جايى كه قناتش آب دارد ، بر اين محل سخت متناسب مىنمايد . اين را هم بگوييم كه هرند فقط در اصفهان وجود ندارد در نواحى ديگر ايران نيز به همين صورت محلهايى بدان نامبردار است . از جمله هرند ( اصفهان ) ، هرنده ( شهرضا ) ، هرنگان ( ميناب ) ، هرو ( جيرفت ) ، هريان ( همدان ) ، هريجان ( ممسنى ) و هروان ( سراب ) . همه از همين ريشه و به همين صورت نامبردار شده و نامگذارى شده است .
هريزه
Harize ( h )
هريزه ديهى است كه آمارگران مركز آمار ايران آن را در عداد ديههاى دهستان جبل ( كوهپايه ) قرار دادهاند . به قياس ساير ديهها اين دهستان ديهى نسبتا بزرگ و آباد است . در سال 1345 جمعيت آن را 466 نفر قيد كردهاند . « 1 » و در سال 1355 كه مجددا سرشمارى به عمل آمده جمعيت آن را 318 نفر برآورد كردهاند ، يعنى در فاصلهء 10 سال 148 نفر از جمعيت آن كاسته شده است « 2 » و اين نيست مگر به علت قلت آب و توضيح مىدهيم كه ديه هريزه در كوهستان شمال و شمال شرقى اصفهان كه همان بلوك جبل را تشكيل مىدهد ، واقع است و همهء اين ديهها قنات آب و داراى چشمهسار هستند و به علت قلت نزولات آسمانى ، آب آنها كم شده و كاهش دايمى آب سبب مهاجرت ساكنان و قلت محصول شده است . باز اين ديه هنوز آبكى دارد و ساكنانى ، ديههاى بسيارى در اين ناحيه هست كه بهكلى متروك مانده و از بين رفته است . در اين ديه و همهء دهستان آن زبان شايع در اردستان و قهرود و غيره رايج است كه با زبان رودشتى و جرقويهاى ، دو خواهر به شمار مىآيند و اين خود علامت قدمت اين ناحيه است . آب و هوايى خوش و بهراستى در تابستان دلكش دارد و نهايت افسوس است كه به علت قلت آب محكوم به نابودى است . در اينباره توضيح بيشتر نمىآوريم « 3 » و مىپردازيم به لفظ آن .
واژهشناسى :
هريزه مركب از دو جزء « هر + ايزه » است . واژهء « هر » همان است كه در
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 26 .
( 2 ) - تا سال 1375 جمعيت هريزه به 221 نفر ( 65 خانوار ) تنزل كرده است .
( 3 ) - ن . ك . به : ساير ديههاى اين دهستان از جمله الانآباد .