را شهادت مىدهد . چون دربارهء خصوصيات عقدا و نواحى آن به تفصيل و مخصوصا ذيل عنوان عقدا بحث كافى شد به اطالهء مقال نمىپردازيم و به تحقيق در نام ديه كه اهم مقاصد ماست برمىگرديم .

واژه‌شناسى :

واژهء هنو به دو جزء « هن + آو » تقطيع مىشود ، با جزء اول « هن » آشناييم كه به معناى خانه است . « هن » معادل « خن » و هردو صورت از يك واژهء واحد و به معناى خانه است . « گلخن » معادل « گرخن » « 2 » به معناى آتشخانه يعنى تون حمام و « كوهن » معادل « كوهان » باز هم به معناى خانهء قنات‌آب و هنجن و ساير واژه‌هايى كه با « هن » مىآمد همه به معناى خانه است . « 3 » اما جزء دوم « آو » همان واژهء درست اوستايى است كه در تداول امروز پارسى آن را آب تلفظ مىكنيم ، ولى در روستاها همان واژهء كهن « آو » رايج و مستعمل است و هنو روى هم به معناى خانهء آب است .
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : هنگره ، هنله ، هنجن ، هندرستان در همين فرهنگ . ( 2 ) - گر به ضم « كاف » فارسى اول در پهلوى به معنى آتش است . گرگرفتن - آتش گرفتن اصفهانى از همان است . ( 3 ) - ن . ك . به : عنوان هنجن و هندرستان در همين فرهنگ .