و اين خوشبختانه امروز متروك شده و اين غلط ناپسند از نگارهء نام اين ديه برداشته شده است . اين واژه در پارسى شناخته شده است و در اصل به معناى اساس و بنيان و امثال اينهاست و همان است كه در ميوهها هم به دست مىآيد و « استخوان » يا « هستخوان » تركيب ديگرى است از اين واژه . بر نام ديه ظاهرا از اين باب اطلاق شده كه خواستهاند اصل و بنا و بنياد درست آن را به ياد بياورند .
هفتادر
Haft dor
ديهى است نسبتا بزرگ از دهستان عقدا در شهرستان يزد . در سال 1345 اين ديه 497 نفر جمعيت داشته است « 1 » كه نسبت به ساير ديههاى عقدا در رديف سوم ديههاى پرجمعيت قرار مىگيرد . براى خصوصيات احوال و جامعهشناسى روستايى اين دهستان رجوع كنيد به نامواژههاى عقدا و يزد و هوده و هفتهر و مرور و گرو و گزيچه « 2 » در همين فرهنگ و چون به تفصيل كافى در اينباره گفتوگو كردهايم مىپردازيم به نام آن .
واژهشناسى :
نام اين ديه را هفتادر ( به ضم « دال » ) ذكر كردهاند ولى برحسب تركيب واژه كه خواهيم آورد ظاهر است كه بايد با فتح « دال » خوانده شود ، اگر اين واژه را تقطيع كنيم به صورت « هفت + آدر » در مىآيد . جزء اول آن « هفت » آشكار است كه مقصود همان عدد هفت است كه همواره در نزد ملل اهميتى بسزا داشته است . و در اينجا هم البته همين عدد مقصود است و اما جزء دوم « آدر » ( به فتح يا ضم ) همان « آذر » است و مىدانيم كه « آذر » در زبان پارسى به انواع مختلف « آدر » ، « اتر » ، « تر » ، « آتش » ، « تش » ، « تيش » و غيره تلفظ مىشود مقصود از آن در نامگذارىها البته خود آتش نيست ، بلكه آتشكده است كه هم به آتشكده و هم به آتش اطلاق مىشود ، بنابراين هفتادر يعنى « هفتآذر » آنجا كه لابد هفت آتشكدهء بنام داشته است و نام آنها بر روى اين ديه باقى مانده است و مىدانيم كه ناحيت يزد از مراكز مهم كهن فرهنگى و دينى ايران باستان به شمار مىآمده است و چه خوب مناسب مىنمايد كه هفت آتشكده هم در اين ناحيه به صورتى جمع شده باشد و به اين ديه
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 131 .
( 2 ) - براى ويژگيهاى اين ديهها ن . ك . به : همين نامواژهها در اين فرهنگ .