گفتهايم كه « هر » تغييريافتهء صورت ديگرى از آب است « 1 » و همان است كه در ريشهء « ار » وجود دارد . به اين معنا كه « ار » عبارت است از « ا » و « ر » و « آو » به معناى آب است و بايد بدانيم كه علامت « ه » و « الف » يعنى « ا » در خط پهلوى يك صورت دارد . پس « آر » با « هر » ( هوره ) صورت واحد يك معناست و اين مسأله همچنانكه در هر و هريزه و هرستان گفتيم نشاندهندهء آب است كه از واژهء « آو + ر » ( حرف وقايه ) آمده است . بنابراين جزء اول اين واژهء « هلا » عبارت است از « هر + آ » و جزو دوم « ارته » است و ارته به معنى مقدس و پاك و منزه مىباشد و بنابراين هلارته معادل مىشود به « هرارته » و درستتر بگوييم مىشود : « آو + ارته » ، يعنى آب مقدس ، آبى كه از قناتى مثلا مقدس درآمده و يا متعلق به مردى مقدس يا آتشكده و امثال اينهاست . « 2 »
همام
Hom m
در دهستان آيدوغميش از شهرستان اصفهان واقع در جنوب باخترى اين شهر ديه بزرگى داريم به نام همام . اين ديه در سال 1345 جمعيتى برابر 295 نفر داشته است . « 3 » آبش از قنات و زايندهرود « 4 » و محصولاتش غله و پنبه و برنج و بنشن و غيره است . در فرهنگها نام اين محل را همام به ضم اول آوردهاند . كه همان نيز صحيح است ولى در تلفظ عامه آن را همام به كسر اول تلفظ مىكنند كه از اين نظر ظاهرا قابل اعتماد نيست . در زبان عربى همام به كسر اول جمع « همام » به فتح اول است و آن را به معناى سخنچين دانستهاند . « 5 » و در عربى باز « همام » به ضم اول پادشاه بزرگهمت ، مهتر و دلير و جوانمرد و امثال اينگونه معانى است . « 6 » و پيداست كه هيچيك از اين معانى عربى اطلاقش بر محلى پسنديده نيست و صحيح تلفظ آن بىشك همان « همام » است ( به ضم اول ) . كه پارسى است و در
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : همين فرهنگ ذيل عنوان هريزه ، هرستان و هرتمن .
( 2 ) - ن . ك . به : نامواژهء ويشه و وشته در همين فرهنگ .
( 3 ) - جمعيت آن در سال 1375 به 197 نفر كاهش يافته است .
( 4 ) - لغتنامه ، ذيل همين نامواژه .
( 5 ) - فرهنگ معين ، همين ماده .
( 6 ) - همان .