بسيارى ديگر هست « 1 » و گاهى به صورت « نى » هم درمىآيد چنان كه در نيه ( كاشان ) و نىنى ( اردستان ) و نياوران ( تهران ) و غيره و غيره در اينجا هم « نى » همان « نا » و آب است و جزء دوم « سى » همان است كه در واژهء سيان به شرح آمده است . « سى » معادل واژهء كهن « زى » و سيان معادل واژهء زيان است و جزء سوم همان پسوند نسبت و سيان يعنى جايگاه زيست ، آنجا كه مىتوان زيست .
نيشابور
Ney bur
نيشابور نام ديهى كوچك است با 148 نفر جمعيت كه آن را در عداد ديههاى دهستان خور و بيابانك قلمداد كردهاند . « 2 » اساسا ناحيهء خور و بيابانك نظر به قلت آب و دورافتادگى از مراكز تمدن و سختى معيشت و ناهموارى هوا كمجمعيت و فقير است ولى در عوض فرهنگ باستانى خود را حفظ كرده و آثار قدمت در همهجا و همهچيز آن آشكار است .
ساختمانهاى خشتى محكم با اسلوبى بسيار دلنشين و نحوهء معيشتى اقتصادى حسابشده و منظم با اكتفا به نفس بسيار در همهء شؤون زندگانى مردم ، البته نشان قدمت است . لهجه و زبان كهن هنوز حفظ شده و مردم به آن زبان سخن مىگويند . اين لهجه هنوز مورد دقت كامل واقع نشده و شبيه است به زبان يا گويش نايينى و بهدينان يزد . اخلاق مردم در قول و قرار و دادوستد استحكامى پسنديده دارد و مردم بسيار كوشا و زحمتكش مىباشند . نظر به وجود معادن بسيار سرب در آن حوالى و بهويژه در انارك مردم به استخراج آنها پرداختهاند . جيب خود را پر از زر و شكم خود را سير و صحرا را از درخت طاق تهى كردهاند ( درختها را در زير كورههاى ناقص سرب سوزاندهاند . ) استخراج معادن كه با اصول ماشينى و جديد تنظيم نشده بود سرانجام ديه را به نابودى كشيد و مردم محل را دوباره با تهيدستى قرين ساخت .
نهايت مورد شگفتى است كه نيشابور يعنى نام شهرى كه شاهپور ذو الاكتاف در خراسان پديد آورد به اين ديه كوچك نيز اطلاق شده است . بههرصورت و جهت كه باشد ما از
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : نامواژهء ازناوله ، نىنى ، نيه و نياصرم در همين فرهنگ .
( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 87 .