مشروب مىشده و آن قناتها همه با قلت آب مواجه شده يا بهكلى خشكيده است ، از اين جهت كشاورزى آنها تقليل يافته است اگرچه موقتا با كندن چاههاى عميق اين مشكل را جبران كردهاند .
چاه عميق چاهى است كه از سفرهء آبرو كه با باران و نزولات آسمانى تغذيه مىشود و زيادى آن به اندازهء امكان در قنات جريان پيدا مىكند ، در مىگذرد و به سفرهء آب زيرزمينى مىرسد و اين سفره از بارش آسمان كمتر بهرهياب است و كمكم آب سفرهء زيرزمينى را مصرف مىكند . دايما چاهها عميق و عميقتر مىشود و چون به عمق 200 ، 300 متر رسيد ديگر چاه صرفهء اقتصادى ندارد ، بنابراين نبايد فكر كرد كه چاههاى عميق وسيلهء خوبى براى كشاورزى است چون مانند خوردن از ذخيره است و ذخيرهاى كه جايگزين پيدا نمىكند و اگر به همين شيوه روزگار ادامه پيدا كند بايد دانست در ايران فاجعهء بزرگى روبهرو خواهيم شد .
آنچه دربارهء كشاورزى و تمدن اين ناحيه بايد بگوييم تحت عنوان ميمه كه اين ديه يا شهرك امروز جزء آن است ، گفتهايم . ديههاى اين ناحيه براى خودشان زبان و فرهنگى دارند ، همه كهن و قديمى و دلاويز ، اين لهجهها از ميمه و جوشقان و قهرود تا نطنز رواج دارد .
اين ناحيه به داشتن لبنيات خوب نامبردار است و ما توجه خود را برحسب قرارى كه داريم متوجه نام آن مىكنيم .
واژهشناسى :
وزوان از دو جزء « وز + وان » تركيب شده . جزء اول « وز » از مادهء وزيدن همان است كه از ريشهء اوستايى « وز » مىآيد « 1 » و در پهلوى به صورت « وزيتن » داريم و در فارسى وزيدن و وزش از آن مىآيد ، و از جمله لغاتى است كه صورت باستانى و صورت ميانهء آن دست نخورده به زبان پارسى حاضر رسيده است . اما جزء دوم « وان » همان است كه گاهى به صورت « بان » در مىآيد و به معناى صاحب و دارنده و نگهبان است . شيروان ، نخجوان ، ناجوان ، همه از اين دست واژهها است كه به تضاعيف دربارهء آنها گفتوگو كردهايم . « 2 » بنابراين وزوان يعنى جايى كه باد دارد و يا باد مىوزد و خوش و تند مىوزد و مىدانيم كه باد در نزد اجداد آريايى ما خوب و محترم شمرده مىشده و اين ديه هم به
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : وزوه و وزران و غيره در همين كتاب .
( 2 ) - همان در اين عناوين .