دارند و در گويشهاى مختلف به هم تبديل مىشوند به مظنهء اقرب همان « سلم » است كه نام شناخته شدهء كهنى است در ايران و نام بسيارى از ديهها و امكنه به صور مختلف در اطراف ايران با آن تركيب شده است مانند : سلم « 1 » ( زابل ، شهركرد ) و سلمآباد ( اراك ، بيرجند ، تفرش ، شاهرود ) و غيره ؛ و به صورت سلماس « سلم + آس » در خود سلماس و به صورت سلمان « سلم + ان » در ناحيهء « دزفول ، دماوند ، گرمسار ، اردبيل و غيره » . بعدها در طومار شيخ بهائى و به تقليد از آن ، در جاهاى ديگر آن را به صورت « صرم » با « صاد » عربى مىبينيم و اين نيست مگر از نفوذ زبان عربى در زبان فارسى . در مورد نياصرم با « صاد » عربى ، چنين امرى صورت وقوع يافته و « سرم » پارسى را صورت « صرم » عربى بخشيده است .
تنبيه 1 : تبديل شدن « سين » اول در واژه « صرم » به « صاد » عربى شيوهء رايج تعريب نامهاست چنان كه در اعلاق النفيسه در ضمن شمردن قصرهاى اصفهان مىگويد : « از آن جمله بود قصرهايى در برزاوند و برخوار و جرمقاسان ( گرمكاشان ) و صردقاسان ( سردكاشان ) » « 2 » يعنى ( كاشان گرمسير و كاشان سردسير و غيره ) و اين شيوه همواره در تعريب رايج بوده است .
تنبيه 2 : بهطورى كه در بالا گفته شد برخى واژهء نياصرم را « نياسن » تلفظ مىكنند و اين تلفظ نيز بىمعنا نيست چونكه جزء اول « نيا » به معناى آب و « سن » ( به فتح « سين » ) همان مخفف « سئنهء » اوستايى و « سين » پارسى است به معنى مرغ مقدس و باشكوه « سيمرغ » ( هما ) . به همين صورت هم دو محل ديگر يكى در رودسر به صورت نياسن و يكى به صورت نياسان در لاهيجان داريم و اين هردو نام مؤيد توضيحى است دربارهء نياصرم كه در تداول عامه بعضى آن را نياسن مىخوانند .
نير
Nir
نير نام ديهى بزرگ و باشكوه است در دهستانى به همين نام در شهرستان يزد . در سال
هامش
( 1 ) - اين سؤال طبعا پيش مىآيد كه آيا نام سلمان فارسى صحابى بزرگ پارسىنژاد پيامبر اكرم ( ص ) ، تركيب و اشتقاقى چنين دارد .
( 2 ) - ابن رسته ، اعلاق النفيسه ، ترجمهء دكتر حسين قرهچانلو ، انتشارات امير كبير ، ص 189 .