زمين در غرب كمتر است ، ولى چون اين نواحى به آب آسانياب بيشتر دسترسى داشتهاند آبادى و شكوفايى به غرب منتقل شده و شرق با دشت وسيع آن ويران مانده است و همچنان بود تا وقتى كه الحاق آب كوهرنگ و انشاء مجارى و انهار تازهء اصفهان به وجود آمد و آب آسانياب به دهستانهاى براآن و رودشت رسيد و امكانات آبادى را در اين نواحى فراهم كرد . على هذا از تاريخ الحاق آب كوهرنگ ديههاى اين ناحيه رشد و شكوفايى اقتصادى بهترى پيدا كرد و هر ديهى در شأن خود آبادتر و بهتر شده است . علامت ديگرى بر قدمت اين ناحيه هست و آن وجود همان لهجه و زبان است كه گفتهايم اختصاص به شرق اصفهان يعنى جرقويه و رودشت ندارد ، بلكه در تمام كوهستان كركس و نواحى پايين آن ، كه در عرف آمارگران به دهستان جبل نامگذارى شده ، رو به طرف شرق و شمال تا قهرود و نطنز و اردستان و غيره برسد اين زبان جارى است . اين خود علامت قدمت آن است همچنانكه از نام آن هم اين قدمت بر ما آشكار مىشود . اما ببينيم هلارته يعنى چه .
واژهشناسى :
سكون يا سكان ، خواهر توأمان اين هلارته ، بىشك از دو جزء « سك + ان » تشكيل شده و « سك » يادآور قوم سكايى است كه با آرياييان همزمان يا در زمان نزديك به هم در اطراف ايران سكونت گزيده و نام خود را به امكنهء بسيارى دادهاند و جزء دوم آن هم پسوند نسبت و كثرت و اتصاف است . اما در مورد هلارته ، كار به اين آسانى نيست . در تقطيع مىبينيم كه هلارته به دو جزء « هل » و « ارته » تجزيه مىشود . نظر به اينكه در زبان پهلوى براى حرف « ر » و « ل » يك علامت هست بنابراين « هل » صورت ديگرى از همان « هر » است و اين خود عجيب است كه در زبان فارسى حتى به صورت حاضر « ر » و « ل » در بسيارى لغات به هم تبديل مىشود ، يعنى واژه دو تلفظ پيدا مىكند . فى المثل شليل همان ميوهء خوشطعم خوشبوى شبيه زردآلو « شلير » هم تلفظ مىشود و « تارومار » ، « تالومال » هم ديده مىشود . « 1 » بنابراين جزء اول « هر » است و با توضيحاتى كه از اين پيش داديم
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : شليل معادل شلير ، برهان قاطع ، ذيل اين واژه .
همچنين فردوسى در شاهنامه ، « تارومار » را « تالومال » آورده است :تهمتن به زابلستان است و زال * كنون كار ايرانيان شود تالومال