« من » هر دو صورت « مانييو » اوستايى به معنى منش است كه در اينجا نيز از باب علاقهء حال و محل بدان نامبردار شده است . معنى واژه مىشود « خانهء خوب مقدس » كه مىنمايد راجع به مردى روحانى بوده است و به نام او نامبردار شده است .
هرسك
Harask
هرسك نام دو ديه است از دهستان حومهء بافق . دو هرسك داريم عليا و سفلى . در سال 1345 هرسك عليا كه اندكى از سفلى بزرگتر است 84 نفر و هرسك سفلى 60 نفر جمعيت داشته است . « 1 » ناحيهء بافق با تمام ديههاى اطرافش از مراكز مهم سكونت و تمدن آريايى بوده است و تنها و قانعكنندهترين دليل بر آن وجود نامواژههاى كهن است در اين ناحيه :
چون دارستان ، دربسيروئيه ، سلمانو ، دزستان ، ندكوه ، ندكان ، نكتگون و نهوائيه و همين دو هرسك . البته تمام ناحيهء بافق قناتآب است و به علت قلت نزولات آسمانى ديهها خشكيده و شاخ تمدن و شكوفايى اقتصادى خوشيده است و همه سال از آب قناتها كاسته شده تا امروز ( 1379 ه . ش ) كه بىآبى و خشكسالى در آن بيداد مىكند و مردم اكثر ديهها را رها كرده و به اينسو و آنسو پراكنده مىشوند ، ولى شكوه نامهاى كهن همچنان بازگوى شكوفايى روزگاران گذشته است . به مناسبت پيدا شدن معادل زغال و حملونقل آن به كارخانهء آهنگدازى اصفهان ، در آنجا كار پيدا شده و جلوهاى به اقتصاد آن داده است .
به همين اندازه دربارهء نشان دادن حال ناحيه اكتفا مىكنيم و مىپردازيم به نام كهن و قشنگ آنكه عمدهترين مقاصد ماست . ببينيم هرسك يعنى چه .
واژهشناسى :
به همين صورت كه به واژهء هرسك نگاه كنيم آن را بىمعنى مىبينيم ، ولى در واقع معنايى سخت قشنگ و دلپسند دارد . اين نامواژه از دو جزء « هر + سك » تركيب شده است . جزء اول « هر » به معناى آب است و اين همان واژه است كه در نامواژههاى هرسين ، هرند ، هرك و هرق داريم . « 2 » و تركيب آن « او » ( معادل هو و ه ) + حرف « ر » كه همواره در
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 120 .
( 2 ) - ن . ك . به : فرهنگ آ . م . م . ذيل همين نامواژهها و كتاب حاضر ذيل نامواژههاى هندرستان و هرستانه و اورگان - هورگان و اوره - هوره و اشباه آن در همين فرهنگ .