تركيبات واژهها با آب به عنوان حرف زينت ديده مىشود . بنابراين هرسك در جزء اول به معناى آب است ، امّا جزء دوم « سك » كه در تلفظ فارسى فتحهء آن مستور است و نوشته نمىشود علامت تشبيه است « 1 » در هرسك ما نيز اينجا « سك » علامت تشبيه و دارندگى است و هرسك يعنى آبدار و آبمانند و آبگون و امثال اينها و مىدانيم كه نامگذارى با آب هم در زبان فارسى رايج است و هم بسيار مورد علاقهء نامگذاران آريايى بوده است .
هرمدان
Hermad n
در همان دشت خرم و حاصلخيز امروزى ، و پربلا و بيمارى پيشين كه نام براآن يا برايان نام گرفته ديهى كوچك ولى با نامى بزرگ ، كه يادآور روزگاران كهن است ، وجود دارد به نام هرمدان . در متون قديم نام آن ديده نشد و ياقوت نيز ( اوايل قرن هفتم ) از آن ياد نكرده است ، ولى اين ديه با نام بزرگش در براآن جنوبى و ساحل رودخانهء زايندهرود سرسبز و خرم خودنمايى مىكند . در سال 1355 جمعيت اين ديه را 253 نفر برآورد كردهاند . « 2 » هرمدان با ديههاى ايچى و يفران ، هر سه با نامهاى كهن و تاريخى نزديك است . تا چندگاه پيش كه اين
هامش
( 1 ) - « سك » به معناى همانند و همسان يكى از ادات تشبيه زبان فارسى است كه متأسفانه مورد توجه فرهنگنويسان واقع نشده و حتى علامه دهخدا هم توجه كافى به آن نفرمودهاند ولى اين بنده در مورد آن تفحص و تحقيق نمودهام و اينك مىتوانم بگويم كه « سك » هم از علايم تشبيه است در زبان فارسى و امثلهء چندى دارد و هرچند كم به كار مىرود ولى باز به حد كافى مثالهايى دارد و اين بنده اجمالا برخى را در اينجا جمع مىآورم .
نخست خايسك ، خايسك كه به معناى پتك كوچك است كه آهنگران به كار مىبرند . فردوسى بزرگ دربارهء ضحاك مىگويد :به مسمار و خايسك آهنگران * ببستند او را به بند گرانو خايسك پتك كوچكى است كه آهنگران براى كوبيدن آهن به كار مىبرند به شكل خايه و از اين جهت آن را خايسك مىنامند و كنسك معادل « كنه + سك » و توتسك معنى توت مانند مركب از « توت + سك » . واژهء كنسك در گويش اصفهانى كنسك خوانده مىشود يعنى بخيل از اين جهت كه دارندهء مال همچون « كنه » به كسر اول به مال و پول مىچسبد و آن را خرج نمىكند و واژههاى گورسك و خارسك و برخى ديگر شبيه اين واژهها كه از دقت در آنها معلوم مىشود « سك » از علايم تشبيه است .
( 2 ) - ن . ك . به : فرهنگ جغرافيايى اصفهان ، ص 285 .