( اصفهان ، سنندج ، محلات ) آمده است . و هويزه معادل هوايزه ( خوزستان ) و هومان ( نجفآباد ) و بسيارى ديگر كه عدد آنها در اطراف كشور قرب به صد محل است . اين « هو » به معناى خوب است . اما جزء دوم « ش » ( به كسر « شين » ) همان واژهء « شه » است كه در نام امكنهاى مثل قمشه ، قمشان ، كمشچه و كشه و گيشى و غيره داريم و همه از همان ريشهء شستوشو يا شوييدن و شستن آمده است . در اين واژهها به معنى روان مىباشد بنابراين نام هوشه ( بر حسب تلفظ و در كتابت هوش ) در معنى معادل مىشود با خوشروان ، نيكروان ، يعنى آنجا كه آب قناتش چون رو آمد خوش روان شد يا روان است و گفتهايم كه عادت ايرانيان است كه آب و همچنين ، صفات آب را از شورى و تلخى و خوشى و روانى در نامگذارى محل مىآورند ( شورابه ، تلخابه ، گرمابه و غيره )
هوك
Huk
هوك نام ديهى كوچك است كه در دهستان سميرم سفلى از شهرستان قمشه قرار دارد . اين منطقه سردسير و تابستان آن بسيار خوش است . در برخى از ديههاى آن مردم به تركى سخن مىگويند ، شايد از اين باب كه ناحيهء سميرم زير نفوذ ايل قشقايى بوده است و مردم با زبان آنان آشنايى يافتهاند و كمكم تركى رواج يافته است . از ديههاى خوب و مرغوب و با آب و هواى خوش و خرم در اين ناحيه ديه اسفرجان است كه ذكر آن گذشت . از روى اسامى ديهها مىتوان به خوبى دريافت كه زبان تركى در اين منطقه بهكلى جديدتر از اصل و بنياد ديههاست و باز از روى همين اسامى حضارت و تمدن قديم را مىتوان آشكارا دريافت . گمان من اين است كه پيدا شدن زبان تركى در اين ناحيه و برخى از نواحى و ديگر ديهها ناشى از ايلغار سلجوقيان است كه اين طايفه پس از شكست مسعود غزنوى و تصرف تاج و تخت ايران از مقر تسلط خود در شرق رو به طرف غرب و جنوب روان شدند و در برخى جاها سكونت گزيدند و زبان خود را به آن ناحيه و اطراف آن دادند و در دنبالهء ايلغار و مهاجرت خود همچنان رفتهاند و رفتهاند تا به آذربايجان رسيده و آنجا را كمى بيشتر از جاهاى ديگر تركى كردهاند و چون از آن ناحيه گذشته و به بلاد روم و تركيه رسيدهاند ديگر زبان تركى يكسر در تركيه رواج يافته است . در نواحى جنوب كه نفوذ كلى اينان كم بود تركى شدن زبانها را بهطور متفرق در ديهها مىبينيم .