مالكان و زارعان باقى مانده بود ، نام صحيح آن را هتناباد همچنانكه ما ذكر كرديم آوردهاند و همان نيز صحيح است . در تداول عامه مردم اين ديه نيز آن را هتنهآباد ( به كسر اول ) تلفظ مىكنند ولى در نگارش البته به اين صورت صحيح نيست .
براى جامعهشناسى و خصوصيات ديگر نگاه كنيد به نامواژه قهاب و ديگر مضافات آن كه به تفصيل در اين فرهنگ آمده است . اجمالا ناحيه قهاب از مراكز كهن سكونت و تمدن ايرانيان بوده است و ديههاى بزرگ با نامهاى كهن و كىهاى ( قنات ) عظيم همه بر اين مسأله شواهد خوبى به شمار است . هماكنون نيز هيبت و جلال گذشته در آثار باليهء همهء ديهها ديده مىشود .
واژهشناسى :
دربارهء هتنآباد گفتيم كه هردو صورتى كه در فهرست مركز آمار آمده است صحيح نيست . چونكه هيچ دليل ندارد يك نام كهن پارسى ، با « ح » تازى نوشته شود و يا اينكه با حرف « خ » آغاز گردد . البته مىتوان فكر كرد كه چون حرف « ه » به « خ » آسان تبديل مىشود . هتنآباد به صورت ختنآباد تلفظ شود ولى مسلما دو صورت مذكور در فهرستها غلط است . اين نام كهن در تقطيع به صورت « ه + تن + آباد » تقطيع مىشود . جزء اول « ه » همان صورت ديگرى از « هو » است و به معناى خوب و جزء دوم « تن » همان است كه در اوستايى به صورت « تنو »
( Tanu )
به معناى تن و بدن مىآيد و اين دو جزء روى هم به صورت « هوتن » از نامهاى بسيار مطلوب دلانگيز است كه بسيارى از گذشتگان بر خود مىنهادند و امروز نيز كموبيش رايج است . يعنى خوب تن آنكه بر و برز و تن خوب دارد . و « آباد » همان كلمهاى است كه اغلب پس از نام آبادكننده ديه مىآيد ( حبيبآباد - رستمآباد ) و معلوم مىشود كه اينجا را مردى به نام هوتن آباد كرده است و به نام او هم ثبت شده است و در گردونهء تطور به صورت « هتن » و « هتنه » درآمده است . اتفاقا به نام « هوتن » ديهى داريم در گنبدكاووس « 1 » و همچنين ديه ديگرى به نام « هوتان » كه اين هردو نشاندهندهء همان وضعى است كه درباره نامگذارى اين ديه توضيح داده شد .
هرتمن
Hortman
هرتمن ( به ضم اول و سكون ثانى ) كه گاهى به غلط آن را هراتمه مىخوانند و شايد علتش
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : فرهنگ آ . م . م . در همين مدخل .