تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 900

مساهمون:

ص٩٠٠
يعنى تحصيل آب از زير بيابان ريگزار آباد شده ، از مراكز كهن تمدن ايران بوده است . كثرت تعداد ديه‌ها كه در اين دهستان به بيش از 200 مىرسد ، هم نشان قدمت و هم نشان آبادى و مظهر بارز اين هنر است كه گفتيم . راجع به خصوصيات جامعه‌شناسى يزد و نواحى آن در زير عنوان يزد توضيحات كافى داده شده و به مناسبت نيز همه‌جا به وصف وضع آن پرداخته‌ايم و اخلاق مستحكم و شيوهء اكتفا به نفس را در اين ديه‌ها و نواحى آن تشريح كرده و ستوده‌ايم و اينجا مىپردازيم به توضيح نام آن‌كه خود مبين و مؤيد توضيحاتى است كه در اين‌باره آورده‌ايم .

واژه‌شناسى :

با دقت در اين واژه مىبينيم كه از سه جزء « هن + گر + ه » تشكيل يافته است . اما جزء نخستين « هن » به معناى خانه است و اصلا « هن » و « خن » و « خانه » يك واژه مىباشد ، در بعضى لهجه‌ها پندارى كه حرف يا مخرج « خ » نيست و همه‌جا به جاى حرف « خ » حرف « ه » تلفظ مىكنند ، چون لهجهء قديم تهران كه حتى به « خندق » مىگويند « هندق » . دربارهء اينكه « هن » به معنى خانه است توضيحات بسيار در موارد مختلف آورده‌ايم . « 1 » جزء دوم « گر » به معناى كوه است كه در اين‌باره نيز به تضاعيف گفت‌وگو كرده‌ايم و به شرح آن پرداخته‌ايم . اما جزء سوم « ه » علامت نسبت است يعنى منسوب به خانهء كوهستانى و يا ييلاقى .
هنله
Hanle ( h )
دو هنله داريم هردو در دهستان بنادكوك يزد يكى هنله ميان‌پايين با 6 نفر جمعيت و هنله ميان‌بالا با 7 نفر جمعيت چون هنله و هنگره هردو در يك دهستان‌اند و در مورد جامعه‌شناسى هنگره توضيحات كافى به شرح بازآورديم . دربارهء جامعه‌شناسى روستايى اين دو ديه به تفصيل نمىپردازيم « 2 » و چون مقصود ما توضيح و تشريح نام ديه است بر آن مىرويم .

واژه‌شناسى :

هنله از دو جزء « هن + له » تركيب شده است . جزء اول « هن » همان واژهء
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : كلمهء هنجن و هندرستان در همين فرهنگ . ( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 102 .
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 900 | محمد مهريار