تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 880

مساهمون:

ص٨٨٠
چنان كه در پيش هم اشاره كرده‌ايم ، در دور و بر خود اقمارى دارند . يعنى دهكده‌ها و مزرعه‌هاى كوچكترى كه مردم زارع در ديه اصلى سكونت مىكنند و در اين ديه‌هاى كوچكتر زراعت . مزارع اقمار هرند همه كم‌آب با قناتهاى طولانى ، شولاتى ( فرو ريزنده ) و ژرف مىباشند . چون آب آنها كم است مزرعه‌هاى اقمار هرند نيز حالتى زبون و حقيرانه دارد مردم هرند به زبانهاى محلى كوهپايهء شمال و رودشت جنوب خود آشنا هستند ، ولى معمولا در خود هرند به آن زبان سخن نمىگويند و اين نشان عجيبى است كه به ما مىگويد چگونه لهجه‌ها و زبانها ضعيف مىشوند و مىميرند تا وقتى كه ديگر اثرى از آنها باقى نمىماند . بىشك هرنديان در سوابق ايام به اين زبان سخن مىگفته‌اند ولى امروز فقط مىفهمند و يا در موقع ضرورت به كار مىبرند و مورد تكلم رايج نيست . در هرند باغ و زراعت نمىبينى و ديگر تا قهى در مغرب و كبريت هاشم‌آباد در شرق اصلا ديه و آبادى با مردمى در آن ساكن وجود ندارد ، هرند باركدهء رودشت و نواحى اطراف آن است و بيشتر دادوستد و خريد كالاهاى زراعى مردم رودشت و نواحى اطراف در اين ده صورت مىگيرد . صنعت هرندىها در بافتن ريسمانهاى بزرگ درشت و قطور است و اين روزها با كارخانهء نو خود به انواع مختلف ريسمان مىسازند . شغل هرنديان حمل و نقل ، بافت ريسمان ، كمى زراعت و بيشتر سوداگرى و تجارت است . زبان مخصوصى هم گفتيم ندارد و اثر تاريخى كهنى نيز در آنجا ديده نمىشود ولى صبغهء زندگانى و استوارى و پايدارى در اخلاق مردم همه و همه نشان تمدن كهنى است كه كم‌كم ضعيف شده و آثار فرهنگى آن تا به اين صورت و به اين حالت در مردم باقى مانده است . هرند ديگر شهرى است « 1 » و بر ما نيست كه دربارهء جامعه‌شناسى آن سخنى طولانى بياوريم اجمالا براى معرفى هرآنچه گفتيم كافى است و مىپردازيم به واژه‌شناسى آن .

واژه‌شناسى :

من از يكى از دوستان خود كه اطلاعى دربارهء اسامى ديه‌ها و شناخت مردم و وجوه تسميه دارد پرسيدم : هرند يعنى چه ؟ و پاسخ داد كه هرند يعنى خرند و خرند در لهجهء اصفهانى عبارت است از راههاى آجرى شدهء كوچكى كه در دور و كنار و ميان
هامش
( 1 ) - در سال 1375 جمعيت شهر هرند به 6413 نفر رسيده است .
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 880 | محمد مهريار