است كه آب بسيار دارد و اما خود واژهء « نهر » از ريشهء « نه » آمده و « نه » همان « نا » ست كه به معنى آب است « 1 » و جزء دوم « ر » در « نهر » هموند است بنابراين خود واژهء « نهر » كه از « نا » و آب آمده نشان ديگرى از گذر آب را در خود دارد .
نهرود
Nehrud
نهرود ديهى است كه آن را در جمع ديههاى خور و بيابانك به حساب آوردهاند . اين ديه در سال 1345 فقط 22 نفر جمعيت داشته است . « 2 » ديه بزرگى نيست ولى صرف بقاى ديهى در ساحل پهناور كوير لوت با آن آب و هواى وحشتناك كه روز تخممرغ از گرما مىپزد و شب آب يخ مىبندد ، اين خود عجيب است و نشانى از قدمت آن . دربارهء ديههاى ساحلى كوير و خصوصيات آنها در ضمن بحث از نام نايين و خور و يزد و غيره گفتوگو كردهايم ، تجديد مطلب براى آن بىمورد است . در اين ديه اثر قديمى وجود ندارد ولى باقى ماندهء زبان كهن كه در ميان مردم جارى و سارى است خود نشان ديگرى است بر قدمت آن . حال مىپردازيم به نام آن .
واژهشناسى :
نهرود به صورت « نه + رود » تقطيع مىشود . « نه » همان واژهاى است كه در نيه ( نطنز ) ، نىنى ( اردستان ) ، نياسر ( كاشان و ازنا ) و غيره داشتيم و روشن و واضح و مدلل ساختيم كه از ريشهء آب گرفته شده است . در توضيح اين نامواژهها نشان داده شده كه گاهى با نون مكسور و گاهى مفتوح اين معنى از واژه اراده مىشود ؛ مثل نسران و نسار و نساره و غيره . اما « رود » همان صورت ديگر رودخانه است كه به معناى جريان آب هم مىآيد و اينجا هم به همان معنى و همين تركيب است و نهرود يعنى آبرود و با واژهء آب صدها ديه و محل در ايران نامبردار مىباشد . چون آبگرم ، آبشور ، آبچنار و غيره و يا خود نام آبرود ( سبزوار ، فردوس ، فومن ) . در اينجا هم نهرود يعنى آبرود . موضوع شگفت ديگرى به حكم وجود خود اين كلمه در ذهن ما تصورش استقرار مىيابد و آن اينكه شايد در روزگاران پيشين اينجا رودى جريان داشته و اين نام از آن حكايت مىكند .
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : واژههاى ازنا ، نىنى ، نيه و همسان اينها ، در همين فرهنگ .
( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 17 .