است « 1 » و اما همگين ديه بزرگى است كه آن را جزو دهستان سميرم سفلى به حساب آوردهاند و در سال 1375 ، جمعيت آن 1616 نفر بوده است . « 2 » هر دو ناحيت سميرم ( چه سفلى و چه عليا ) و هم ناحيت بهاباد از مراكز كهن سكونت و تمدن آريايى بوده است . اگر در حال حاضر ما سميرم را ناحيت كوچكى مىشماريم و جانب آن را تخفيف مىدهيم بايد دانست كه پيشتر چنين نبوده است . و گذشته از اينكه تنها به دليل وجود نامهاى قديم همچون هوك و هونجان و اردران و غيره اين نواحى در روزگاران پيش مورد سكونت بوده است ، در اوايل دورهء اسلامى نيز آبادى آن ادامه داشته و رجال بزرگى از حديث و علم و وزارت به آن منسوب بودهاند . « 3 » بههرصورت هردو نامواژه ، هميجان و همگين هردو قديمى و روشنگر تاريخى كهن مىباشند كه اينك به توضيح نام هردو آن مىپردازيم .
واژهشناسى :
با واژه « هم » برحسب نامگذارىهاى قديم نواحى بسيارى در اطراف ايران نامبردار مىباشد و از جميع آنها همان معناى هم ( به گونههاى مختلف ) و معادل كم « 4 » به معناى قنات اراده مىشده است . چنان كه در همزيان ( خوى ) ، همسار ( اردستان ) ، همسوك ( بافق ) ، همرانك ( بندرعباس ) . بنابراين همگين و هميجان در جزء اول باهم شريكاند . تقطيع هميجان چنين است « هم + اى + جان » اما جزء اول از همان واژهء « هم » كه به معناى قنات است و « ى » علامت اتصاف است و « جان » همان معرب « گان » پسوند و مشابه « ان » است به علامت كثرت و نسبت ، جايى كه همگان در آبادى آن به هم ( قنات ) بستگى دارند و اما همگين مركب از دو جزء « هم + گين » است . جزء اول « هم » به همان معناى قنات است و « گين » پسوند اتصاف و نسبت است . همان است كه در زبان فارسى گاهى به گونهء « اين » در زرين ، سيمين ، پشمين داريم و گاهى به صورت « گين » در شوخگين و آبگين و غيره و در هر دو صورت نشان وصف و نعت است و همگين و هميجان در حقيقت هردو به يك معنا است .
هنّا ( حنا )
Hann
ما در اصفهان دو هنّا داريم يكى كه در جمع ديههاى دهستان كوهپايه به حساب آمده است و
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : نامواژهء پتيكان و يزد در همين فرهنگ .
( 2 ) - نشريهء 289 م . آ . ا .
( 3 ) - ن . ك . به : معجم البلدان ياقوت حموى ذيل عنوان سميرم .
( 4 ) - ن . ك . دهخدا .