به كار بردن آن در نام محلها به دليل علاقهاى بوده است كه ايرانيان به اين عدد داشتهاند .
ظاهرا واژهء « هفت » يك واژهء سنگين و دوستداشتنى بوده است . « امشاسفندان هفتگانه » ، ستارگان هفتگانهء آسمان ، ايام هفتگانهء هفته و غيره نشان سنگينى و وقار و وزن اين واژه بوده است و از آن سنگينتر و محتشمتر هفتاد است كه در همين دهستان نام ديه بزرگ ديگرى است و ما ضمنا به آن هم اشاره خواهيم كرد . بههرصورت خود واژهء « هفت » كه در نام اين ديه قرار دارد آوازهء قدمت آن را در دل و گوش ما مىخواند . اما جزء دوم آن « هر » از جزء اول بيشتر قدمت و سابقه دارد . در موارد مختلف گفتهايم كه « هر » ، ريشهء آب است ، « 1 » حال در مورد واژهء « اوره » كه در ديههايى از قبيل اوروين ، اورجن و اورجه و آوره و اورستان و هندرستان كه همه را ذيل عناوين خود توضيح دادهايم . « هر » همان واژهء آب است و به انضمام يك حرف وقايه « 2 » يعنى معادل است با « آو + ر » و به صورت ديگرى « او » ، « هور » تلفظ مىشود و باز به صورت ديگر « آور » و در صورت خفيفتر « هر » و « هور » ( هوره ، آوره ) و علت تبديل حرف اول « او » به « ه » خط پهلوى است كه براى « ا » و « آ » و « ه » يك علامت دارد . در اينجا هفتهر نشان فراوانى آب است كه نام خود ديه را هفتهر معادل هفت آب گذاشتهاند . يعنى هفت قنات دارد يا آب آن آنقدر زياد است كه به هفت بخش مىشود و به هر صورت آبى است كه امكان تقسيم آن به هفت ممكن است . جمعيت زياد محل نيز دليل امكان آب بسيار است . در اين نقطه واژهء « هفتهر » با همهء شكوه و قدمت خود نام زيباى درست اين ناحيه قرار گرفته است و به همين دليل و به همين معناست .
هلاب
Hel b
هلاب ديهى است در دهستان چادگان از شهرستان فريدن ( برحسب تقسيمات امروز ) در سال 1345 اين ديه 87 نفر « 3 » و در آمار سال 1375 ، 31 نفر جمعيت داشته و اينك بىشك
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : همين فرهنگ در عناوين هرتمن و هرستان و هوره و اورگان و غيره .
( 2 ) - اخيرا به نظرم آمده است كه براى واژهء وقايهء عربى بهترين معادل فارسى هموند است . اگر نخواهيم واژهء پيوند را به كار ببريم كه صورت عمومى بستگى را برساند هموند همان معنا را مىدهد يعنى دو جزء را به هم پيوند مىدهد .
( 3 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 62 .