تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 818

مساهمون:

ص٨١٨
1345 ، اين ديه 1469 نفر جمعيت داشته است ، « 1 » و در ميان دهستان خود و ساير دهستانهاى يزد ، به قياس با ساير دهكده‌هاى اين نواحى ، ديهى بزرگ به شمار مىآيد ، دربارهء سابقهء تمدن و قدمت اين نواحى يزد به تفصيل در عنوان يزد و به مناسبت در عناوين ديگر اين ناحيه ، گفت‌وگو كرده‌ايم . هنر بزرگ ايرانى بوده است كه از زير اين ريگستانهاى تفتيده و شنزارهاى سوخته با نيش كلنگ قناتهاى طولانى ، عميق و پرآب ايجاد مىكند ، شهرى چون يزد را بنيان مىنهد و ديه‌هايى همانند نير ما باشكوه و جلال آباد مىسازد . به حكم اختصارى كه بر آن اقتصار داريم مىپردازيم به تحقيق دربارهء نام آن‌كه عمدهء مقصود و مقصد ماست .

واژه‌شناسى :

در تقطيع نير به دو جزء « نى + اير » برمىخوريم با واژهء « نى » آشنا هستيم كه اگرچه در بادى امر عجيب به نظر مىآيد ولى گفته‌ايم و ثابت كرده‌ايم كه به معنى آب است . « 2 » در اينجا هم از همين معنا بيرون نيست و اما « اير » همان پسوندى است كه در بسيارى از واژه‌ها چون ازيران و كلير و غيره داريم و به معناى روان شدن و جريان پيدا كردن است و صفت « ايرا » يعنى روان شده هم از آن مشتق شده است و در نام محلهايى چند و از جمله در آمل ، تهران ، سقز آمده است و از همه روشنتر ايراب و ايراج ، كه نخستين در سقز و دومين در نايين همه به معنايى كه از آن دريافتيم ، نشان بارز صحت گفتار ماست . به‌هرصورت نير يعنى آب روان و چه خوش مناسب مىافتد كه نام ديهى با اين صفت قرار گيرد و پيداست كه ديه نير آب روان خوب داشته است كه جمعيتى چنين زياد نيز يافته است . دانستنى است كه اين واژهء دلنشين نه‌فقط در يزد وجود دارد بلكه در ساير نقاط ايران نيز ديده مىشود . چون نير ( اردبيل ، تفت ، مريوان ، همدان ) و نيرس و نيرج به ترتيب در قزوين و بيرجند و نيرش و نيروان ( نوشهر و پاوه ) و غيره ، آشكار است كه در همه‌جا به همين معنا است .
نيسيان
Neysiy n
نيسيان ديهى است بزرگ از دهستان برزاوند اردستان همان‌طور كه نامش دلالت دارد ديهى
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ذيل دهستان نير . ( 2 ) - ن . ك . به : عناوين نيه ، نىنى ، نياسرم و مشابهات آنها در همين فرهنگ .