درست معلوم نيست نياصرم يعنى چه و اگر اين واژه كهن است ، صورت عربى آن « صرم » به چه دليل به وجود آمده است . اگر انتساب شبكهء كهن آبيارى اصفهان به قوم ماد و اطلاق نام « مادى » بر اين نهر از باب اطلاق حال به محل صحيح باشد ، بىشك در قدمت آن شكى حاصل نمىشود . با اين توضيح كه ماديهاى ديگر اصفهان ، خواهران اين نهر چون ماديهاى گركن ، فدن ، جنديج و فرشادى و غيره « 1 » همه داراى معنى مىباشد و به ناچار براى اين واژه نيز معناى درستى هست كه بايد اشتقاق آن را به دست آورد . « 2 » در قديمىترين منبعى كه صورتى از اين واژه آمده و به ما رسيده شرحى است كه ابن حوقل ، حدود 367 هجرى قمرى ضمن وصف اصفهان آورده است وى مىگويد : « نزديك اصفهان و در مغرب آن ده ماربانان واقع است « 3 » كه باغهايى پهناور به مساحت يك فرسخ از چپ و راست دارد و گويند خراج آن صد هزار درهم است و از همين ده است كه جمد و ثلج فراوان به دست مىآيد و ميوه نيز فراوان به دست مىآيد . اين ده در مغرب رودخانه قرار دارد و در پايين آن در كنار رودخانه دو ضيعهء بزرگ به نامهاى بتروكان و مهروكان هست كه از باصفاترين جايها است . در مهروكان چشمهاى پرآب دايمى به نام ياسرم جارى است و در كنار آن ضيعههاست و چشمه در كنار زرنرود ( زايندهرود ) به فاصلهء يك تير پرتاب از آن رودخانه جارى است . « 4 » امروز در اصفهان محلى به نام مهروكان و بتروكان شناخته نيست . حافظ ابو نعيم در كتاب ذكر اخبار اصفهان از ديهى به نام باطرقان نام مىبرد ، « 5 » ولى از فحواى گفتار او برمىآيد كه با بتروكان ابن حوقل قابل انطباق نيست . اين باطرقان در شرق اصفهان است و اصفهان آن را فراگرفته ، در حالىكه بتروكان ابن حوقل در غرب اصفهان و در كنار رودخانه و در دهستان ماربين واقع است .
پس از ابن حوقل كه واژهاى به صورت ياسرم را پيش آورده است ، در طومار منسوب به
هامش
( 1 ) - همه واژههاى كهن و بامعنى شناخته شدهاند .
( 2 ) - ن . ك . به : گركن و نامواژههاى ديگر در همين فرهنگ .
( 3 ) - ن . ك . به : عنوان ماربين در همين فرهنگ .
( 4 ) - ن . ك . به : سفرنامه ابن حوقل ، ترجمهء دكتر جعفر شعار در وصف اصفهان ، ص 108 .
( 5 ) - ن . ك . به : مقدمهء كتاب « ذكر اخبار اصفهان » ، ترجمهء نگارنده ، مندرج در فصلنامهء زندهرود ، شمارهء 12 و 13 ، ذيل توسعهء يهوديه .