نامهاى بسيارى همچون هرستان و هلارته و اوره و هوره و غيره داريم و گفتهايم كه اين واژه از ريشهء اوستايى « آو » ( در حال حاضر نيز به معناى آب رايج است ) و « و » حرف وقايه است يعنى درست معادل « هوره » ، « اويه » است و « هر » هم صورت ديگرى از آن است و همچنان كه « اوره » مساوى است با « ا » معادل « ه + ر » . راستى اينكه اصلا « اوره » همان « هوره » است چون حرف « ا » در پهلوى با حرف « ه » يك علامت دارد ازاينرو « اوره » ، « هوره » هم خوانده مىشود . « هوره » نيز معادل است با « ا + ر » و اما « ايزه » را نيز از اين پيش ديدهايم كه به صورت « ايز » و « ايچ » و « ايژ » و « ايش » و « اش » همه از واژهء شوييدن و شر و شار به معناى شستن و جريان يافتن است و « ه » آخر علامت نسبت است . بنابراين هريزه مىشود جايى كه قنات آن روان است ، مىجنبد و پيش مىرود و اين نام بسيار متناسب با محل وقوع اين ديه و ديههاى خواهران و برادران او است ، چونكه در اين نواحى بسيار است قناتها و چشمههايى كه آبش خارج مىشود ، از كوه يا محل قنات ، اما جريان نمىيابد ، يعنى خورد زمين مىرود اگر بگويند كه ديهى چنين است كه آبش جريان دارد ، نشانى از امتياز است .
هسته
Haste ( h )
هسته ديهى است از دهستان قهاب بخش مركزى شهرستان اصفهان . در سال 1355 جمعيت آن حدود 300 نفر بوده است كه اكنون بيشتر است . « 1 » قهاب ناحيهء وسيع ، حاصلخيز و نسبتا پرجمعيت است كه در شمال شرقى اصفهان قرار گرفته است . سابقا اين ناحيه آبادتر و پرجمعيتتر بوده است و در هنگام حملهء عرب به اصفهان ، قهاب ديه بزرگى داشته است به نام قه كه اينك خراب شده و يا به جاى آن ديه بزرگ قهجاورستان بنا شده است . « 2 » نامهاى قديم و برخى آثار تاريخى مهم كه در اين ناحيه ديده مىشود همه دليل قدمت و سابقهء تمدن آن است و در اينباره به تفصيل پيش از اين بحث كردهايم . « 3 » و اينك مىپردازيم به نام آن .
واژهشناسى :
برخى از عربىدوستان اين نام را « حصه » به « ح » و « ص » عربى مىنويسند
هامش
( 1 ) - جمعيت هسته در سالهاى اخير بسيار افزايش يافته بهطورى كه در سال 1375 به بيش از 6500 نفر رسيده است .
( 2 ) - ن . ك . به نامواژهء قهجاورستان در اين فرهنگ و حافظ ابو نعيم ، تاريخ اصفهان ترجمهء نويسنده .
( 3 ) - ن . ك . به : قهاب در همين فرهنگ .