جمعيت آن بيشتر است ، « 1 » چون جمعيت چادگان بيشتر از پيش است و سخت افزايش يافته و اقتصاد آن نيز بهتر شده است و به اين علت كه سد بزرگ و معروف شاه عباس بر روى رودخانهء زايندهرود در آنجا ساخته شده و تأسيسات سد و رفتوآمد مسافران و بينندگان موجب شده است كه توجه بيشترى بدان بشود . ازاينرو امروز چادگان شهرى است خوب و خوش و خرم و توابع و مضافات آن نيز همه همچنين از اين شكوفايى اقتصادى بهرهمند مىباشند . اگرچه نزولات آسمانى در اين ناحيه كمتر شده ولى در عوض راههاى ديگرى براى تهيهء آب و از جمله چاههاى عميق پيش آمده و تا حدى كمآبى قناتها را جبران كرده است . ناحيت فريدن ناحيتى وسيع ، سردسير ، گندمخيز و براى دامدارى بسيار مناسب است . خود ناحيه برحسب اسم آن از نواحى قديم سكونت و تمدن ايرانى بوده است .
گذشته از اين ديه ديههاى ديگر همه با نامهاى كهن و زيبا همچون گنجگاه ، گنجوان ، سيستان ، سينگرد ، سمندگان ، و امثال اينها نشاندهندهء روزگار كهنى است كه اين ناحيه تمدن آريايى درخشانى داشته است . نظر به اينكه ذيل عنوان فريدن دربارهء ويژگيهاى جغرافيايى و اجمالا تاريخى آن بحث مستوفى به عمل آمده است مىپردازيم به نام آن . « 2 »
واژهشناسى :
هلاب را بعضى با « حاى » عربى « حلاب » مىنويسند كه مسلما غلط است و چنين تركيبى نه عربى است نه فارسى . مىتوانسته است « جلاب » باشد كه معرّب « گلاب » است . بنابراين هلاب با « هاى » هوّز يك واژهء فارسى است و قواعد تطور زبان فارسى از قلب و تبديل و غيره بر آن حاكم در حد خود تطورى بديع پيدا كرده است . چون اولا خود واژهء « هل » معنى دارد و گياهى است خوشبو كه با دانههاى آن خوراكهاى خوشبو درست مىكنند ، ولى نظيرى در نام امكنه با اين معنى كمتر ديده شد . از اينكه بگذريم تطور آن چنين است : « ه » پارسى اغلب در تطور به « ك » تبديل مىشود . « 3 » در فارسى حروف « ك » و « گ » بسيار جاى هم را مىگيرند . بنابراين هلاب درست معادل « گلاب » است و با واژهء « گلاب » در خود فريدن و بعد در اطراف ايران امكنهء بسيارى بدان منسوب شده است .
هامش
( 1 ) - در تقسيمات سال 1375 اين روستا جزو دهستان رضوانيه از شهرستان تيران و كرون قرار گرفته است .
( 2 ) - ن . ك . به : عنوان فريدن در همين فرهنگ .
( 3 ) - ن . ك . برهان قاطع و لغتنامه فاتحهء حرف « ها » ، مقدمهء مؤلف برهان و هامش مصحح .