شيخ بهائى ، كه دفتر سهمبندى آب رودخانههاى اصفهان است و در 932 ه . ق ترتيب داده شده است و بعدها به نام شيخ بهائى شهرت يافته و فعلا يگانه سندى است كه براى نام ماديهاى اصفهان در دست داريم ؛ براى اولين دفعه به نام « صرم » برمىخوريم . « 1 » در طومار چنين آمده است : « مادى صرم مشهور به حسينى محاذى املاك درجزين زير مادى درّ واقع است . » اين حدود با حدود ابن حوقل نزديك ولى با آن قابل تطبيق نيست . چونكه اين مادى چشمه ندارد و مادىيى كه چشمه داشته باشد در اين حدود فقط همين قميش است و معلوم نيست ياسرم از كجا به اين صورت عربى درآمده و بعد هم با نام نياصرم شكل پيدا كرده است چونكه در خود همين طومار كه يگانه سند مستند دربارهء نام ماديهاى اصفهان است ، بعدا به معرفى مادى نياصرم مىپردازد و سهم آب آن را معين مىكند و اشاره مىكند كه برخى باغهاى شاهى با آبهاى آن مشروب مىشود و محل عبور آن را تا درجهاى تعيين مىنمايد . بههرحال در اينجا مىبينيم كه واژهء « صرم » به واژهء « نيا » چسبيده و مادى بزرگ نياصرم بدان شهرت يافته است .
برخى مردم در تداول عامه نياصرم را نياسن تلفظ مىكنند با اين صورت ، محلى داريم در رودسر « 2 » ولى به هيچ صورت در اطراف كشور نامى به صورت نياصرم نيامده است و از اينجا معلوم مىشود كه اين واژهء اصيل پارسى با صورت عربى به نحو مغشوشى درهم آميخته كه جدا كردن آنها دشوار است مگر با تمهيد يك مقدمه كه ذيلا به توضيح آن مىپردازيم .
« نيا » آمده از « نا » به معناى آب است و حقيقت آنكه « نى » و « نيه » و « نىنى » و « نه » و ساير گونههاى اين واژه چون « ناو » ، « ناوه » همه معناى آب را در خود دارند .
نام بسيارى از روستاها و امكنه با اين نام شروع مىشود و آشكارا معنى آب از آن مستفاد مىگردد . چون نياسر در كاشان كه معنى آن « آبسر » يا « سرآب » است و با واژهء سرآب آشنا هستيم كه نام بسيارى از محلها و از جمله سرآب آذربايجان به آن نامبردار مىباشد .
بنابراين قول ابن حوقل ، ياسرم معادل ناسرم و بعدا صرم و نياصرم معنى پيدا مىكند و اما « سرم » جزء دوم واژهء « ناسرم » به حكم اينكه هردو حرف « ل » و « ر » يك علامت در پهلوى
هامش
( 1 ) - ن . ك . طومار شيخ بهائى عنوان توصيف و سهمبندى اين مادى .
( 2 ) - ن . ك . به : فرهنگ آ . م . م . ص 570 .