واژهشناسى اين لغت همان را به كار خواهيم برد .
ناحيتى كه اين ديه در آن واقع است بسيار خوش آب و هواست ، تابستانهاى نسبتا گرم و زمستانهاى نسبتا سرد و مطبوع دارد و سخت دلنشين و دلآراست . نزديكى آن به رودخانه موجب ديگرى براى دلاويزى محل آن شده است . رجال بزرگى از سادات و غير آنها ، به اين محل منسوباند كه ذكر نام آنها از شيوهء تحقيق ما ، كه مطالعه و پژوهش در نام امكنه است ، بيرون است . از لحاظ تاريخى چندان چيزى از آن نمىدانيم و اثر تاريخى مهمى نيز در آنجا نيست . از نظر سبك معيشت و حضارت نشانههايى از قدمت در آنجا وجود ندارد ، لهجهء خاص و صبغهء خاص گفتار و زندگانى نيز در اين ناحيه چشمگير نيست . هرچه از قدمت و شكوه بايد در اين ديه باشد در نام آن خلاصه مىشود . متأسفانه اين نام نيز براى اكثريت مردم دانسته نيست و بيشتر آن را « امام » يا « ديه امام » مىخوانند به اين علت كه كلمهء امام به گوشها آشناتر است ولى بايد دانست كه اسم واقعى اين ديه همام است و ارتباطى با واژهء عربى « همام » و « همام » و غيره ندارد .
واژهشناسى :
همام ( به ضم اول ) كه نام درست اين ديه است به شرحى كه در بالا گفتيم عربى نيست و با معانى فارسى آن يعنى صاحب دولت و پادشاه و اينگونه معانى وصفى نيز كه گذشت شايستگى ندارد . بنابراين بايد ببينيم كه نام اين ديه چگونه پديد شده و به چه معناست . در سير تطور حرف « ه » به « ك » و « م » به « ن » تبديل مىشود و اين تبديلات رايج و شايع است . « 1 » بنابراين صورت درست واژه « كمان » است كه مركب از دو جزء « كم + ان » . جزء اول به معنى قنات و در معناى اوسع « جوى آب » است و « ان » پسوند كثرت و نسبت است و معنى كلمه مىشود محل منسوب به آب و امثلهء بسيار دارد .
همگين
- هميجان
هميجان
Hamij n
هميجان ديهى است در دهستان بهاباد يزد و نسبتا پرآب و در سال 1345 ، فقط 142 نفر بوده
هامش
( 1 ) - ن . ك . به مقدمهء برهان قاطع و لغتنامه در حرف « خ » و « ه » و « م » .